آنچه نمی گویند…

1798071_658616410858743_1628786157_n
می گویند ایران در یک قدمی تمدن بزرگ بود ولی شورش مردم عقب مانده و نفهم در 1357 سبب شد به این روز بیافتیم. آنچه نمی گویند:
چرا مردم بعد از پنجاه سال سلطنت پرشکوه پهلوی عقب مانده و نفهم بودند؟
توسعه اقتصادی با بهره گیری از نیروهای خارجی برای تصمیم سازی، تصمیم گیری، اجرا، بازرسی، پایش ، اجرا و… با مخالفت دائمی با دمکراسی (بدلیل آماده نبودن ایرانی ها) و سرکوب مداوم روشنفکران، دانشجویان و…توسعه اقتصادی بادلار نفتی بدون توسعه انسانی. ساختن ابنیه فیزیکی و تاسیس نهادهای مدرن بدست مستشار خارجی با امتیاز انحصاری مصونیت در برابر هر گونه جرم و جنایت…بدون نهادینه سازی مفاهیم و قوانین مدرن.

می گویند رضا شاه و محمدرضا شاه دانشگاه، راه آهن، کارخانه، سد و… ساختند و زنان را آزاد کردند و… ولی خوب اشتباه های کوچکی هم داشتند. آنچه نمی گویند:
تاثیر این اشتباه های کوچک در آینده ی سیاسی/اجتماعی ایرانیان چه بود؟ خودکامگی بجای سلطنت، غارت منابع و ثروت کشور بدست خاندان سلطنتی و وابستگان و انحصاری کردن اقتصاد بدست نظامیان و دولتمردان بنام خدا، شاه ، میهن… (البته می دانم در استبداد دینی مطلقه ی جایگزین آنها با تعمیق بیشتر سرکوب و فساد بنام خدا، ولی فقیه، پیامبر و امامان هزاران بار بدتر شده است ولی آیا این توجیه مناسبی است؟ اگر با دزدی مقابله کنیم که خانه مان را شبانه غارت می کند و بعد از آن قاتلی جایگزینش شود که نه تنها خانه را غارت بلکه به زنان و کودکان خانواده تجاوز کرده و همه را از دم تیغ می گذراند، می توان نتیجه گرفت که پس مقابله با دزد اول، خطا بوده است؟) در زمان شاه و به تصمیم و فرمان معظم له، به فرانسه و بریتانیا وام می دادیم و برای دانمارکی ها ورزشگاه و پارک می ساختیم. در عراق برای امام حسین ضریح و بارگاه مطلا! حالا هم به تصمیم و فرمان معظم له، به سوریه و عراق وام بلاعوض می دهیم و برای لبنان و افغانستان بیمارستان و نیروگاه می سازیم و در عراق برای امام حسین ضریح و بارگاه مطلا! در زمان شاه بدلیل مخالفت وی با کارشناسان اقتصاددانان (و بطور کلی هر کارشناس کاربلدی) گرفار بیماری هلندی شدیم و تورم رکودی و حالا بدلیل مخالفت (و زندانی، تبعید و اعدام) کاشناسان اقتصادی (و بطور کلی هر کارشناس کاربلدی) گرفار بیماری هلندی و ورشکستگی و نابودی اقتصادی هستیم.

