طرح شوم برنارد لوئیس برای تجزیه ی ایران

برگه ی Legends of the persia – افسانه های ایرانی فیسبوک؛

نقشه ای خیالی مد نظر انگلیس و برنارد لوییس
10444518_686106721425368_3347881902937400015_n
برنارد لوییس (به انگلیسی: Bernard Lewis)، (متولد ۳۱ می ۱۹۱۶ در لندن)، استاد بازنشسته مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون است. او در لندن از پدرو مادری یهودی متولد شد.
وی در سخنرانی «Iran in History» (ایران در تاریخ) که در مرکز موشه دایان، دانشگاه تل آویو ایراد شده (۱۸ ژانویه ۱۹۹۹)، نقش ایران در تاریخ و تأثیر آن را بر تمدن جهان به اختصار مورد بحث قرار داده‌است.

لوییس در این سخنرانی خاطرنشان می کند: «در دوهزار سال گذشته هیچ کشورگشا یا نیروی خارجی ای نتوانسته‌است بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارد، که این یکی از نشانه‌های فرهنگ برتر است، و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته‌است.»
وی در کنفرانس بیلدربرگ نتیجه می‌گیرد که تنها راه رویارویی با چنین فرهنگی نابود ساختن آن است و پیشنهاد می‌کند که ایران را به قطعات قومی گوناگون بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند (پروژه‌های کردستان بزرگو آذربایجان بزرگ)
وی، برای اولین بار در نشست سال 1979 اعضای بیلدربرگ در اتریش در مورد طرح تجزیه ای خود سخن گفت.او طرح خود را که شامل تجزیه کشورهای خاورمیانه از جمله ایران به کشورهای کوچک قابل مدیریت بود برای سران اقتصادی و سیاسی شرکت کننده در بیلدربرگ ارائه داد. در این طرح کشورهای خاورمیانه بر اساس بنیان های زبانی، نژادی و منطقه ای تکه پاره می شوند. بر اساس این طرح انگلیس باید از شورش های قومیت هایی مانند دروزی ها در لبنان، بلوچ ها، ترک ها و کردها در ایران، علوی ها در سوریه، عیسویان در اتیوپی، فرقه های مذهبی در سودان، قبایل عرب در کشورهای مختلف عربی، کردها در ترکیه و … حمایت کند. هدف این طرح تکه تکه کردن خاورمیانه و تبدیل آن به موزائیکی از کشورهای کوچک و ضعیف در حال رقابت با یکدیگر است تا از این طریق قدرت جمهوری ها و پادشاهی های فعلی تضعیف گردد.
************************
در همین زمینه و درهمین تار نوشته
خاورمیانه بزرگ یا پروژه برنارد لوییس( Bernard Lewis)؛https://ieknafar.wordpress.com/2013/08/23/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%84%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%B3-bernard/

Advertisements

9 پاسخ به “طرح شوم برنارد لوئیس برای تجزیه ی ایران

  1. گرامی
    *ما *همان هایی هستیم که با توجه به تمامی این معجزاتی که دارد اتفاق میافتد بازهم به پیامبری این رسولان برگزیده شده که ملت و کشور مارا هدف قرار داده اند ایمان نمی آوریم.*مایی*که غیراز خودرا به کوچه علی چپ زدن راهی را نمی شناسیم.مایی که از غارت شدن مملکت و به خون کشیده شدن جوان ها، اعتیاد پدرها،خیابانی شدن مادرهاوآینده سیاه بچه ها خبر داریم و می گوئیم که انشاءالله بُز است.

    • دوست گرامی
      باز متوجه نشدم * ما* که می گوییم انشالاه بز است(پیش از این گربه بود!) و در وضعیت بحرانی حاضر بی خیال، بی عمل و بی اندیشه هستیم، (باوجود این به اخبار و تحلیل های سیاسی تا این حد علاقمندیم!) چرا این قدر بدبین به آینده و ناامید هستیم.نویسنده ی کتاب catch 22 ، از روشنفکرانی می گوید که هر دو چشمشان در یک سوی صورت شان است و از هر پدیده ای فقط یک سوی آن را می توانند (یا می خواهند) ببینند.
      بهر حال * ما* در مرحله ی گذار هستیم از حذف فیزیکی دهه شصت و قطع ارتباط بین نسلی تا سرکوب های دهه هفتاد و هشتاد راه پیموده ایم و هنوز هم راه پیشنیان خود را از مشروطه تا بحال برای رسیدن به آزادی، عدالتخانه و دمکراسی ادامه می دهیم.
      موفق باشید!

