ساده انگاری و زودباوری هیاهوی شیادان و هتاکان

* سال 58 ، در میان شور و هیجان مردم برای شرکت در انتخابات در میان کاندیدا ها ناگهان نام و تصویر مرد همسایه را دیدم که همیشه توسط والدینم از نزدیک شدن یا حرف زدن با او منع شده بودیم علیرغم تمام علاقه ای که او به دوستی و خدمت رسانی به دختر مدرسه ای ها داشت از اصرار برای رساندن آنها از مدرسه به خانه تا خریدن هدایای کوچک خوراکی و خرده ریزهای دیگر! در معرفی خود گفته بود از سال 55 تا سال 57، زندانی سیاسیبوده یعنی همان دو سالی که در کوچه ما بهمراه همسرش اقامت داشت و ما هر روز او را می دیدیم!
* سال 60 در روز دفن یکی از بستگان در بهشت زهرا، با خدمتکار خاله ام روبرو شدیم که با صدای بلند فریاد می زد دو پسر داشتم برای خدا، قرآن و خمینی فدا کردم اگر ده تا پسر هم داشتم همه را فدا می کردم. او از جوانی تا پیش از مهاجرت خاله ام پس از جنگ در خانه شان خدمت می کرد و هیچگاه ازدواج نکرده بود!
* سال 62 در شیراز همان زن جوان همیشه باردار(!) و شوهرش، پیرمردی 60 ساله، گدایان معروف شهرمان آبادان را در حال گدایی دیدیم که این بار از رشادت شوهر جوانمرگ شده اش در جنگ، از دست دادن خانه و زندگیش و ناتوانی پدرش(همان شوهر واقعیش) برای کار شکایت می کرد!
.
.
.
* همین چند سال پیش بود که به درخواست مدیرساختمان،هر ماه برای کمک به زن نظافتچی مبلغی می دادیم چون مدعی بود شوهرش در تصادف، هر دو دستش را از دست داده و او تنها نان آور خانواده اش با بچه های کوچک متعددش است. بعد وقتی در جریان درخواست کمکش برای طلاق از شوهرش قرار گرفتیم که با وجود خرید خانه ای در محله ای خوب، دو خودرو و یک ویلا در شمال حاضر نبود یکی از آنها را به نام زنش کند(!) یا 150 میلیون سپرده بانکیش را با خانمش شریک شود، در جریان دعوا و چاقو کشی بر سر همین اختلاف، با چشمان خودمان شوهر سالم و قبراقش را در مصاف با سه پسر برومندش در ساختمان دیدیم که به جبران جان فشانی در حوادث بعد از انتخابات، پاداش های کلانی گرفته و به یکباره از لحاظ اقتصادی به طبقه اجتماعی جدیدی صعود کرده بودند!البته با کمی تفاوت فرهنگی! واین بار پسران بودند که دستمزدشان را ازپدری که همه چیز را برای خودش خرج کرده بود می خواستند!
.
.
.
* حالا در فضای مجازی به مدعیان مخالفت با این حکومت برمی خوریم که با همان ترفندها و شیوه های حکومت، نظیر هتاکی، افترا و اتهام، بجای مبارزه با ایادی حکومت، پیگیرانه با مخالفان خود در جنگی دن کیشوت بار درگیرند و مورد پذیرش و حتی استقبال عده ای هم قرار می گیرند. هر قدر بیشتر با سکوت و بی اعتنایی قربانیان خود روبرو می شوند شجاع تر شده با عربده های بلند تر، دروغ های بزرگ تر و ناسزاهای زشت تری می گویند.
لابد وقتی سران حکومت از درگیری و اختلاف بین اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور حرف می زنند به همین مقالات روشنگرانه استناد می کنند. همانطور که تحلیلگران اندیشمند ما وقتی از اپوزیسیون سوریه حرف می زنند بر مبارزان فدایی اسلام در راه دلار سعودی و قطر (!) انگشت می گذارند و خوب البته از آنجا که مشت نمونه خروار است هر جنایت و شناعتی از این قوم را به پای کل اپوزیسیون سوریه می نویسند.
طیف رنگارنگ اپوزیسیون این حکومت هم از زندانیان سیاسی صدر ظهور اسلام خمینی (دهه 60) گرفته تا آخرین از راه رسیدگانش نظیر هاشمی رفسنجانی، مجال خوبی برای این عرض اندام های شجاعانه با هویتی مجازی و تایید سایرین بدون بازشناخت سوابق و گفتار و رفتارشان در گذشته این قهرمانان است که اگر این شناخت و محک خوردن براساس تجربه حاصل شود می تواند راهگشای درک اهداف و نیات واقعی شان باشد.
یعنی تاریخ تکرار می شود و باز ما ایرانی ها خام گفته ها ، ادعاها و شعارها خواهیم شد؟ اگر چنین باشد تداوم یا تغییر این حکومت از نظر من یکسان است.
.
.
.
من با استبداد مخالفم نه با مستبد. این استبداد است که فساد مالی و اجتماعی، عقب افتادگی و از هم گسیختگی جامعه و ستم مظاعف بر زنان، جوانان و اقلیت های قومی و مذهبی را به همراه دارد، حال در هر شکلی بازتولید شود حتی جمهوری سکولار و یا جمهوری ایرانی.
من با دروغگویان، هرزه نگاران ، هتاکان و شیادان مخالفم نه فقط با ایادی این حکومت، حال در هر لباسی؛ ملا، مکلا یا فکلا (پوشنده ی فکل و کراوات).
ولی بیشتر از آن من با تایید کنندگان و تشویق کنندگان این گونه گفتارها و رفتارها مخالفم.
و سرانجام بیشترین مخالفتم با بی تفاوت ها است که همین چندی پیش خودم عضوی از این گروه انبوه بودم! فراموش نکنیم وقتی در برابر این عده قلیل از شیادان و هتاکان که کاری جز گل آلود کردن آب و برپا کردن گرد و خاک برای عدم شفافیت و ناتوانی همگان در تشخیص دوست از دشمن ندارند سکوت می کنیم صرف نظر از پذیرش مسوولیت مشترک در پیامد اعمالشان، ممکن است همین فردا خودمان قربانی آنها باشیم.
ایکاش این قدر ساده انگار و زود باور نباشیم….

