آیا جهان ما در گذشته های دور مورد ضربه ی جهان های موازی دیگر قرار گرفته است؟

برگه رویاهای آلبرت اینشتاین فیسبوک
ضربه به جهان ما
دانشمندان می گویند شواهدی به دست آورده اند که نشان می دهد جهان ما در گذشته ای دور، مورد ضربه ی جهان های دیگر قرار گرفته بوده. این ادعای باورنکردنی پس از بررسی طرح هایی در تابش ریزموج زمینه ی کیهانی (CMB)- تابش بازمانده از مهبانگ – مطرح شد. آنها می گویند نشانه هایی از 4 طرح دایره ای در تابش زمینه یافته اند که می تواند «کبودی های کیهانی» باشد و اثر برخورد جهان ما با جهان های دیگر، آن هم دستکم 4 بار باشد.

آثار گوناگون از یک برخورد حبابی.
برخوردی (بالا، سمت چپ) که منجر به تغییر دما در نقشه ی دمای CMB شد (بالا، سمت راست). «لکه» ی به جا مانده از برخورد به شکل یک واکنش اثر سوزن بزرگ دیده می شود (پایین، چپ)، و وجود یک «لبه» نیز با یک واکنش بزرگ از الگوریتم آشکارسازی لبه نشان داده شد (پایین، سمت راست).
این یافته ها بر پایه ی نظریه ی پیچیده ی گسترش و انبساط ابدی جهان ما صورت گرفته. این نظریه می گوید جهان ما تنها یک حباب در یک کیهان بزرگ تر است و جهان های دیگر، که فیزیک متفاوتی از دنیای ما دارند، همه همزمان با جهان ما وجود دارند. این نظریه به نظریه ی «چندجهانی» نیز معروف است. به باور برخی دانشمندان، اگر این جهان های حبابی با هم برخورد کنند، نشانه هایی در تابش زمینه باقی می گذارند. این یافته ها که توسط استفان فینی (Stephen Feeney) از بخش فیزیک و اخترشناسی کالج دانشگاهی لندن صورت گرفت، می تواند جنجال برانگیز باشد.
به تازگی شماری از کیهان شناسان در واکنش به مقاله ای که می گوید نتیجه گیری از آنچه در تابش زمینه ی کیهان دیده می شود بسیار آسان است، جوابیه ای نوشته اند.
گروه نویسنده ی مقاله می گویند: «یافتن همه گونه ویژگی های آماری غیرمشابه در یک مجموعه ی بزرگ داده ها همچون CMB بسیار ساده است.» ولی می افزایند: «اگر داده های آینده، یک برخورد حبابی را تایید کنند، ما دیدگاهی نه فقط به جهان خودمان بلکه به جهان های چندگانه ی ماورایی نیز به دست خواهیم آورد.»
این جوابیه که دیروز در اینترنت منتشر شد، درست یک ماه پس از آن مطرح می شود که یک پژوهش مشابه روی تابش زمینه، شواهدی از وجود جهان پیش از مهبانگ را اعلام کرد (اینجا بخوانید).
بیشتر دانشمندان بر این باورند که جهان در اثر مهبانگ (بیگ بنگ) و در زمانی حدود 13.7 میلیارد سال پیش به وجود آمده. حدود 300 میلیون سال پس از آن نیز ستارگان و کهکشان ها شکل گرفتند، خورشید ما نزدیک به 5 میلیارد سال پیش به دنیا آمد، و آغاز پیدایش زندگی روی زمین نیز تقریبن 3.7 میلیارد سال پیش بود. قدمت تابش زمینه ی کیهانی به 300,000 سال پس از مهبانگ می رسد و اکنون دمای این تابش پایین آمده و به حدود -270 درجه ی سانتی گراد رسیده است.

نقشه ای از تابش زمینه ی کیهانی (CMB) در جهان با دایره هایی که نشان دهنده ی رویدادهای پیش از مهبانگند.
ولی بر طبق استدلال های پنروز و گورزادیان، شواهدی که توسط کاوشگر ناهمسانگرد ریزموج ویلکینسون ناسا (Wilkinson Microwave Anisotophy Probe) از دل تابش زمینه بیرون کشیده شده، نشان ها و آثاری را در این تابش ها نشان می دهد که سنشان از عمر مهبانگ فراتر می رود. آنها می گویند 12 نمونه از دایره های هم مرکز، برخی با 5 حلقه یافته اند که نشان می دهد جسم مربوطه، 5 رویداد سهمگین را در تاریخش پشت سر گذاشته. حلقه ها در اطراف خوشه های کهکشانی دیده شده اند که تابش زمینه در آنها به شکل عجیبی نوسان کمی دارد.
ظاهرن این پژوهش، نظریه ی فراگیر «انبساط کیهان» در مورد آغاز کیهان را کنار می زند. نظریه ای که طبق آن، جهان پس از مهبانگ آغاز شد و تا زمانی در آینده به گسترش ادامه خواهد داد.به باور آنها، این دایره ها، اثر و مُهرِ امواج بسیار خشن گرانشی است که در اثر برخورد سیاهچاله های ابَرسنگین در زمانی پیش از آخرین مهبانگ به وجود آمدند. آنها می گویند که این بدان معناست که کیهان در دورانی ازلی سیر می کرده که سرشار از مهبانگ ها و برخورد سیاهچاله های اَبَرسنگین بوده است.

