جهان هولوگرافیک: شاید ما در یک هولوگرام زندگی می کنیم!

برگه ی کیهان شگفت انگیز فیسبوک (فیزیک ناممکن ها نوشته میچیو کاکو)
جهان هولوگرافیک
جهان هولوگرافیک: شاید ما در یک هولوگرام زندگی می کنیم!
آیا امکان دارد ما در حال زندگی کردن در یک جهان هولوگرافیک باشیم؟
آیا «جهانی سایه ای» وجود دارد که در آن بدن های ما در یک فرم فشرده دو بعدی قرار دارند؟

نظریه ی M یک پیش بینی اسرار آمیز دارد که هنوز کاملا درک نشده.

آیا جهان یک هولوگرام است؟

هم اکنون هولوگرام ها در موزه ها و در پارک های تفریحی استفاده می شوند.نکته ی قابل توجه در مورد آن ها این است که می توانند یک تصویر سه بعدی کامل را بر روی سطح دو بعدی ضبط کنند.در حالت عادی اگر به عکسی نگاه کرده و سپس سر خود را اندکی بچرخانید،تصویر روی عکس تغییر نخواهد کرد.اما در مورد هولوگرام مسٱله متفاوت است.اگر به یک عکس هولوگرافیک نگاه کنید و سپس سر خود را بچرخانید می بینید که تصویر تغییر خواهد کرد.به شکلی که انگار شما از درون یک پنجره یا سوراخ کلید به تصویر نگاه کرده اید.در آینده شاید بتوانیم در اتاق نشیمن راحت نشسته و به تصویری کاملا سه بعدی از مکان های دور بنگریم به طوری که پرده ی دیواری تلویزیون در حقیقت پمجره ایی باشد که به چشم انداز جدیدی باز می شود.
ماهییت هولوگرام به این ترتیب است که سطح دو بعدی آن تمام اطلاعات لازم برای تولید مجدد یک تصویر سه بعدی را در خود کدگذاری می کند.
برخی کیهان شناسان تصور می کنند که شاید جهان ما نیز یک تصویر هولوگرام سه بعدی باشد.

شاید ما در یک هولوگرام زندگی می کنیم!

منشاء این تفکر عجیب از فیزیک سیاهچاله ها برمی خیزد.بکنشتاین و استیون هاوکینگ حدس می زنند که مقدار کلی اطلاعات موجود درون یک سیاهچاله با مساحت افق رویداد آن(که یک کره است) متناسب است.این نتیجه ی عجیبی است.زیرا اطلاعات ذخیره شده در یک شیء اغلب با حجم آن متناسب است.به عنوان مثال مقدار اطلاعات ذخیره شده در یک کتاب با حجم آن متناسب است و نه با سطح جلد آن.اما برای سیاهچاله ها مسٱله متفاوت است.برای سیاهچاله ها می توان از روی سطح آن ها قضاوت کرد.
ممکن است چنین فرظیه ی نادری را رد کنیم،زیرا سیاهچاله ها خود اجرام عجیب و غریبی هستند و مشاهدات ما را در هم می شکنند.با این حال این نتیجه به نظریه ی M نیز اعمال می شود که ممکن است بتواند بهترین توصیف را از جهان به ما بدهد.

برای توصیف جهان هولوگرافیک مثالی می زنیم:
تعدادی ماهی را درون تنگی در نظر بگیرید.این ماهی ها تصور می کنند که تنگ آن ها واقعی است.حال تصویری هولوگرافیک دو بعدی را از این ماهی ها تصور کنید که بر روی سطح تنگ منعکس شده است.این تصویر یک کپی دقیق از ماهی ها است،جز اینکه آن ها تخت شده اند.هر هرکتی که ماهی ها در تنگ انجام می دهند در تصویر تخت بر روی سطح تنگ منعکس می شود.هم ماهی هایی که در تنگ شنا می کنند و هم ماهی های تخت شده که بر روی سطح تنگ زندگی می کنند تصور می کنند که ماهی های واقعی بوده و آن بقیه وهم و خیال هستند.
چیزی که نظریه پردازان ریسمان را به هیجان آورد این حقیقت است که محاسبه در فضای ضد – دسیتر ژنج بعدی نسبتا آسان است. در حالی که کار با نظریه های می دان چهار بعدی اشکارا دشوار است.حتی امروزه نیز پس از ده ها سال کار سخت،قدرتمند ترین رایانه ها هم نمی توانند معادله ی مدل کوارک چهار بعدی را حل کرده و جرم پروتون و نوترون را استخراج کنند.
حال با توجه به مثالی که زده شد آیا این احتمال وجود دارد که ما تصویری سه بعدی از یک جهان چهار بعدی یا پنج بعدی و یا بیشتر باشیم؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s