Advertisements

7 پاسخ به “ساده انگاری و زودباوری هیاهوی شیادان و هتاکان

  1. درود
    در یک مزرعه موشی به بقیه حیوانات گفت صاحب خانه تله موش آورده. لطفا کمک کنید تا در دام نیفتم. بقیه حیوانات گفتند مشکل خودته. به ما ربطی نداره. تا اینکه یک روز بچه صاحب خانه از سمی که برای موش گذاشته بودند ناآگاهانه خورد و مریض شد. صاحب خانه مرغ را کشت و با آن سوپی پخت برای پسرش تا خوب شود. گوسفند را کشت تا از گوشت آن بچه اش قوت بگیرد. و گاو را سر برید تا جلوی چشم زخم بقیه را بگیرد. و موش همچنان در خانه زندگی می کرد.
    این جماعت تماشاگر بی تفاوت فقط وقتی متوجه اشتباه خود می شوند که مصیبت سراغ آنها هم بیاید.

  2. ما مردمی هستیم که استاد مشاهده کردن، فیلم گرفتن، و نچ نچ کردنیم. کافیست در فیس بوک عکس یک فقیر را ببینیم. کمتر از 10000 لایک نمی خورد. در حالی که همین فقیر در گوشه خیابان دارد جان می دهد. یا عکس یک فعال سیاسی یا وکیل در بند، مثلا نسرین ستوده را ببینیم و زیرش 1000 تا کامنت بذاریم و با لایکهامون حمایت کنیم. درحالی که اون در زندان جون میده.
    یا اینکه به هر کسی که حرفی خلاف خواسته ما زد انگ جاسوس بزنیم و خون ستار بهشتی را به پای او بنویسیم و هر توهینی را به او نسبت دهیم. ولی خودمان غیر از دهن گشادی در زندگی هیچ کاری نکرده ایم.
    این نوید را به همه می دهم که با این ملت، مملکت ما روی خوشبختی را نخواهد دید.