می گویند شاپور بختیار فداکاری کرد و می توانست چنین و چنان کند ولی این مردم نفهم و عقب مانده به دنبال خمینی بودند و گوش شنوایی نبود/ آنچه نمی گویند:
چرا مردم به بختیار توجهی نداشتند؟ چرا اساسا» هیچ یک از فعالان سیاسی خوشنام بعد از کودتای بیست و هشت مرداد نه تنها برای اکثریت مردم بویژه جوانان شناخته شده نبود بلکه مورد اعتنا و اعتماد مردم هم نبود. در تاریخ ثبت است هر کسی در هر مقطعی روبروی مردم ایستاد، بدون توجه به اینکه ادعا یا برنامه اش درست یا نادرست، پیشرو یا ارتجاعی بوده و نتوانست پشتیبانی مردم را بدست بیاورد نمی تواند در قدرت بماند. آیا بختیار پیش از آنکه یک تنه و بدون حتی موافقت و پشتیبانی سایر همفکرانش در جبهه ملی پیشنهاد شاه را پذیرفت، این موضوع را در نظر گرفته بود؟ بختیار چند قدم از مردم جلو بود؟ خوب پس با مردم فاصله داشت! مسوولیت این فاصله با هر که کس بود، مسوولیت پذیرش قدرت بدون جلب رضایت مردم با خود بختیار بود. بختیار از منش، بینش و روش مصدق، قهرمان ملی ایرانیان که همواره برای مردم و همراه مردم بود وقدرت واقعی خود را فقط از آنها می گرفت فاصله گرفت. مصدق شاهزاده قجری بود که مردم را انتخاب کرد و بختیار خانزاده ای که سیاست بازی و مذاکره با قدرت برای امتیاز گیری را انتخاب کرد. این که می خواست از این امتیاز بسود مردم و آینده ایران بهره گیرد، مهم نیست. او مردم را به همراه نداشت و مردم هم به هر دلیل در مقابلش ایستادند. روانش شاد! باید از روشنفکرانی که مدام مردم را بابت این اشتباه تاریخی سرزنش می کنند پرسید بجای ناسزاگویی به مردم، چرا در آگاه سازی همین مردم نکوشیدید؟ مگر نخستین مسوولیت یک روشنفکر یا فعال سیاسی، آگاه سازی و بالا بردن درک و فهم مردم از چرایی دردمندی ها، نارسایی های اجتماعی و اقتصادی و راه حل های مناسب نیست؟ پیش از این چه کردید؟ به دنبال مردم افتادید؟ حال چه می کنید؟ در سکوت قبرستانی به ناسزاگویی به مردم مشغولید؟ بیش از افشای فساد و تباهی حکومت از مردم بد می گویید! آفرین!