Advertisements

6 پاسخ به “آیا جهان ما در گذشته های دور مورد ضربه ی جهان های موازی دیگر قرار گرفته است؟

  1. یک‌نفر عزیز، درود بر شما،
    جالب بود، 🙂
    می‌ شود برخوردِ این جهان‌ها را به برخوردِ حباب‌های صابون (البته با جنس‌های مختلف – فیزیک متفاوت) تشبیه کرد ؟

    • با درود به شما سیمرغ گرامی
      با این داده های فعلی، بنظرم تصویر درستی می آید. البته حباب در حباب را هم در نظر بگیرید.
      ایکاش من هم می توانستم از پست آخر شما سر در آورم!
      بنظرم می توان درخت تخمه ها و اقیانوسی از حباب ها را یکی دانست که ما انسان ها برای درک چیزی فراتر از تجربه های حسی خود، در دوره های تاریخی مختلف و در سرزمین های متفاوت، هر کدام یک مدل را برای ساده تر کردن درک آنها انتخاب کرده ایم.

      • با درود به سیمرغ گرامی
        منظورم متنی بود که اهورامزدا از خود می پرسد من کیستم و آفریده هایش به او یادآور می شوند که او افریننده آنها و خودش است. عجیب نیست؟

      • در این پرسشِ شما چند وجه وجود دارد:

        نخست آنکه چیز جدید حیرت انگیز است چون آنچه قدیمی‌ است تمامی ذهن ما را اشغال کرده است.
        خدای خالق که کن فیکون می‌‌کند، تمامی ضمیر ناخود آگاه ما را در سیطره خود دارد.آنکه کن فیکون کند نیاز به زاییدن ندارد ! لذا لم یلد و لم یولد است. یعنی نازا است. برای چاره این درد (این نقصِ نازا بودن) به انواع و اقسامِ تجهیزات نیازمند است از جمله بی‌ نیازی ! ، عالمِ مطلق ، قادر مطلق ، قدرت مطلق ، … و هزار جور مرز (آنچه مطلق شد مرز می‌‌شود حتی عشق) بی‌ خودِ دیگر.

        دوم آنکه سادگی‌ و زیبایی‌ ملاک است.
        خدای خالقِ کن فیکونی خیلی‌ پیچیده و زشت است. مثل دستگاه منظومه خورشیدیِ بطلمیوسی میماند. واقعیت ساده را زشت و ناقص و پیچیده می‌‌کند ! این تصویر را باید به دور افکند.

        سوم آنکه خوب آن اصلِ ساده (بیضی به جایِ دایره در منظومه شمسی‌) چگونه باید به تصویر خدا منتقل شود ؟ این تصویر ساده چیست ؟
        فرهنگ ایران بر کشاورزی بنا شده است (عجیب ولی‌ واقعی‌) !
        تخم، میتواند خودش را تولید کند بدون اینکه به آن تجهیزاتِ عریض و طویلِ خالق نیاز داشته باشد !

        چهارم ، اینکه خدای خالق لم یلد و لم یولد است یعنی درست عکسِ تخم که یلد و یولد است، یعنی هم زاده شده و هم میزاید.
        اینکه خالق خود را اینگونه معرفی‌ کرده نشان این است که خدایِ قبلی‌ تخمی بوده است و خدایِ خالقِ جدید با او در جنگ بوده لذا تصویرِ او را چپه (مسخ) کرده است و چنگِ وارونه زده.

        پنجم ، اینکه آن چیست که اصلِ تخم است ؟ یعنی باعث میشود که تخم ، تخم شود ؟
        خودزایی است. اصلِ خود زایی ، تخمِ تخم است. اصلِ اصل است.
        آنچه که تخم با زایش منتقل می‌‌کند همین اصلِ خود زایی است. هر تخمی این خاصیت را ندارد. تخمِ سوخته و تف داده شده ، نازا می‌‌شود ، یعنی اصلِ خدزایی را از دست می‌‌دهد و فاقدِ تخمِ تخم می‌‌گردد.
        این بخش از بندهش که اینجا آمده است به خوبی‌ نشان میدهد که اهورامزدا تخمِ تخم دارد، یعنی بکل تخمیست. و نه‌ دانای مطلق چنانکه موبدان زرتشتی میخواسته اند جا بیندازند.
        و این نشانی‌ از چگونگی مسخ سازی‌های آنان است. که بصورت ردّ پایی‌ کوچک ولی‌ کافی‌ به جای مانده ، تا اینکه فیلسوفی همچون جمالی پیدا شده و آن را کشف کرده است. تصویرِ اهورامزدای تخمی با تمامی بخش غالب باور‌های موبدان زرتشتی در تضاد است.

        ششم آنکه ، این پرسش ژرف است به دو معنی:
        ۱ – این است که به راستی‌ هر موجودِ تخمی‌ای این پرسش را دربرابر خود می‌‌گذارد و می‌‌بیند. کلّ معنویات واقعی‌ را می‌‌توان با همین پرسش جست و جو کرد و با کورمالی یافت. نیاز به تلکس به خالقِ نازا نیست. 🙂

        ۲ – از این‌جهت ژرف است که ژرفای فرهنگِ ایران را نشان می‌‌دهد. یعنی وسوسه انگیز بودنِ این پرسش (معنویات واقعی‌) برای موبدان زرتشتی و پیروانشان به قدری بوده که با وجود تضادِ کامل این تصویر با خدایِ خالقِ آنها ، نتوانسته اند از آن بگذرند و آن را حذف کنند. و این موجب شده که به واسطه چند جمله کوتاه که به این وسیله موبدان برای ما حفظ کرده اند ما به گذشته پیش از موبدانِ زرتشتی آگاه شویم و به ژرفایِ پیشتری در تاریخ بتوانیم سفر کنیم.

        نا خواسته با وسواسه‌ای تخمی ، اندیشه تخمِ تخم برایِ ما به یادگار مانده است که بیش از ۷۰۰۰ سال (پیش از میتراس = شیر = شمشیر = ضحاک) قدمت (ژرف) دارد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s