تماس با جهان های موازی دیگر

برگه کیهان شگفت انگیز فیسبوک
تماس با جهان های موازی دیگر
آیا می توان با جهان های موازی دیگر ارتباط بر قرار کرد؟
با ما همراه شوید تا به صورت علمی پاسخ این پرسش شگفت انگیز را بیابیم.
فیزیکدان ها احتمال وجود جهان های موازی را را منتفی نمی دانند!آیا می شود با مردمی که در آن جهان ها زندگی می کنند ارتباط برقرار کرد؟ به آن ها سر زد؟یا آیا ممکن است شاید کسانی در ان جهان ها بوده اند و به ما سر زده باشند؟
تماس با دیگر گیتی های کوانتومی که از ما واهمدوسیده(دارای فازی مخالف با فاز جهان ما) شده اند بسیار نامحتمل به نظر می رسد. دلیل واهمدوسیدگی ما از این گیتی های دیگر این است که اتم های ما با سایر اتم ها در محیط پیرامونی برخورد کرده اند. در هر برخوردٰتابع موج آن اتم انگار اندکی می رمبد.یعنی تعداد گیتی های موازی کاهش می یابد. هر برخورد از تعداد امکان پذیری ها می کاهد. جمع کل تمام این تریلیون ها ریز رمبش های اتمی به این توهم می انجامد که اتم های بدن ما کلا به حالت قطعی رمبیده اند(یعنی تابع احتمال آنها مقدار یک را گرفته است).
واقعیت عینی انیشتین توهمی است حاصل از این امر که ما تعداد بسیار زیادی اتم در بدنمان داریم که هر یک به بقیه برخورد می کنند و هر بار تعداد جهان های موازی ممکن را کاهش می دهد.
این مانند دیدن تصویری تار در دوربین است.این متناظر است با جهان خٌردٰکه در آن هر چیزی گویی مبهم و ناقطعی است.ولی هر بار که شما دوربین را میزان کنید تصویر شفاف و شفاف تر می شود و این متناظر است با تریلیون ها برخورد ریز با اتم های همسایه که هر برخورد از تعداد گیتی های ممکن می کاهد. به این شیوه ما به آرامی گذر از جهان خٌرد مبهم را به جهان کلان انجام می دهیم یعنی بر اثر برخورد اتم ها با یکدیگر.
پس احتمال برهم کنش با یک جهان کوانتومی دیگر شبیه به جهان ما صفر نیست بلکه بر حسب تعداد اتم های بدن ما به سرعت کاهش میابد.چون در بدن ما تریلیون ها تریلیون اتم هست شانس برهم کنش ما با جهان دیگری پراز دایناسورها و فضاییان بینهایت اندک است اما خوب خوشبختانه صفر نیست.
می توانید محاسبه کنید برای وقوع چنین رویدادی باید خیلی بیشتر از طول عمر گیتی صبر کنید.
پس نمی توان برقراری تماس با یک جهان موازی کوانتومی را منتفی دانست. ولی این رویداد فوق العاده نادر خواهد بود. زیرا ما از همه ی آن ها واهمدوسیده شده ایم.
ولی در کیهان شناسی ما با نوع دیگری از جهان های موازی مواجه می شویم:یک بسگیتی از گیتی هایی که با هم همزیستی دارند مانند حباب های صابون شناور در وان حمامی کف آلود.
تماس با جهانی دیگر در یک بسگیتی پرسشی است متفاوت.
انرژی لازم برای گشودن سوراخی در فضا یا بزرگ کردن کف فضا-زمان از مرتبه ی انرژی پلانگ است.جایی که تمام فیزیک شناخته شده از پا می افتد.فضا و زمان در آن انرژی پایدار نیستند و این امکان رفتن از جهان ما را زنده نگه می دارد(اگر طول فرایند از بین نرویم)
این یک پرسش آکادمیک محض نیست زیرا تمام حیات هوشمند در جهان روزی مجبور به رویارویی با پایان جهان خواهد بود.دست آخر چه بسا برای فرار از این مهلکه روزی حیات هوشمند مجبور شود به جهان موازی دیگری نقل مکان کند.
داده های اخیر ماهواره ی wmap که فعلا در مدار زمین است تایید میکند که جهان با آهنگی شتابان در حال انبساط است.چه بسا روزی تمام ما در آنچه که فیزیک دان ها بیگ فریز می نامند از بین برویم.سر انجام تمام جهان تاریک خواهد شد. تمام ستارگان در آسمان خاموش خواهند شد و جهان از ستارگان مرده، ستاره های نوترونی و سیاهچاله ها تشکیل خواهد شد. چه بسا حتی خود اتم های اجسام نیز شروع به واپاشی کنند،شاید دما به نزدیک صفر مطلق فرو افتد که حیات را ناممکن سازد.
با نزدیک شدن جهان ما با آن هنگام،تمدنی پیشرفته که با مرگ غایی گیتی خود دست به گریبان است می تواند به فکر بستن بار سفر نهایی یه یک جهان دیگر بیفتد.برای این تمدن پیشرفته گزینه های پیش رو یا یخ زدن و مرگ خواهد بود یا کوچیدن.
قوانین فیزیک هشدار مرگی برای تمام حیات هوشمند است،ولی در این قوانین یک بند گریز هم وجود دارد:گریز به یک جهان موازی دیگر.
آیا می توانیم به جهان موازی دیگری کوچ کنیم؟احتمال آن هرچند کوچک باشد اما صفر نیست.

