تجاوز جنسی و اخلاق دوگانه – میترا فخیم

نشر ایران گلوبال جمعه, اوت 16, 2013 – 14:09
http://www.iranglobal.info/node/23124

جامعه ای که شهامت ندارد یک زخم کهنه را با نامش بنامد، جامعه ای که با سکوت از کنار یک رنج اجتماعی به نام تجاوز جنسی به کودکان در خانواده می گذرد، و همزمان برای اعدام متجاوزان جنسی در شوشترهورا می کشد، جامعه ای که وقتی متجاوز پدر یا برادر است، چشمان خود را بر تجاوز می بندد اما در برخورد به متجاوز خارجی چنان بیرحم است که اعدام را هم ناکافی می داند، چقدر در ادعای خود مبنی بر مبارزه با تجاوز جنسی صادق است؟

«تجاوز جنسی عملی وحشیانه است. باید از قربانیان تجاوز جنسی حمایت، و متجاوزان را به حداکثر مجازات محکوم کرد». اگر این گزاره ها به نظرخواهی گذاشته شوند، کمتر کسی پیدا می شود که با آن موافق نباشد. شاید عده ای خشمگین هم بشوند و بگویند چه سوال احمقانه ای، مگر می توان در این باره شک کرد؟ اما وقتی پای عمل به میان بیاید، مساله می تواند قدری متفاوت باشد.

واکنش ها نسبت به دو رویداد که این روزها جنبه خبری پیدا کرده اند، بار دیگر بیانگر معیارهای دو گانه در برخورد به تجاوز جنسی بود. یکی از این رویدادها اعدام 6 مرد به جرم تجاوز جنسی به زنان است که روز چهارشنبه گذشته در زندان کارون اهواز انجام شد و دیگری اکران فیلم «هیس؛ دخترها فریاد نمی‌زنند» ساخته پوران درخشنده درباره ی تجاوز جنسی به دختران در درون خانواده.

اتهام 6 مردی که در اهواز اعدام شدند، تجاوز به چندین زن در شوشتر بود. ماجرا چنان که معاون رئیس کل دادگستری استان خوزستان توضیح داده این است که یک باند چند نفره، به گفته ی مقام قضایی از معتادان و مجرمان باسابقه، در مناطق گردشگری شهر شوشتر با موتورسیکلت کمین کرده و به اتومبیل زوج های جوان حمله می کردند. آنان با ایجاد رعب و وحشت مردان را مضروب کرده و زنان را در برابر چشم آنان مورد تجاوز قرار می دادند و پولها و زینت آلات آنان را می ربودند.

سرنخ این تجاوزات سال 90 بدست آمد و نیروی انتظامی توانست 6 تن از آنان را دستگیر کند. به گفته دادستان عمومی شوشتر، اغلب زنان قربانی، بدلیل مصالحی از جمله آبروداری از اعلام شکایت صرفنظر کردند و پرونده با حضور 2 شاکی تشکیل شد. معاون رئیس دادگستری خوزستان گفت دستگیر شدگان به تجاوز به 10 زن اعتراف کرده اند. او با اشاره با اعدام این 6 تن، خطاب به «متجاوزان و ناامن کنندگان جامعه» گفت بدانند قوه قضائیه با آنان بشدت برخورد خواهد کرد و پرونده آنان «به صورت ویژه» رسیدگی می شود.

اعترافات 6 تن درباره خشونتی که علیه زنان قربانی و مردان همراه آن ها اعمال کرده اند، تکاندهنده است. ازاین رو عجیب نیست که موجی از نفرت علیه تجاوز جنسی و متجاوزان ایجاد کند. خبر اعدام این افراد با وسعت زیادی توسط رسانه ها منتشر شد و موجی از واکنش های تائید آمیز برانگیخت؛ انگار که با اعدام چند متجاوز می توان پدیده ی تجاوز جنسی را از میان برد، انگار که می توان با اعدام، خشونت و ناامنی را از میان برداشت و امنیت ایجاد کرد.

برخی حتی حلق آویز کردن این افراد را کافی ندانستند. نمونه کامنت هایی در تابناک است. یکی می گوید: «همه اینها باید گردن زده میشدند نه اعدام ، نه در زندان بلکه در ملا عام تا اینکه سالهای سال کسی در آن خطه به چنینن کارهائی فکر هم نکند». دیگری گوشزد می کند: «نه، اعدام بهتر است زیرا در اعدام طرف درد می کشد اما در گردن زدن درد نمی کشد.» سومی می گوید: « چرا اعدام، چرا اینها رو زنده زنده نمی سوزونند» و آن یکی راه حل بهتری دارد: «با قیچی تیکه تیکه میکردینشون»

فیلم «هیس؛ دخترها فریاد نمی‌زنند» ساخته پوران درخشنده هم به موضوع تجاوز جنسی پرداخته است. تجاوز، به دختربچه ها آن هم در خانه، جایی که باید به کودک احساس امنیت بدهد. تجاوز توسط پدر یا برادر که کودک باید در کنارشان احساس آرامش کند. تجاوز نه یکبار و دو بار، بلکه مکرر، شکنجه ای که گاه سال ها طول می کشد و کودک در فضای وحشتی که پدر یا برادر برای او ساخته اند نه جرات دارد در این باره با کسی حرف بزند و نه حتی جرات فریاد زدن دارد. اگر هم به کسی بگوید، احتمال دارد متهم به دروغگویی، یا مقصر قلمداد شود. فیلم داستان زندگی زن جوانی است که در سال های کودکی و نوجوانی در خانه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و آثار روانی آن هنوز در هر قدم زندگی با اوست.

