انتخاب روحانی دستِ یاری و فرصتی بود که مردم به نظام دادند، نه برعکس -محسن رنانی

نکاتی از مصاحبه دکتر «محسن رنانی» دانشیار اقتصاد دانشگاه اصفهان با روزنامه «شرق»
دولت و اقتصاد نفتی رانتی
مساله نفت به‌عنوان هدف پشت پرده غرب از مناقشه اتمی ایران است.

رانت در دو حالت ایجاد می‌شود؛ وقتی که اقتصاد وارد مرحله «عدم اطمینان» می‌شود بنابراین هر کسی می‌خواهد فعالیت کند باید با یک باند یا گروه قدرتمند همنوا شود. وضعیت دوم فساد نظام اداری است و البته اقتصاد ما با هر دو اینها روبه‌روست که هم نظام اداری ما با فساد روبه‌روست و هم فضای کسب‌ وکار مبهم است و با عدم اطمینان روبه‌روست. تحریم‌ها کار خاصی نکرد بلکه این شرایط را تشدید کرد و رانت‌جویی تشدید شد.
این رانت را خیلی‌ها بردند، از دولت چین گرفته تا بابک زنجانی. چین پول‌های ما را بلوکه کرده و از محل آن الان به خود ما وام می‌دهد و بهره‌اش را می‌گیرد یا ما را مجبور می‌کند در مقابل پول‌های خودمان کالای چینی وارد کنیم. ایرانی‌هایی هم که امکانات مالی اقتصادی بانکی داشتند، هم بردند. بیش از اینکه بگوییم تقصیر بابک زنجانی‌هاست تقصیر ساختار اداری و کسانی است که تحریم را به جایی بردند که ما مجبور شویم برای انتقال پول‌هایمان نیازمند بابک زنجانی‌ها شویم و به آنها اعتماد کنیم.

همه آدم‌ها فرصت‌طلب‌اند و دنبال این هستند که منفعت و رانتی به جیب بزنند. خب بعضی‌ها هم مستعدترند و شرایطشان مهیاتر است. جای سوال است که تولید انبوه آدم‌های فاسد ناشی از چیست؟ این فساد انبوه که از خارج وارد نشده است. … باید پرسید چه بستر حقوقی‌ای است که اینها را تولید می‌کند. وقتی یک کارخانه همه تولیدش را به صورت ضایعات بیرون می‌دهد مشکل از قوطی کنسرو نیست مشکل از ساختار خط تولید است، مشکل از مدیریت است.

ما در آستانه دوره پایان وفور درآمد نفتی هستیم یعنی حتی اگر تحریم‌ها برداشته هم شود دیگر درآمدهای نفتی ما به بالاتر از 30‌میلیارددلار نمی‌رسد.

فساد مانند موریانه بدنه نظام اجتماعی و اقتصادی را می‌خورد و سست می‌کند. مثلی می‌گوید: «نعره هیچ شیری، خانه را ویران نمی‌کند. من از سکوت موریانه می‌ترسم.» هیچ ساختاری در برابر فساد مستمر دوام نمی‌آورد. بازار مدیران باید رقابتی شود و خط‌کشی‌های چپ و راست باید کم‌رنگ شود و تخصص و کارآمدی و سلامت مدیران جای آن را بگیرد، تا نظام اداری کم‌کم به سمت کارآمدی و سلامت برود و با این وضعیت که درآمد نفتی به تدریج از دسترس دولت خارج می‌شود، بتوان چشم‌اندازی برای بهبود متصور شد.

یکی از افسوس‌های ما این است که در یک تصادف تاریخی نامیمون، کشف نفت همزمان با پیروزی مشروطیت بود. دولت مدرن در ایران همزاد نفت است و برای همین ساختارهایش رانتی و نفتی شکل می‌گیرد. پس از منظر تاریخی نفت بلای ایران بوده است. اما در این لحظه از زمان، شاید نفت به‌عنوان یک دارو بتواند کمک‌ساز باشد که برخی بحران‌ها مثل مسکن و اشتغال را تسکین دهیم تا ساختار جامعه به هم نریزد.

برای عبور از بحران، باید به فکر سرمایه‌های دیگری باشیم. مهم‌ترین این سرمایه‌ها اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی است که باید به سرعت بازسازی‌شان کنیم.

هر جا افرادی سرکار باشند که خودشان در وهله نخست قانون‌گریز باشند نه قانون‌مدار و دولتی باشد که به راحتی قانون را زیرپا بگذارد به این معنی است که بسترساز رانت‌جویی بقیه شده است. در چنین ساختاری گویا دولت فریاد می‌زند که من آماده رانت‌جویی هستم، بیایید از من امتیاز بخواهید. فرقی نمی‌کند که شما قانون حاکمه کشور یا مصوبه مجلس را زیر پا بگذارید و آن را از سوی دولت ابلاغ نکنید یا مصوبه‌های سازمان‌ملل را «کاغذ پاره» بخوانید؛ هر دو قانون را زیرپا گذاشتن است. اگر ما عضو سازمان‌ملل هستیم یعنی قانونش را پذیرفته‌ایم و باید تمکین کنیم. وقتی یک ساختار سیاسی به‌راحتی و با صدای بلند می‌گوید که من قانون را می‌شکنم یعنی که این ساختار را به‌راحتی می‌شود به سوی رانت برد چون رانت‌جویی یعنی تلاش برای تصویب یا تغییر قانون به سود من. پس شما انگیزه داده‌اید به رانت‌خواران که بیایند اطراف شما.

من معتقدم که مردم تا پایان سال‌جاری به یک ارزیابی می‌رسد. هنوز فعالان اقتصادی نمی‌دانند که دولت می‌خواهد چه کند تا زمانی که اینها روشن نشود اقتصاد ما از حالت عدم اطمینان بیرون نمی‌آید. به گمان من تا حداکثر یکی، دو ماه بعد از عید، جامعه به جمع‌بندی خود می‌رسد. اگر علایم آشکاری به جامعه داده شود که جریان‌های سیاسی می‌خواهند از دولت روحانی هم حمایت کنند تا از بحران‌ها عبور کنند، جامعه و اقتصاد وارد فاز امید و بهبود می‌شود. یعنی علایم رونق در اقتصاد آشکار می‌شود. اما اگر وضعیت کنونی ادامه یابد، یعنی معلوم نباشد که نسبت دولت و جریان‌های سیاسی چیست و تصمیم کلیت قوا برای پشتیبانی از دولت چیست، جامعه و اقتصاد وارد فاز بعدی می‌شود. یعنی انتظارات تورمی تازه‌ای شکل می‌گیرد و ابهام در افق‌های اقتصادی و در نتیجه فرار سرمایه‌ها و هجوم به بازار طلا، ارز و مسکن شکل می‌گیرد. من گمانم بر این است که برخی از اجزا هنوز نمی‌دانند که دولت روحانی تهدید است یا فرصت. باید اجماعی صورت گیرد و مواضع شفاف شود تا جامعه از ابهام بیرون‌ آید.

این چالش که ساختار موجود هنوز نمی‌داند که ما در شرایط خاصیم، اگر می‌دانست؛ به گونه دیگری عمل می‌کرد و نشاط بعد از انتخابات را تقویت می‌کرد و به سمت یک نشاط ملی سوق می‌داد. انتخاب روحانی دستِ یاری و فرصتی بود که مردم به نظام دادند، نه برعکس. اما برخی گروه‌های سیاسی، هنوز به این دست یاری، پاسخ روشنی نداده‌اند و این واکنش‌ها، چشم‌انداز اقتصاد و جامعه را در ابهام فرو برده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s