  2. jتوفان سال 57 برای به یغما رفتن کشورمان بود تا ضمن پاک سازی کشور از فرزندان لایقش(چه با اعدام و چه با مهاجرت و فراری دادن مغزها) دل هارا از کینه پرکنند وبا ایجاد تفرقه و آموزش های پیگیر و سیستماتیک از این مردم آن چیزی را بیاموزانند که اثراتش را می بینیم.بی تفاوت گذشتن از کنار همه چیز.این مقدمه ای بود برای طرح های آینده که برای منطقه در نظر داشتند.
    ایجاد جنگ بین ایران و عراق به منظور محکم شدن جای پای ج.ا(مقابله با مخالفین و پاک سازی آنان) در ایران و تضعیف ساختارهای اقتصادی و نظامی عراق،برای اشغال و برای آماده ساختن وی به چند پاره شدن.زدن لیبی برای اینکه از طریق چاه های نفت آنجا هزینه تقسیمات بعدی خاورمیانه تامین گردد.کش دادن جنگ و گریز در سوریه برای اینکه در کنار تحریم ها ثروت ملی ایران توسط ج.ا به سوریه تزریق شود و آریایی باهوش را به صف کنند برای گرفتن یارانه و سبد کالا.
    شما فکر می کنید باید چکار کرد که این مردم امت اسلام تربیت شده که ارزش کمی برای خاک قائل هستند با دیدن تفاوت این دو نقشه به خود بیایند.اگر هم حرفی بزنی و صدایی بلند کنید از طرف دوستانی که فکر می کنند همه چیز را می دانند و بهترمی دانند به ناسیونالست متهم می شوی و همراه با چند تا نیشخند وکنایه سین جیم می کنند تورا.وضعیت و محدودیت های درون میهن بر کسی پوشیده نیست.اما آنهای که بیرون از میهن هستند، غیر از حرف زدن و کلاس گذاشتن چه کرده اند.فکر نمی کنید روشنفکران و اپوزیسون سوریه و عراق هم روزی در جایگاه من و شما بودند و تمام ای سرو صداهایی را که می شنیدند، می گفتند :چیزی نیست، اشاء الله که بُزه.

  3. *نویسنده از روشنفکرانی می گوید که هر دو چشمشان در یک سوی صورت شان است و از هر پدیده ای فقط یک سوی آن را می توانند (یا می خواهند) ببینند*.
    این جمله ی خوبی برای معرفی اونهاست.

  4. نگاه کنید
    http://azadnameh1.blogspot.nl/2014/07/blog-post_3.html#comment-form
    #

    پاسخ

    #
    (ا.و.گ.ا)۱۷/۴/۹۳ ۰۶:۳۵

    اين يک ندا از درون ميهن است.
    اين نداي (ا.و.گ.ا) است که تمامي فرزندان ايران را به همبستگي ويک دلي براي نجات ايران و ايراني فرا مي خواند.
    (ا.و.گ.ا) فرزندان ايران را با هرديدگاه سياسي ، به تشکيل هرچه زودتر اتحاديه ميهني دعوت مي نمايد.
    ما در اين راه ، حرکت را آغاز نموده ايم.
    ما در حال شکل دادن به ذرات بخار آب هستيم تا قطره هاي باران را براي بارش آماده سازيم تا چهره ي ميهنمان ايران را از هرنوع زشتي پاک نمايند ، تا شادي و طراوت را به آن باز گردانند.
    ما بر استقرار آئين ريشه اي نوين ِ پيشگامان کاوياني استواريم.
    ما بر فراخوان انجمن پادشاهي ايران راسخيم.
    دعاي خير نياکانمان حافظ فرزندان ايران باد.
    امروز مه شيد هفدهم تيرماه سال 12783 آريايي
    برابر با دوشنبه هفدهم تيرماه 1393 تازي وهشتم ماه ژوئيه 2014ميلادي
    پاسخحذف
    پاسخ‌ها