Advertisements

13 پاسخ به “تماس با جهان های موازی دیگر

  1. درود
    اگر اشتباه نکنم اخیرا با بررسی فرکانس ارتعاش ذرات و پادذرات وجود جهان های موازی به اثبات رسیده. در ضمن به علت وجود بی نهایت دنیای موازی، حتی اگر تعداد اتمهای تشکیل دهنده ما بینهایت هم باشد و بی نهایت برخورد هم وجود داشته باشد، باز هم با کاسته شدن از بی نهایت جهان موازی، تعداد امکانها بی نهایت باقی می ماند و احتمال همچنان بسیار بیشتر از صفر است. گرچه دائما از یک فاصله می گیرد ولی زیاد به صفر نزدیک نمی شود.

  2. با درود به مهندس گرامی
    ضمن تایید دیدگاه شما، مساله اصلی برای من، سفر به جهانی موازی است! تعداد آن زیاد مهم نیست. بعلاوه اگر نظریه فون دانیکن جدید،- مبنی بر اینکه کل جهان از یک اتم تشکیل شده است،-درست باشد واقعا» تعداد مهم نیست!

  3. درود بر یک نفر عزیز
    فون دانیکن بیشتر از اینکه یک نظریه پرداز باشه یک خیال پرداز خلاق هست. نظرات و عقایدش اصلا علمی نیست و آدم رو یاد دکتر روازاده خودمون میندازه. یا حتی دکتر حسن عباسی!
    بیشتر عقاید فون دانیکن مربوط به حضور فضاییها در زمینه. اکثر بحثهاش هم بر اساس بشقاب پرنده هاییست که مردم ادعا می کنند دیدیم!
    با توجه به اینکه نزدیکترین ستاره یا سیاره با قابلیت حیات حداقل چندین میلیون سال نوری از زمین فاصله داره پس موجودات فضایی برای رسیدن به زمین یا باید با سرعت نزدیک نور به اندازه چندین میلیون سال در راه باشند که اصلا منطقی نیست. یا به تکنولوژی بسیار پیشرفته تری دست پیدا کنند که از طریق ورم هول بتونن به زمین بیان. در هردو صورت به منبع انرژی بینهایت احتیاج دارند تا بتونند چنین کاری کنند. و مطمئن باش اگر چنین چیزی ممکن هم بود، که به احتمال بسیار زیاد غیر ممکن هست، این موجودات چنان تکنولوژی بالایی دارند که فناوری ما در مقایسه با اونها مثل مقابله یک جوجه اردک با ارتش آمریکاست!

    • مهندس گرامی
      آلزایمر یکنفر را ببخشید، بجای ورنر فون براون نوشتم فون دانیکن (یعنی فقط بخش فون، نام مورد نظر درست است)فون براون هم که می دانید دانشمند اس اس و بعد پروژه موشک و آپولو و… در ضمن مساله بشقاب پرنده را هم زیاد به تمسخر نگیرید یک باره دیدید درست در آمد. در مورد سرعت بیش از نور، این محدودیت ما سه بعدی ها در زمان است که سبب شده محدودیت های حسی خودمان را به محیط پیرامونی خود تعمیم دهیم. برای رفتن به ابعاد بالاتر یا جهان های موازی یا حتی سیارات دیگر، شاید حتی نیازی به بشقاب پرنده و سفینه فضایی نباشد، کافی است به دانش بالاتری دست یابیم. فراموش نکنید انسان هایی در دویست سال پیش اندیشه پرواز در کشتی هوایی را ،-بدلیل سنگین تر بودن کشتی فلزی نسبت به هوا ،-مردود دانسته و آن را مسخره می کردند!

