طنز یا لودگی و آزارهای جنسی زنان

نوشته : فریبا داوودی مهاجر http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2013/july/02/article/-aa4a7473c5.html

«در تمام این سال‌ها، کمتر مردی را دیدم که وقتی می‌فهمد شغل قبلی من نجات غریق است و شناگرم، لحنش را لوس نکند و شوخی شوخی نپرسد‌؛ به مردها هم شنا یاد می‌دهی؟! یا اگر غرق شوم، من را هم نجات می‌دهی؟! معمولا آدمی هم، که این سئوال را می‌پرسد، در همان لحظه فکر می‌کند بانمک است و سکسی، حتی بعد از مدتی هم خودش یادش می‌رود در برخورد اول همچین سئوالی پرسیده و اصلا هم نمی‌داند چقدر جلف و سبک به نظر رسیده و چقدر در دلم به او فحش دادم که همین نگاه جنسیتی و پایین‌تنه‌ای او و امثال او است که سی سال آزگار باعث شده، من و امثال من، سقف آرزوهامان از ثبت رکوردهای شنا، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، به نجات غریق شدن برسد. اما همه این‌ها را روایت کردم که بگویم، اگر این خبر را می‌خوانید و زیرلب واه واه می‌کنید، فقط برای چند دقیقه با خودتان صادق باشید و ببینید، چندبار در زندگی، با نگاهی سبک و جنسیتی به زن‌ها نگاه کردید و چندبار برای صمیمت بیشتر بدون دانستن پیشینه سال‌ها محرومیت و مهجوریت ما زن‌ها، شوخی جنسیتی کردید. واقعیت این است که اگر قرار است چیزی درست شود، اول بایدازخودمان شروع کنیم تا یک روزی نوبت به مدیران عقب‌مانده با ذهن‌های تک‌بعدی برسد.»
متنی که خواندید استاتوس یکی از دوستانم در فیس بوک است؛دختری شناگر که به قول خودش بجای ثبت رکوردهای شنا،غریق نجات شده است ‫.

روایت برخورد با زنان نه به اینجا ختم میشودو نه از اینجا شروع شده است.داستانی است که مخصوص این زن نیست و برای بسیاری از زنان در شغل های مختلف، از کار خانگی تا کارمندی و شاعری و پزشکی و مهندسی اتفاق افتاده است.بخصوص زنانی که از کلیشه ها خارج میشوند بیشتر دستمایه طنز ولودگی و حتی انواع و اقسام اتهامات قرار می گیرند ‫. این لودگی که میتواند از یک محاوره دو طرفه در محیط کار، کلاس های درس، دانشگاه و رسانه ها شروع و نقل محافل شود،تا آزار جنسی نسبت به زنان پیش می رود. آزاری خاموش که وقتی زنی نسبت به آن اعتراض می کند، او را فمینیستی غر غرو می نامند تا از ترس برچسب خوردن حرفی در این باره نزند. همان آزاری که شعرهای یک زن شاعر را در مغزش خشک می کند و یک زن مستعد فعالیت سیاسی ـ اجتماعی را در خانه نگه می دارد و در خانه هم به شکل های مختلف خود را نشان می دهد؛ هجو ها و شوخی های جنسیتی که برای تحقیر زنان و به شکل مستقیم و غیر مستقیم بکار گرفته می شود. از مهمانی های خانوادگی گرفته تا فضاهای خصوصی.

شوخی ها و استعاره های جنسی، که صد البته در فرهنگ ایران جدید نیست،در فضای مجازی امروز و به برکت سیاستهای غلط فرهنگی و جنسیتی جمهوری اسلامی خود را بیرون می ریزد. امر و خواست پنهانی که بی محابا خود را به شکل یک هژمونی به ساختار زبانی وارد کرده است. البته بررسی و نقد این هژمونی نیز ممکن است با خنده، تمسخر، بی تفاوتی و یا هجمه روبرو شود، اما در نهایت این موضوعی است که دیر یا زود مردان و زنان جامعه باید با آن برخورد و بی طرفانه درباره آن فکر کنند. فکر کنند که تا چه اندازه این استعاره ها و شوخی های جنسی، با نگاه و اندیشه و پس زمینه های فکری مردان نسبت به زنان در ارتباط است و این پس زمینه ها چه نقش مستقیم یا غیر مستقیمی در چرخه عقب افتادگی زنان ایرانی دارد. استعاره هایی که در از ترانه ها گرفته تا ضرب المثل ها و فکاهی و کنایه ها وجود دارد و برای تفریح و سرگرمی به شکلی رایج در پیامک های موبایل رد و بدل می شود. هجو هایی که زن را مسخره و تحقیر میکند و روز به روز جای پای خود را بیشتر باز میکند .