    1.
    ناشناس۱۸/۴/۹۳ ۰۹:۴۷

    با درود به شما و آرزوی موفقیت برایتان، اگر ممکن است توضیحی درباره سال ۱۲۷۸۳ آریایی بدهید. مبداء آن چه رویدادی بوده است؟ من از تمدن هفت هزار ساله ایرانی شنیده بودم ولی تا کنون به چنین رقمی برنخورده بودم.
    با سپاس
    حذف
    2.
    ناشناس۱۸/۴/۹۳ ۱۱:۰۱

    ندا از درون میهن :)))))
    درون میهن همه در حال دست کردن تو جیب همدیگه هستن … جوک باحالی بود:)))
    آورین … آورین :))
    حذف
    3.
    ناشناس۱۹/۴/۹۳ ۰۱:۴۲

    بادرود به (ا.و.گ.ا)
    نهضتی را که برای تغییر خط فارسی-عربی به لاتین آغاز نموده اید قابل ستایش است.این شیوه جدید از فنگلیش خیلی بهتر و قائده مند تراست.به راحتی اشعار بزرگان ادب ایران را می توان با این حروف و آوا دوباره نگاشت بدون اینکه از زیبائی آن سروده ها کاسته شود.من از طریق یکی از هم دانشجویان مطلع شدم.ایشان نیز معتقد بودند که این شیوه جدید نگارش برای زبان پارسی نیز برای زبان کردی بمراتب از حروف لاتین مورد استفاده کردهای ترکیه آسانتر و گویاتر است.برای رفع بعضی موارد و ابهامات در خصوص گویش های لری و گیلکی آدرس وب سایت اگر دارید ممنون خواهم شد.
    شکوفه
    حذف
    پاسخ

    #
    ناشناس۱۷/۴/۹۳ ۰۶:۴۱

    (نظر شما منتشر شد.)
    مثل همیشه قربونتون برم خیلی زیادِ زیاد
    پاسخحذف
    #
    Mirror۱۷/۴/۹۳ ۰۸:۵۱

    جناب (ا.و.گ.ا) شما فرزندان ایران را با هر «»دیدگاه سیاسی»» به همستگی دعوت کردید تا آخرش «انجمن پادشاهی» تشکیل بدهید؟! :))

    1.
    ناشناس۱۷/۴/۹۳ ۱۶:۴۴

    (ا.و.گ.ا)از فرزندان ایران برای نجات ایران و ملت ایران در خواست همبستگی در قالب اتحادیه ی میهنی نموده است.(ا.و.گ.ا) خود را معرفی نموده است.اعتقادات (ا.و.گ.ا) می تواند اعتقادات (ا.و.گ.ا)باشد نه اتحادیه ی میهنی. مجموعه دیدگاه های سیاسی که برای نجات ایران و ملت ایران در تلاشند و سنخیت اعتقادی دارند،کانون اعتقادی اتحادیه میهنی خواهد بود.پر واضح است که یک دید گاه سیاسی نیازی به ایجاد اتحاد خودش با خودش را ندارد.اما همچنانکه باور داریم برای رهایی ایران و ایرانیان ضرورت ایجاد اتحادیه ای از اکثر سازمان ها و احزاب سیاسی پراکنده وتک رو را می طلبد و سپس با ایجادآلترناتیو ی پایدار و کوبنده در پروسه ی آزادسازی و بعد برای استقرار منطبق ترین و منسجم ترین نظام اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی هماهنگ با ساختارهای بنیادی وفرهنگ ایرانی ، به نوبه ی خود (ا.و.گ.ا)نیزضمن تلاش برای استقرار آئین ریشه ای نوین پیشگامان کاویانی حمایت و تلاش خودرا در زمینه همراهی با فراخوان برای تشکیل انجمن پادشاهی ایران، خواهد نمود.چراکه (ا.و.گ.ا)این رابه عنوان بهترین پذیرفته است.
    Āmuze hāy niākānemān , nik andishi va nik maneshi , hamvāre por rahro bād
    حذف
    2.
    ناشناس۱۸/۴/۹۳ ۰۷:۵۴

