فشار گروه بر قضاوت شخصی

فرض کنید پیش از یک امتحان مهم، متوجه می شوید که پاسخ شما به یک مساله با پاسخ همکلاسیتان متفاوت است. واکنش شما چیست؟ شاید کمی نگران شوید. حالا تصور کنید که پاسخ همکلاسی دیگرتان نیز با شما متفاوت است. بدتر از آن اینکه پاسخ او مطابق با پاسخ همکلاس اولتان است. در این صورت چه می کنید؟ سپس پاسخ سومین همکلاسیتان را می بینید که متفاوت با پاسخ شما و مطابق با پاسخ آن دو نفر دیگر است. حالا چه احساسی دارید؟ کدام پاسخ را درست می دانید؟ پاسخ این سه همکلاسی یا پاسخ خود را؟ آیا می توانید بپذیرید که پاسخ هر سه نادرست و پاسخ شما درست است؟

 Asch در پژوهش خود(1951)، از سوژه می خواست به یک پرسش ساده در مورد کوتاه و بلندی یک خط راست در مقایسه با خط استانداردی پاسخ دهد.  6 یا 8 نفر دیگر نیز همراه با سوژه (در همکاری با Asch و بدون اطلاع سوژه) در این آزمون ها شرکت می کردند و به عمد پاسخی کاملا» نادرست می دادند.  علاوه بر آن همگی پیش از سوژه این پاسخ کاملا» نادرست را اعلام می کردند. طبعا» سوژه مورد آزمون در موقعیت سختی قرار می گرفت آیا از اکثریت تبعیت کند یا به قضاوت شخصی خود پایبند بماند. گروه کثیری از سوژه های مورد آزمون (یعنی 76درصد از کسانی که در مطالعات گوناگون مورد آزمون قرار گرفتند) حداقل یک بار روش نخست را برگزیدند. در مقابل فقط 5 درصد سوه ها در گروه کنترل (گروهی که در غیاب همکاران پژوهشگر برای ارائۀ عمدی پاسخ نادرست پیش از پاسخ دهی سوژه ها ، به همان پرسش ها پاسخ می دادند)چنین خطایی داشتند.

نتیجۀ آزمون

24 درصد همواره با قضاوت شخصی خود پاسخ درست دادند

33 درصد بین یک تا سه بار به پیروی از جمع(همدستان پژوهشگر) پاسخ نادرست دادند.

14 درصد بین 4 تا 6 بار به پیروی از جمع(همدستان پژوهشگر) پاسخ نادرست دادند.

18درصد بین  7تا 9 بار به پیروی از جمع(همدستان پژوهشگر) پاسخ نادرست دادند.

11 درصد بین 10تا 12 بار به پیروی از جمع(همدستان پژوهشگر) پاسخ نادرست دادند.

گرچه اکثریت سوژه ها حداقل  یک بار تحت فشار جمع قرار گرفتند ولی در موارد متعددی در مقابل این فشار مقاومت کردند.  با وجود این فقط 24 درصد  در برابر فشار جمع مقاومت کردند. این پژوهش و پژوهش های بعدی(Tanford & Penrod 1984) نشان می دهد که بیشتر مردم ترجیح می دهند قضاوت درست خود را زیر پا بگذارند تا اینکه به تنهایی با گروهی از اشخاص دیگر (ولو ناشناس) مخالفت کنند.

در پژوهش بعدی Asch، روش بالا با یک تغییر مهم انجام شد: بجای اینکه پاسخ ها را با صدای بلند اعلام کنند سوژه ها باید پاسخ خود را بر روی کاغذ می نوشتند. همانطور که می توان حدس زد پاسخ ها دیگر از الگوی تطابق با اکثریت پیروی نمی کرد. این یافته بخوبی تفاوت در تطابق عمومی (گفتن یا انجام آنچه اطارفیان ما می گویند یا انجام می دهند) با تطابق خصوصی (اینکه واقعا» خودمان چه فکر می کنیم یا انجام می دهیم) را نشان می دهد. در این پژوهش و پژوهش های بعدی مشخص شد اکثریت افراد اقدامات خود را برای تطابق و همراهی با جمع اصلاح کرده یا تغییر می دهند درحالی که قضاوت شخصی خود را همواره حفظ می کنند.

Baron R.A., and Byrne D., (1991), “Social Psychology: understanding human interaction”-6th ed., PP314-315

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s