  4. به همین دلیل شاید به قول استفان هاکینگ لزومی نداره نگران حضور یا حمله موجودات فضایی باشیم، چون با اوصافی که گفتم اگر آمده باشند تاثیراتشون بسیار بیشتر از ساخت 4 تا مجسمه خواهد بود! در ضمن اتم یک مفهوم بسیاری قدیمیست و شاید ادعای اینکه جهان از یک اتم ساخته شده باشه در حد ادعاهای نستراداموسه :دی که درکی از کوانتوم و نسبیت و ریسمان و … نداشته

    • ورنر فون براون متاسفانه این ایده را که همه اتم ها از اساس یکسان هستند دنبال نکرده ولی به این فکر کنید که هنوز توضیحی برای رفتارموجی و همزمان رفتار ذره ای فوتون ها بسته به مشاهده گر وجود ندارد. چرا؟ یک توضیح می تواند این باشد که مشاهده گر نسبت به فهم خود رفتار فوتون را تعبیر می کند همانند نقشه کشی ، دید از بالا، دید از روبرو، دید از چپ… حالا اگر کسی نتواند بعد بالاتر را درک کند (یعنی دو بعدی باشد) بسته به مکان مشاهده اش یکی از این تصویر را می بیند و به آن رفتاری طبق مشاهده خودش نسبت می دهد اگر دو آدم دوبعدی بتوانند مشاهده هایشان را باهم درمیان بگذارند بعد از کلنجار رفتن و به بن بست رسیدن می گویند هم این و هم آن، چون شیئی نسبت به مشاهده کننده رفتارش را تغییر می دهد!….نظیر فوتون که هم رفتار ذره ای دارد و هم رفتار موجی ….

  5. نظریه ریسمان و جهان های موازی
    برايان گرين، فيزيک‌دان مشهور دانشگاه کلمبيا در نيويورک در مورد اين نظريه چنين مي‌گويد: «نظريه ريسمان‌ها تمامي ذرات بنيادي را به صورت ارتعاشات متفاوت ريسمان‌هاي انرژي مي‌بيند. از ديد اين نظريه، تمامي هستي چيزي جز ارتعاش نيست.» از نکات جالب نظريه ريسمان‌ها آن است که توضيح مي‌دهد که هستي حداقل يازده بْعدي است. جهان ما در واقع يک پوسته سه بْعدي در اين هستي ابدي است. بدين ترتيب ممکن است جهان‌هاي بي‌شمار ديگري نيز در ابعاد ديگر ‌هستي پنهان باشند. اين جهان‌هاي موازي حتي ممکن است در فاصله‌اي بسيار نزديک از جهان ما باشند اما از آنجائي‌که در بْعد ديگري از هستي پنهان هستند، متوجه حضور آن‌ها نمي‌شويم. بدين ترتيب، شايد جهان ما در احاطه جهان‌هاي ناپيداي بي‌شماري باشد. بر اساس نظريه ريسمان‌ها چنين به‌نظر مي‌رسد که ما هيچ‌گاه نخواهيم توانست با جسم خود به آن جهان‌ها سفر کنيم زيرا ذرات بنيادي سازنده بدن ما قادر به خروج از ابعاد اين جهان که اينک آن‌ را تجربه مي‌کنيم نيستند. بنابراين شايد قوانين آن جهان‌ها براي هميشه بر ما پوشيده بماند، اما حقيقت آن است که در اين هستي ناشناختني که جهان ما را در بر گرفته است، همه چيز يک ارتعاش است.
    بر اساس نظريه ريسمان‌ها، جهان‌هاي موازي که مي‌توانند مانند جهان ما شامل ميلياردها کهکشان باشند، حتي ممکن است از پوست بدن هم به ما نزديک‌تر باشند اما به علت آن‌که خارج از ابعاد جهان ما هستند، حضور آن‌ها را درک نمي‌کنيم.