    خوب چه اشکالی دارد میرور جان؟ اگر اسناد این سازمان را مطالعه کنید متوجه می‌شوید که حتی خود شما هم می‌توانید با درایت و پیکار پادشاه ایران شوید. بعد هم هر وقت پادشاه ایران شدید، دستور بدهید نظام پادشاهی را ملغی و جمهوری اعلام کنند!
    حذف
    3.
    بیگ لاگ۱۸/۴/۹۳ ۰۹:۱۳

    آینه جان، گیر ندهید دیگر! این اتحاد از نوع «بیاید با هم متحد شویم» نیست، از نوع «بیایید با من متحد شوید» است… خیلی هم خوب است. بقول دوستمان بعدا هم که پادشاه شدید، اصلا میتوانید هر نوع نظام دیگری جز پادشاهی را ممنوع فرمایید تا خوب همه متحد شده باشیم… چرا تشویش اذهان عمومی می فرمایید برادر؟

    #
    Mirror۱۸/۴/۹۳ ۰۹:۲۸

    به خدایان قسم اولش فکر کردم که آقای «فرود فولادوند» این پیام را بطور خصوصی برای من فرستاده است! :))
    خطاب به ناشناس گرامی و بیگ لاگ عزیز:
    اگر «ما» روزی همه را با هر دیدگاهی به دور «خودم» جمع کردم و انجمن پادشاهی کاویانی و نیاکانی درست کردم و به خواستِ خدا پادشاه شدم، یک انقلاب سفید راه می‌‌اندازم و انجمن پادشاهی را ملغی اعلام می‌کنم :))
    پاسخحذف
    پاسخ‌ها

    1.
    بیگ لاگ۱۸/۴/۹۳ ۰۹:۵۰

    آینه جان شما هم شیطون شدین، دارید ذرات بخارآب رو شکل میدید ها! هنوز خبری نشده! واستین ما کاندیداهای دیگه رو هم بینیم. شاید با اونها متحدتر شدیم! من خودم بدم نمیاد دستم را در دربار یک جایی بند کنم…

    http://iranglobal.info/node/35469#comment-31901

    فرستاده شده توسط (ا.و.گ.ا) در س., 06/24/2014 – 03:06
    نظر:
    این یک ندا از درون میهن است. این ندای (ا.و.گ.ا) است که تمامی فرزندان ایران را به همبستگی ویک دلی برای نجات ایران و ایرانی فرا می خواند. (ا.و.گ.ا) فرزندان ایران را با هردیدگاه سیاسی ، به تشکیل هرچه زودتر اتحادیه میهنی دعوت می نماید. ما در این راه ، حرکت را آغاز نموده ایم. ما در حال شکل دادن به ذرات بخار آب هستیم تا قطره های باران را برای بارش آماده سازیم تا چهره ی میهنمان ایران را از هرنوع زشتی پاک نمایند ، تا شادی و طراوت را به آن باز گردانند. ما بر استقرار آئین ریشه ای نوین ِ پیشگامان کاویانی استواریم. مابر فراخوان انجمن پادشاهی ایران راسخیم. دعای خیر نیاکانمان حافظ فرزندان ایران باد امروز بهرام شید سوم تیرماه سال 12783 آریایی برابر با سه شنبه سوم تیرماه 1393 تازی وبیست وچهارم ماه ژوئن 2014میلادی