صاحب نظران معتقدند آزار جنسی لزوما به رفتار و عملی فیزیکی که طبیعتی سکسی داشته باشد اطلاق نمی شود، بلکه صرف اینکه جنسیت شخص، اعم از زن و یا مرد بودن فرد را زیر سئوال برد و یا مورد توهین قرار دهد آزار جنسی قلمداد می شود و میتواند پیامدهای نامطلوبی در جامعه ایجاد کند؛ آزارهایی که اغلب مردان آن ها را آزار جنسی تعریف نمی کنند. آنها معمولا تعرضات فیزیکی را در چارچوب آزارهای جنسی میدانند اما کمتر زنی است که معنا و مفهوم این قبیل آزارهای جنسی را درک نکرده باشد؛ رفتارهایی که در بسیاری موارد می تواند موجب عقب نشینی زنان و واگذاری عرصه سیاسی ـ اجتماعی به مردان شود.

اخیرا در میان تعدادی از دوستان درباره حق ریاست جمهوری زنان صحبت میکردم. مردی با خنده و شوخی گفت فکر کنید خانم رییس جمهورحامله چه شکلی می شود و تازه اگر در سفر خارجی درد زاییدن هم بگیرد چه اتفاقی میافتد و چه آبرو ریزی می شود؟ در مقابل آن مرد چه میشد گفت؟ خندید، سکوت کرد، گریه کرد؟ پس از آن جلسه مرد جوانی به من گفت که آیا دلیل این رفتارها و شوخی را میدانی؟ این روشی برای خراب کردن زنها است. خانه و محیط کار ندارد،یا وقتی مردی با زنی لج و برای نابود کردن او شروع به تیکه انداختن با الفاظ جنسیتی میکند. آن دوست جوان می گفت خراب کردن خانم ها نوعی پز دادن بعضی مردهاست به همدیگر. خرابش میکنند تا آرام شوند. حتی وقتی زنی پیشنهاد دوستی یک مردی را رد میکند و آن مرد غرورش له می شود و ابهتش از بین می رود حتی به دروغ به بقیه میگوید با اون زن رابطه داشته است. اینکه وقتی به قول خودشان نمی توانند مخ زن مورد نظرشان را بزنند میخواهند او را نابود کنند. حتی به همه می گویند که این خانم با همه راحت است، دیگر چه برسد به زنی که ادعا کند زن ها میتوانند رییس جمهور بشوند. یزدی هم برای همین گفت زنی را به ده راه نمیدادند سراغ خانه کدخدا را گرفت.

بدون شک آزار جنسی میتواند کلیه اظهار نظرهای موهن و تلویحات جنسی با اشارات تبعیض آمیز جنسی را که برای شخص مخاطب آزار دهنده است در بر بگیرد؛ رفتارها یا سخنانی که باعث احساس خطر، رنج، حقارت، اختلال و مرعوب شدن یک زن شود و یا وضیعتی ناراحت کننده ایجاد کند. به عنوان مثال در آمریکا، آزار یک زن از طریق بیان نظرهای زننده در باره زنان غیر قانونی است و کمیسیون برابری فرصت های شغلی آمریکا به تبع این قانون، قوانین متعددی در حوزه کار وضع کرده که هر گونه رفتاری را که ماهیت جنسی داشته و امنیت زنان را در خطر قرار دهد امری غیر قانونی دانسته و با آن به شدت برخورد میکند. آنها این قبیل آزارهای جنسی را از انواع تبعیض های شغلی تعریف کرده اند و پیشگیری از ارتکاب آزار جنسی از اهداف مهم قانونی در آمریکا محسوب می شود.

