پرستش ابزار شکنجه، دگردیسی ادیان در طول تاریخ

برگرفته از صفحات 58-61کتاب زهیر نوشته پائولو کوئیلو ترجمه آرش حجازی 1383
1978880_734977646597073_3633482702598828103_n
فرض کنیم هیتلر در جنگ پیروز می شود و تمام یهودی های دنیا را سر به نیست می کند و به مردم می قبولاند که واقعا نژاد برتری وجود دارد. کتاب های تاریخ عوض می شود و صد سال بعد، جانشینانش سرخ پوست ها را هم از بین می برند. سیصدسال بعد، نژاد سیاه هم کاملا» نابود می شود و سرانجام، این ماشین جنگی قدرتمند پانصد سال بعد موفق می شود نژاد زرد را از سطح زمین محو کند. کتاب های تاریخ از جنگ های کهن با بربرها می گوید، اما هیچ کس آن ها را با دقت نمی خواند، چرا که اصلا» مهم نیست.
و دو هزار و پانصد سال بعد از تولد نازیسم، در کافه باری در توکیو(که پانصد سال است مردم قد بلند چشم آبی ساکن آن شده اند) هانس و فریتز با هم آبجو می خورند. هانس به فریتز نگاه می کند و می پرسد: «فریتز فکر می کنی همه چیز همیشه همین طور بوده؟»
فریتز می گوید: «چی همین طور بوده؟»
«دنیا.»
هانس می گوید :» آره ، نمی دانم چرا این سوال احمقانه را کردم. آبجویشان را می خورند و از چیزهای دیگر حرف می زنند و موضوع را از یاد می برند.
«لازم نیست این قدر در آینده جلو بروی. کافی است دو هزار سال به عقب برگریدم. تو می توانی گیوتین، چوبه دار یا صندلی الکتریکی را بپرستی؟»
» می دانم منظورت چی است: بدترین و وحشتناک ترین ابزار شکنجه ی انسان، صلیب. یادم می آید در کتاب سیسرو خواند ام که صلیب مجازاتی شنیع بوده و قربانی، قبل از مرگ، زجر فجیعی می کشیده. اما امروز مردم صلیب را به سینه شان آویزان می کنند، به دیوار اتاق شان می زنند و آن را یک نماد مذهبی می دانند، یادشان رفته که جلوی یک آلت شکنجه ایستاده اند.»
«یا این: دو قرن و نیم بعد، کسی به این نتیجه رسید که باید به جشن های انقلاب زمستانی کافرکیش ها پایان بدهد، یعنی زمانی که خورشید دورترین فاصله را از زمین دارد. حواریان مسیح و جانشین هایشان، گرفتار رساندن پیام عیسی به مردم دنیا بودند و توجهی به جسم میترایی میلاد خورشید شکست ناپذیر نداشتند که روز 25 دسامبر برگزار می شد. تا این که اسقفی به این نتیجه رسید که این جشن انقلاب زمستانی، تهدیدی برای دین محسوب می شود و بعد…! امروز کریسمس می گیریم؛ طویله درست می کنیم، هدیه می دهیم، موعظه می کنیم، بچه های پلاستیکی در گهواره ی چوبی می گذاریم، و اعتقاد داریم، اعتقاد عمیق داریم که مسیح در این روز به دنیا آمده است!»
«درخت کریسمس هم داریم. سرچشمه اش را می دانی؟»
«تصوری ندارم.»
«بونیفاس قدیس تصمیم گرفت یک آیین مخصوص ایزد ادین را مسیحی کند: قبایل ژرمن ، سالی یک بار هدایایی دور یک درخت بلوط می گذاشتند و بچه ها پیدایشان می کردند. گمان می کردند این باعث خوشحالی ایزد باستانی می شود.

Advertisements

4 پاسخ به “پرستش ابزار شکنجه، دگردیسی ادیان در طول تاریخ

  1. «امروز کریسمس می گیریم؛ طویله درست می کنیم، هدیه می دهیم، موعظه می کنیم،»
    اشتباه کردی عزیز . امروز جشن سالگرد انقلاب میگیریم ، ساندیس میخوریم و سرود ، ای رهبر آزاده ، آماده ایم آماده میخوانیم .

    • ایکاش متن را می خواندید که موضوع گفتگوی نویسنده وهمسرش است درباره تاریخچه سنن و آیینی که مسیحیانی چون ایشان دارند!

      • متن را خوانده ام ، سیصد سال بعد ما پرچم اسلام را بالای کرملین و کاخ سفید و خشتک چند میلیارد اهل عالم کوبیده ایم ، انوقت بیائیم کریسمس را جشن بگیریم !!.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s