    • درود بر شما مهندس گرامی
      در کلیات با شما موافقم ولی فورا» پای ملت را وسط نکشید! بهر حال زندگی قرن ها در استبدادهای خشن و عادت به پیروی از زور برای زنده ماندن عاداتی همراه خود می آورد ولی در خیزش های اخیر بخش قابل توجهی از مردم ، تفاوت های رفتاری معناداری دیده ایم. در هر جامعه ای عده ای این چنینی هستند که فقط در زمان سرکوب و استبداد سیاه می توانند بتازند.
      می توان امیدوار بود وقتی به یاری این آتش زیر خاکستر ، این پرده سیاه از روی جامعه در حال تغییر و تحول فرو بیفتد گفتار و رفتاردیگری را شاهد باشیم. درضمن بنظر من این ملت است که باید روی خوشبختی ببیند، خوشبختی مملکت که معنای مشخصی ندارد! امیدوار باشید دوست من، سحر نزدیک است!

  3. درود بر یکنفر عزیز
    من فکر می کنم این حکومت نماینده اکثریت ملت هستند. هر گوشه ای از مظالم این حکومت توسط بخش اعظمی از جامعه حمایت میشه. مثلا وقتی کسی از حمایت دولت از تروریستهای بشار اسد و حزب الله لبنان انتقاد می کنه با حمایت بسیاری از افراد جامعه از این پشتیبانی دولت مواجه میشه.
    یا وقتی کسی از اینکه اقلیتهای فکری و عقیدتی در جامعه (مثل آتئیست ها یا همجنس بازها) دچار مشکلات فراوانی هستند سخن بگه با حجوم مردم مواجه میشه که اینها انسان نیستند و باید همشون رو از بین برد.
    یا هنگامی که از حقوق از دست رفته زنان دفاع کنیم بسیاری از افراد جامعه از جمله بسیاری از خود زنان، در مقابل این حرف ما جبهه می گیرند. من معتقدم که این نظام از آسمون نیومده. بیگانگان هم اونا رو نیاوردن. بلکه اونها نماینده به حق اکثریت جامعه هستند. اکثریت جامعه بوده که همیشه با تفکرات واپسگرایانه خود به تشکیل و تداوم استبداد کمک کرده. به همین خاطر به نظرم «پای ملت وسط هست»

  4. شاید دلیل صحبت شما این باشه که در جامعه با افراد کمتری برخورد داشته و سر و کله زدید. (به علت شغل یا خانم بودن یا هر چیز دیگری) یا اینکه طیف افرادی که در اطراف شما بودند از لحاظ فکری یکدست تر و نزدیکتر به اندیشه های شما بودند. ولی من در طول زندگی با اقشار مختلف سر و کله زدم. (به علت شغلم) و با خیلیهاشون در مورد مسائل مختلف صحبت کردم. و نتیجه بسیار نا امید کننده تر از اون چیزیست که میشه فکرش رو کرد. جمعیتی که در ایران به دنبال احقاق حقوق خود هستند در بین اقلیتها هم یک اقلیت بسیار ناچیز به شمار میآید.

    • درود بر مهندس گرامی
      هم این مساله ممکن است و هم این که من از نسل قبلی هستم و تغییرات دیدگاه ها در جامعه را با دوران جوانی خودم مقایسه می کنم. بهر حال نظرات افراد متوهم و پیرو این و آن زیاد مهم نیست دیدگاه افراد تاثیر گذار مهم است، نسل جوانی که کوشا و فعال در صحنه ها ست …با همه اینها اکثریت عددی هم که معمولا» در انتخابات تاثیرگذار است کمی متفاوت تر از گذشته عمل کرده اینطور فکر نمی کنید؟ در مورد شدت آسیب های اجتماعی و عقب ماندگی های فرهنگی ناشی از تسلط استبداد هزاران ساله در خانواده، مدرسه و جامعه بویژه به قهقرا بردن عمدی مردم ایران هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ مادی با شما هم عقیده هستم با وجود این خوش بین به آینده، و آماده تغییر و تغییر دادن و تغییر کردن…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s