    * پاسخ دادن

    تصویر تبریزی

    فرستاده شده توسط تبریزی در س., 06/24/2014 – 12:32
    نظر:
    دوست بزرگواری که با نام (ا.و.گ.ا) یادداشتی را به ایران گلوبال فرستاده اید، شما در این یادداشتتان از یک سو ( ….. تمامی فرزندان ایران را به همبستگی و یکدلی برای نجات ایران و ایرانی ….. ) فرا می خوانید و از سوی دیگر سخنان شما بر پایه ناسیونالیسم پان آریائی استوارند! دوست گرامی، با پندارهای ناسیونالیستی در هر چهره ای که باشند رسیدن به یکپارچگی ناشدنی است و نخستین کار برای همبستگی و یکدلی در میان مردم یک سرزمین دور ریختن همه پندارهای زهرآگین ناسیونالیستی مانند نژادپرستی و زبان پرستی و کهنه پرستی و مرده پرستی است! دوست گرامی، شما می گوئید: ( ….. ما در حال شکل دادن به ذرات بخار آب هستیم تا قطره های باران را برای بارش آماده سازیم تا چهره میهنمان ایران را از هرنوع زشتی پاک نمایند ….. ) دوست گرامی، بزرگترین زشتی در همه جهان و همه تاریخ بوم گرائی (ناسیونالیسم) است و شما اگر می خواهید از
    نمایش ادامه نظر
    ادامه نظر…:
    …… سرزمین ایران پلشت بری کنید نخست باید بکوشید پندارهای زهرآگین ناسیونالیستی که آریاپرستی نیز نمونه ای از آن است از مغزها شسته شوند، جهان کنونی به سوی تک میهنی (اینترناسیونالیسم) می رود نه به سوی ناسیونالیسم و مرزبندی های ناسیونالیستی میان سرزمین های گوناگون مانند یخی که در دیگی پر از آب جوش افتاده باشد دارند از میان می روند، دوست گرامی، برای آن که سخن به درازا نکشد به نوشتاری در این باره در این لینک نگاه کنید http://www.iranglobal.info/node/28638

    * پاسخ دادن

    فرستاده شده توسط (ا.و.گ.ا) در ش., 07/05/2014 – 18:02
    نظر:
    با سپاس از درج و نگهداری یادداشت ما گرامی تبریزی (ا.و.گ.ا)از فرزندان ایران برای نجات ایران و ملت ایران در خواست همبستگی در قالب اتحادیه ی میهنی نموده است.(ا.و.گ.ا) خود را معرفی نموده است.اعتقادات (ا.و.گ.ا) می تواند اعتقادات (ا.و.گ.ا)باشد نه اتحادیه ی میهنی.شما اگر خود را فرزند ایران نمی دانید مخاطب ما نیستید و اگر هم ایران را میهن خود نمی دانید، بازهم مخاطب ما نیستید.

    * پاسخ دادن

    فرستاده شده توسط کسائی در چ., 06/25/2014 – 15:19
    نظر:
    دوست گرامی تبریزی عزیز! لطفا مردم را دنبال نخود سیاه نفرستید، شما به دیگران ایراد میگیری و میگوئی، هر کس که از حقوق زبانی، فرهنگی و ملی ـ مدنی خود صحبت میکند، از نظر شما ناسیونالیست است، و با این تعاریف بمرمان غیر فارس که نزدیک یکقرن است، که در زیر چکمه های دیکتاتورهای شاه و شیخ سرکوب میشوند، و چون خواهان حقوق برابر فرهنگی و زبانی هستند، به آنان انگ ناسیونالسیم میزنی، و مثل رژیم فارس، میخواهی برای همیشه آنان را از حقوق زبانی، و انسانی خود محروم بکنی! از طرفی با تعجب تمام شعار برابری و برادری، میدهی، و تبلیغ انتر ناسیونالیسم گارگری میفرمائی، و جهان تک میهنی، و مرزهای درحال فرو ریزی را بشارت میدهی. و همیشه تکیه کلام تان انترناسیونالیسم پرولتری و ایجاد کشور کره زمین میباشد. و مدام، از دست ناسیونالیست ها، و زبان پرستان، خاک پرستان، و عشیره پرستان، شکوه سر داده، گله میکنی،

  5. اگر فرصتی شد بر میگردم.ناامید نیستم.حداقل شما را چون دیگرانی که توضیح رفت نمی بینم.
    موفق باشید.