  6. درود بر یکنفر عزیز
    با نظریات و صحبتهای برایان گرین آشنا هستم. سخنرانیهاش رو هم از TED دنبال می کنم. الان هم یکی از دانشمندان مسئول در آزمایشگاه سرن هست. CERN LHC
    ولی در مورد ابعاد یازده گانه یا 26 گانه که توسط نظریه ریسمان پیشبینی میشود باید عرض کنم که این ابعاد بالاتر در سایزهای بسیار بسیار کوچک به وجود می آیند. یعنی در اندازه های بسیار بسیار کوچکتر از اتم.
    و اینکه ابعاد بالاتر جهان ما رو احاطه کرده باشه موضوعیست که امکان دارد ولی توسط نظریه ریسمان پیش بینی نمیشود. شاید نظریه ای دیگر این موضوع رو پیش بینی کند. در هر صورت چه با سرعتی بالاتر از نور و چه با هر فناوری دیگری، اگر موجودات فضایی به این مهم دست پیدا کرده باشند از دو نکته باید مطمئن بود: 1. اینکه دانش اونها بسیار بسیار بیشتر از ماست(قابل مقایسه با ما نیست)
    2. اینکه انسانها در آینده احتمالا به چنین دانشی دست پیدا خواهند کرد. و این باعث میشود که بتوانند در زمان سفر کنند. و به زمان ما بیایند. و چون چنین اتفاقی احتمالا نیفتاده (یعنی مسافری از آینده نداریم). پس میشه تا حدی حدس زد که چنین چیزی ممکن نباشه

    • مهندس گرامی
      این صحبت های منطقی شما که مورد تایید من هم هست مانع تصمیم من به سفر به دنیاهای موازی نمی شود! کرمچاله ها هم در کسری از ثانیه بعرض چند میلیمتر بوجود آمده و از بین می روند ولی راه خوبی برای گذر از یک سیاهچاله و رسیدن به یک سفیدچاله(که وجودش فقط از نظر ریاضی ثابت شده) هستند! بعلاوه از کجا می دانید که مسافرانی از فضاهایی دیگر(جهان هایی دیگر یا ابعادی دیگر یا زمانی دیگر) در حال حاضر بین ما نیستند!
      بنا به گفته ناپلئون: غیرممکن ، غیرممکن است! پس پیشنهاد می کنم همیشه بجای غیرممکن ها به ممکن کردن غیرقابل تصورها بیاندیشید. تمام تفاوت انسان های عادی با انسان های غیرعادی (یعنی کسانی که به موفقیت هایی فراتر از حد عادی دست یافته اند) در طرز نگرش و رویکرد آنها به مسایل بوده است!

  7. درود بر یکنفر عزیز
    باور کنید من خودم مشتاق ترین کس برای سفر در زمان و جهانهای موازی و … هستم. از بچگی عاشق ستاره ها و فیزیک بودم.در مورد غیرممکن بودن من به قطع نگفتم. گفتم احتمالا. و گفتم احتمالا مسافری نیامده.
    ولی خودم جدا امیدوارم که این غیر ممکن ها ذاتی نباشند. بلکه به علت آگاهی محدود فعلی بشر باشه. به طور مثال اصل عدم قطعیت هایزنبرگ محدودیت های ذاتی رو برای جهان تعیین میکنه که رفع اون غیر ممکن ذاتی هست. ولی این غیر ممکنها ممکن است ذاتی نباشند.
    شاید باورتون نشه ولی همیشه یکی از ژانرهای مورد علاقه من در فیلمها و سریالها همین مسائل بوده. از جمله سریال فرینج که کلا در مورد جهانهای موازی و سفر در اونهاست. یا سریال لاست و Futurama که در مورد سفر در زمان هست.

  8. پيکر و ذره
    ذره ام ناچيز و کوچک در قياس
    فهم بي حد علتم فاصله هاست
    نور تو طي مي کنم اين فاصله
    درک تو بي فاصله هم ، باطله
    ذره ي کوچک منم در اين مکان
    ديدِ من با فاصله جمع کن بر آن
    حدِ بيرونم افق بي انتهاست
    در درون هم اين سرا ، بي منتهاست
    ذره اي وابسته ي اين پيکرم
    برگرفته از حياتست گوهرم
    راز اين طرحِ جهانِ بيکران
    توي هر ذره نهادن بي گمان
    ذات من با ذات هستي هم طراز
    فاصله حد درونم کرده باز

    من چو سلولي ازين بي منتها
    شکل اين دنيا بيا از من بخواه
    شکل هستي شکل اين قلبه من است
    حرکتش همچون مثال اين تن است
    سوي او سوي من و بعد از من است
    اين از آن نيستش جدا اين روشن است
    قصد او هر جا که باشد در من است
    هستي ام هستش از اويش بودن است
    ذره ها در هر کجاي اين جهان
    يا که درمن يا که آنسوي جهان
    هم طراز ، هم بعد ، هم حد و توان
    من که از جاي دگر نيستم در آن
    پيکران از ذره ها انباشته شد
    شکل پيکر شکل هر يک ذره شد
    جاذبه هر چه قوي تر حد آن
    ذره ها وابسته کرد اين را به آن
    ر _ پيروز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s