همان مسئولانی که در برخورد به متجاوز جنسی در شوشتر با آن قاطعیت از ضرورت مجازات متجاوز سخن می گفتند، اینجا برخورد متفاوتی دارند. آنطور که از نوشته ها در باره فیلم بر می آید، موضوع در فیلم بطور سمبلیک مطرح شده تا با مشکل عدم کسب مجوز روبرو نشود. با این حال بشارت دهندگان قاطعیت در برابر تجاوز جنسی، اصلا از دست گذاشتن بر چنین موضوعی خشنود نشدند. مسئولان جشنواره فجر حتی حاضر نشدند فیلم را ببینند. رخشنده میگوید عده ای نمی خواهند این واقعیت ها را ببینند.

برخورد رسانه ها نیز در خور تامل است. مطالب زیادی درباره فیلم «هیس…» نوشته شد و حیرت آور این که در اغلب این نقدها و گفتگوها مساله، موضوع فیلم، را به نام خودش نمی نامند. گاه یک صفحه در مورد فیلم مطلب نوشته شده بدون این که اشاره ای به موضوع فیلم شده باشد و کسی که فیلم را ندیده باشد سرانجام متوجه نمی شود موضوع آن دقیقا چیست. همان رسانه هایی که خبر اعدام 6 تن در زندان کارون اهواز را با عناوینی از قبیل«تجاوز تکان دهنده»، «اعدام 6 متجاوز به عنف»، و عبارات مشابه منتشر کردند در باره موضوع فیلم «هیس…» به لکنت زبان دچارند. در اغلب نوشته ها از موضوع فیلم با این عناوین یاد می شود: درباره مسائل دختران جوان در خانواده ها، کودک آزاری، آسیب اجتماعی و در موارد معدودی نیز به آزار جنسی دختران اشاره شده است.

«هیس…» به گفته ی رخشنده، درباره ی قشری از جامعه است که «سكوت را به اجبار اختيار كرده‌اند»، باید به کودکان یاد داد در جایی باید نه بگویند و در خانواده مخفی کاری نباشد. اما وقتی این پدیده تابو است و نباید در باره آن حرف زد، چگونه می تواند مخفی کاری نباشد؟ نوازندگان ارکستر این سکوت مرگبار تنها قربانیان تجاوز جنسی در خانواده نیستند. همه از وجود پدیده ی آزار جنسی کودکان در برخی خانواده ها اطلاع دارند اما کمتر کسی حاضر است درباره آن حرف بزند. انگار یک وفاق عمومی برای پنهان کردن این راز مگو زیر فرش خانه هست.

با این حال «هیس…» از سوی تماشاگران با استقبال شدیدی مواجه شد و در صدر فیلم های پرفروش قرار گرفت. سوال این است که استقبال گسترده تماشاگران از فیلم را باید چگونه تعبیر کرد؟ جامعه ای که حتا حاضر نیست پدیده تجاوز جنسی به کودکان در خانواده را بنام واقعی اش بنامد چه رسد به صحبت درباره آن و مبارزه با آن، چرا از فیلم درخشنده استقبال می کند؟ پاسخ شاید همان باشد که در سایت فیلم عنوان شده است: «زخمی که این فیلم به همگان نشان می‌دهد آنچنان کهنه است که دیدنش می‌تواند، نوستالژی رنج اجتماعی از مخفی کردن فجایع برای تک تک اعضای این اجتماع باشد».

و سوال دیگر این که جامعه ای که شهامت ندارد یک زخم کهنه را با نامش بنامد، جامعه ای که با سکوت از کنار یک رنج اجتماعی به نام تجاوز جنسی به کودکان در خانواده می گذرد، و همزمان برای اعدام متجاوزان جنسی در شوشتر هورا می کشد، جامعه ای که وقتی متجاوز پدر یا برادر است، چشمان خود را بر تجاوز می بندد اما در برخورد به متجاوز خارجی چنان بیرحم است که اعدام را هم ناکافی می داند، چقدر در ادعای خود مبنی بر مبارزه با تجاوز جنسی صادق است؟ و سرانجام این که، کسی که فریاد می زند آن 6 مرد باید به جای اعدام، تکه تکه شده، یا زنده در آتش افکنده می شدند، با خشونت و تجاوز جنسی مخالفت می کند یا به خشونت معتاد شده است؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s