    • دوست گرامی و ناشناس!
      در مورد متنی که در تاربرگ آزادنامه (برپایی خلافت اسلامی) مطرح کردید و دیدگاه های ذیل آن:
      بنظر یکنفر، این متن با دیدی یکسویه به رویدادهای سال 57 و پیامدهای خیزش مردمی برای دستیابی به دمکراسی (و البته رهایی از دمکراسی هدایت شده یک مستبد سکولار وابسته و تحت فرمان سفرای امریکا و انگلیس!) و بدون در نظر گرفتن تاثیرات و مداخلات جهان بیرونی بویژه قدرت های بین المللی می پردازد. از سرکوب تمامی نهادها و فعالان سیاسی و باز گذاردن دست روحانیان و حمایت رژیم و نیروهای بیگانه هیچ نمی گوید! …برای درک دیدگاه نویسنده ی متن کافی است این جملات بازخوانی شود:
      « برای *ما ایرانی‌جماعت* که ۳۵ سال پیش به یک «انقلاب شکوهمند اسلامی» دست زدیم و قدرت را دو دستی به روحانیان شیعه تقدیم کردیم، این نمایش مسخره قاعدتا نباید تازگی داشته باشد. البته*ما ایرانیان* که استاد سلب مسئولیت از خویشتن هستیم، در این مدت با خونسردی آدمی که انگشت در سوراخ بینی خود کرده، به تماشا ایستادیم تا کشورمان تدریجا به یک «خلافت شیعی» تبدیل شود. »
      پس هزاران جوان و نوجوان، اساتید، دانشجویان و دانش آموزان، کارشناسان،؛ مهندسان، پزشکان و…. که در این سالها با این روند مخالفت کردند، زندان رفتند، شکنجه شدند، از تحصیل و کار و … محروم شدند و بسیاری ناچار به مهاجرت شدند *ایرانی* یا *ایرانی جماعت* نبودند؟ نباید از آنها هم ذکری می شد؟ همین تحلیل ها(مهندسی فکر) است که سبب می شود بسیاری از اعتراض خودجوش سه و نیم میلیون نفری در تهران و یک و نیم میلیونی در تبریز و اصفهان حیرت کنند! خیزش مردمی ایران بدلیل فقدان رهبری (ناشی از حذف و قطع ارتباط فعلان سیاسی) نوین و پیشرو بدست عقب مانده ترین و فاسد ترین نیروهای وابسته به غیر افتاد و با فشارهای نیروهای خارجی نظیر تحریم و جنگ و… (همان گونه که بدرستی اشاره کردید) حکومتی تحلیل برنده که مدام بنیاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان را نابود می سازد، برقرار و تثبیت ساخته است که ادامه ی حیات خود را بسته به بحران سازی، سرکوب شدید و… می داند.
      اما برای ادامه ی چنین حکومتی باید فقط اقشار تهیدست و محرومی را،-که فرصت سواد آموزی و آگاهی همچون نویسنده متن پیش گفته نداشته اند و به هر دلیلی به دین و یا آنچه که این حکومت و نظایر آن بنام دین به آنها پذیرانده ،-ایرانی خواند و همه ی کاسه و کوزه ها را بر سر آنها شکست!
      نخستین حکومت اسلامی، ایران نبود بلکه پیش از آن در پاکستان پس از کودتا علیه بوتو، پاکستان تبدیل به جمهوری اسلامی پاکستان شد! ولی ایران نخستین پروزه موفقیت آمیز بعد از توافق نیروهای خارجی بر سر کمربند سبز به دور شوروی کمونیست بود که باز در این متن و سایر متون مشابه از این نویسنده نیست.