بدون شک طنز با سیاست و قدرت ارتباط دارد.طنز ابزاری قوی است که میتواند تبدیل به هجو شود و با ظاهرو حتی کارکرد طنز گونه، جنسیت یا قومیت یا عقیده ای را تحقیر کند و آرام آرام فرهنگی سخیف و نگاهی فرو دست را برای آنها بیافریند؛ هجوی که امروز نقل بسیاری از محافل عمومی و خصوصی شده و با ظاهری خندان زنان را در رنجش و آزار قرار میدهد. امید است که حاصل این یاداشت اندکی فکر قبل از هر سخنی باشد.
*************
یکنفر :
علاوه بر این می توان موارد بسیاری از همکاری و همراهی زنان با این بدزبانی ها را شمرد:
* در انقلاب فرهنگی سال 59 توده های عوام را با وانت از روستاها و شهرک های اطراف به محیط دانشگاه می آوردند تا با کافران مبارزه کنند! آنها حتی نمی دانستند که در دانشگاه هستند و تصور بسیاری از آنها این بود که در لانه جاسوسی (سفارت امریکا) هستند! در میان شلوغی هم ، عده ای از افراد کمیته انقلاب اسلامی (به اعتراف یکی از آنها در بازجویی) به دختران دانشجوی بدون حجاب بطرزی وحشیانه حمله می کردند و دختران عضو انجمن اسلامی با گرفتن مقواهایی با نوشته هایی از سخنان امام خمینی در عمل از این اقدام پشتیبانی می کردند(صرف این مقواها برای قربانی نشدن خودشان توسط اوباش بود!) و ظاهرا» برای ندیدن این صحنه ها، روی برمی گرداندند که با شلوغ تر شدن و بی پروا شدن مهاجمان توسط برادران به جای امنی منتقل شدند!

* در محیط های اجتماعی اعم از خانواده، محل کار، خیابان همیشه زنانی از حمله به زنی دیگر که شاید در عقیده و سلیق کمی از آنها متفاوت است فعال بوده و هستند. آن هم زنانی که معمولا» در سایر موارد حرفی برای زدن ندارند و سایه های تایید کننده پدران، برادران و شوهران خود هستند. به ویژه کینه و نفرت زنان خانه دار کم سواد نسبت به زنان تحصیلکرده، شاغل (مستقل مالی) که اجباری به حجاب یا اطاعت از مردان ندارند مثال زدنی است. این زنان تمامی صفات و اعمال نادرست مردان خود را با گفتن «مرد است دیگر» تایید می کنند ولی نسبت به زنان دیگر، صفات و اعمالی را به دروغ نسبت می دهند تا بزعم خود آنها را در جامعه بی آبرو و بی اعتبار سازند. همین زنان هنگامی که دختر یا زنی در خانه یا خیابان مورد خشونت یا مزاحمت قرار می گیرد نه تنها به فکر یاری رساندن به به او نیستند بلکه با داستانسرایی یا شایعه پراکنی عمل مهاجم یا مزاحم را توجیه می کنند!

** علاوه بر این، حتی مردان نیز از هتاکی، افترا و اتهام به دور نیستند. کسانی که بدلایل گوناگون در محافل یا جامعه های حقیقی یا مجازی پذیرفته نمی شوند با دروغ، تهمت و افترا نسبت به افراد شاخص و برجسته آن جامعه انتقام می گیرند که البته در جامعه بسته و سرکوب شده فعلی که امکان اعلام حقایق و شناخت افراد بسادگی ممکن نیست برای مدت کوتاهی موفق می شوند حالا که نمی توانند با اتکا به توانایی های خود جایی را بدست آورند، حداقل افراد موفق یا محبوب را به نوعی بکوبند! و همیشه این گونه افراد پیروانی دارند. کافی است سنگ اول پرتاب شود و پاسخی سرشکن نگیرد همانند حمله ناسزاگویان و هتاکان به فیسبوک بازیکن تیم ملی والیبال ایتالیا برای جبران شکست تیم ملی ایران!

*** شاید کسانی بخاطر بیاورند که جوک های قومیتی در زمان شاه همیشه در رابطه با شمالی ها، اصفهانی ها و ترک ها بود: چرا؟ شاید بد نباشد به تاریخ این شهرها نگاهی بیاندازیم و به نقش آنها در مشروطیت، نهضت جنگل و … حالا به یکباره جوک های قومیتی زیادی در مورد لرها می شنویم. «ستاد انتخابات از لرها خواست که با ارائه اصل برگه رای ، شناسنامه های خود را از مسوولان صندوق های انتخاباتی پس بگیرند. پلیس با گاز اشک آور رای دهندگان را پس از ساعت دوازده شب متفرق و اعلام کرد زمان رای گیری به پایان رسیده است.» چرا؟

تنها راه چاره برای رهایی از عقب ماندگی فکری و ذهنی، پاک کردن اذهان خود و عموم از این تعصبات کور، عقده های درونی، جهت گیری های قومی و قبیله ای …است. اگر جرات مخالفت با هتاکان دهن گشادی را نداریم که با لودگی جنسی، افترا و پخش جوک های قومیتی جامعه ی ما را گام به گام به عقب می رانند حداقل با آنها همراهی نکنیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s