      به نمونه مصر بنگرید: شروع اعتراضات مردمی در مصر بدست جوانانی روشنفکر و تحصیلکرده بود که با ابزارهای نوین (شبکه های اجتماعی اینترنتی) عمل می کردند ولی بعد از برکناری نصفه نیمه مبارک بدستور وزیر خارجه امریکا(!)، رای گیری از مردم مصر در مورد یک نماینده از حکومت پیشین و یک نماینده از اخوان المسلمین (و حذف سایر رهبران سیاسی از جمله البرداعی با آن همه اعتبار بین المللی و محبوبیت ملی)، کار بدست اسلامگرایانی افتاد که سالها در آب نمک خوابانده شده بودند و تنها نیروی سیاسی مشروع بغیر از حزب مبارک بودند. . روشن است که با توجه به درصد بالای افشار تهیدست و فرومانده ی مصری که سالها از کمک های مادی اخوان المسلمین (با منشاء دلارهای نفتی کشوهای ذینفوذ عرب) بهره می بردند در برابر نیروی محدود روشنفکران و تحصیلکردگان مصری، چه کاندیدایی دست بالا را خواهد داشت. بعد از نمایش مفتضحانه مرسی و با توجه به تجربه حکومت اسلامی ایران ، دوباره مردم مصر از طلاگشتن پشیمان شدند و عاجزانه تقاضای مس شدن کردند و دوباره کار بدست ژنرال وابسته به امریکا افتاد که دمکراسی برای مصر را حداقل بیست و پنج سال دیگر مناسب می داند!
      در مورد ابراز وجود و دعوت (ا. و. گ. 1) به دیدگاه(چهارم) نویسنده متن مراجعه کنید:
      « در همان اوج روزهای تظاهرات انقلابی، مخالفان خمینی و کسانی که می‌ترسیدند انقلاب به اصطلاح «ملاخور» شود، در ورزشگاه امجدیه تظاهراتی به طرفداری از بختیار برگزار کردند. این‌ها هم طبعا بخشی از «مردم» بودند که معتقد بودند دولت بختیار می‌تواند پس از رفتن شاه با رفرم‌های خود جامعه را با خونریزی کمتر از این گردنه‌ی سهمگین عبور دهد. ولی متاسفانه این‌ بخش از مردم در اقلیت بودند. تظاهرات اصلی در خیابان‌ها دیگر عملا به تسخیر طرفداران خمینی و نیروهای سنتی جامعه درآمده بود و مسیر حرکت را آنان تعیین می‌کردند. »
      آیا هویت این اقلیتی که در تجمع امجدیه (فضای بسته ای که بتواند خانواده های ارتشی ناگزیر به شرکت در چنین اجتماع فرمایشی را از خشم سایر مردم حفظ کند!)شرکت داشتند برای کسانی که در آن زمان حاضر و ناظر بودند ناشناخته بود؟! چرادراقلیت بودند؟ چگونه در آن زمان توانستند فقط خودشان (بدون حضور یک مخالف) در ورزشگاه امجدیه تجمع کنند؟
      آیا نویسنده نمی داند بر سر هر تظاهرات مردمی به رهبری نیروهای مسجدی و بازاری، پیشاپیش بین آخوند موظف و پاسگاه یا کلانتری مسیر توافق می شد؟! تنها کسانی در تظاهرات بدست نیروهای پلیس و ارتش کشته می شدند که در اعتراضات خودجوش دانش آموزی یا دانشجویی یا… شرکت می کردند. چند آخوند در تظاهرات پیش از بهمن 57 کشته شدند؟!
      بهمین دلیل یک ا.و.گ.ا پیام دوستی و همکاری می فرستد که البته چون گل درشت است به مذاق نویسنده که از خود تعبیر دیگری دارد خوش نمی آید!
      البته نوشتن دیدگاهی در این تاربرگ در مورد متنی در تاربرگ دیگر، از لحاظ اخلاقی و ادب مرسوم(پیش از این دوره!) درست و حتی منطقی نیست، چون نویسنده ی متن با خبر نمی شود و نمی تواند پاسخی دهد که (چه بسا با مطرح مدرن زوایای دیگر و یا تشریح بیشتر) قانع کننده باشد. ولی از آنجا که دیدگاه های ابرازی یکنفر یا باپاسخ مناسبی روبرو نشده و یا حتی در یک مورد پاسخی نگرفته است …
      این چند خط هم با بیانی آشفته فقط در پاسخ لطف شما دوست گرامی(ارسال نظرات خود پیرامون پست یکنفر و متن » برپایی…») و برای روشن ساختن تفاوت دیدگاه های یکنفر با شما و نیز نویسنده ی متن پیش گفته نوشته شد. تا فرصتی دیگر
      پاینده باشید!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s