می گویند روشنفکران به اعلام وفاداری و پشتیبانی از خمینی، سبب فریب مردم شدند. آنچه نمی گویند:
این است که مردم معترض و مخالف فعال در تظاهرات از مساجد سازماندهی می شدند و هیچ توجهی به روشنفکران، فعالان سیاسی و… نداشتند. تمامی این تظاهرات مردمی سازماندهی شده از سوی مساجد با هماهنگی از پیش بین روحانیان و روسای کلانتری ها و فرماندهان ارتش رو می دادند و سایر اعتراض های دانشجویی، دانش آموزی پراکنده بشدت از سوی پلیس و سایر سرکوبگران مورد حمله قرار می گرفتند. بیشتر کشتارها از میان همین غیرمذهبی ها بود. چرا از تمام اساتید متحصن، تجات اللهی کرد(چپ) غیرمذهبی را کشتند؟ اگر فعالان سیاسی همکاری خود را با خمینی اعلام می کردند برای پیشبرد انقلاب از طریق اتحاد با نیروی اصلی بود.(که حمایت مالی بازاریان و پشتیبانی ضمنی بسیاری از نیروهای مسلح را بهمراه خود داشت) طبقه متوسط غیرمتشکل فقط پیادگانی بوند برای نیل به قدرت. خواسته های طبقه متوسط (استقلال،آزادی و دمکراسی) با خواسته های دیکته شده از سوی نیروی متشکل بازاری ها و آخوندها به استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی تغییر یافت تا فقط جمهوری اسلامی به روایت خودشان بدست آید(استبداد دینی مطلق با استقلال کامل از مردم به کمک دلار های نفتی و آزادی کامل برای غارت و نابودی کشور). اگر روشنفکران و فعالان سیاسی با خمینی مخالفت می کردند فورا» به حمایت و پشتیبانی از شاه متهم، محکوم و طرد می شدند. زیرا دو قطبی کردن فضا و راندن رقیب بااین ترفند از آن زمان رایج بود! درواقع، این روشنفکران و سیاسیونی که امروز چنین سرزنش می شوند به ناچار بین بدو بدتر انتخاب می کردند… بله انتخاب بین بد و بدتر سابقه ی تاریخی دارد! بطور کلی باید یادآوری کرد که روحانیان حاکم در هیچ مورد مبتکر یا باهوش نبوده اند آنها همیشه مخ بمزدها و قلم بمزدهایی داشته اند. بسیاری از ترفندهای ایشان یادگیری از پدیده ها و رویداد های تاریخی بوده است مثل فریادهای الاه اکبر مردم بر بام ها که تقلیدی از طبل کوبی الجزایری ها در مقابله با نیروهای اشغالگر فرانسوی بود و از سوی تحصیلکرده ی فرانسه بنی صدر به او پیشنهاد شد. البته این استعداد یادگیری را همه دارند. ببینید که ساقط کردن هواپیمای غیرنظامی مالزی را با پرواز همزمان یک هواپیمای نظامی دیگر در پشت سر آن توجیه می کنند.(پیش از این برخی منابع خارجی و بیشتر و پرشورتر از آن وطن فروشان و بیگانه پرستان دوملیتی بظاهر ایرانی شلیک موشک از ناو امریکایی بسوی یک هواپیمای غیرنظامی ایرانی را با پرواز تخیلی یک اف چهارده نظامی ایرانی در پشت سر آن توجیه می کردند!) اینکه حتی یک فرد با چشم غیرمسلح می تواند هواپیمای پهن پیکر غیرنظامی را از یک جت جنگنده تشخیص دهد چه برسد به دستگاه های پایش پیشرفته یک ناوچنگی امریکایی دخلی به عقل و هوش آنها ندارد. این فقط تبلیغاتی برای توده ی بزعم آنهابی سواد و نفهم ایرانی است.

می گویند ما به کشتار فجیع غیرنظامیان فلسطینی چکار داریم؟ چرا باید دلمان بحال آنها بسوزد؟ اگر این کودکان زنده بمانند فردا مانند 1359 به ما حمله می کنند و دمار از روزگار ما در می آورند. چرا به فکر کودکان ایرانی نیستید که در شهرها در خیابان گذران می کنند و یا در روستاهای محروم بیسواد و گرسنه مانده اند. آنچه نمی گویند:
اسراییل دوست مردم ایران است؟ آیا گروه های تجزیه طلبان را در هر سوی مرزهای ایرانی تاسیس و تجهیز نمی کند ا مناطق نفتی و سوق الجیشی را از ایران جاد کند؟ بلوچ های پشتون تبار بنام بلوچ ایرانی، آذری های وابسته به کشور آذربایجان، وهابی هایی بنام اعراب احوازی برای آزادسازی خوزستان (بزعم آنهاعربستان)اشغالی،… آیا با سکوت در برابر چنین کشتارهایی و یا موافقت ضمنی با آنها، با حماس جنگیده ایم؟ آیا اگر فردا در جنگ (مستقیم یا نیابتی از سوی یک کشورهمسایه) کودکان و غیرنظامیان ایرانی چنین بی محابا کشتار شوند (که چنین مباد هرگز) و ابلهی در آنسو بگوید، بنویسد یا حتی بیاندیشد چه خوب اگر این کودکان عجم زنده می ماندند فردا با ما چنین و چنان می کردند در مورد هوش و شخصیت او چه می اندیشیدیم؟ آیا ناپسند دانستن کشتار کودکان و غیرنظامیان در هر کجای دنیا ارتباطی با بهتر شدن یا بدتر شدن وضعیت کودکان ایرانی دارد که به اشکال گوناگون قربانی سیاست ها و قوانین این حکومت عقب مانده و فاسد هستند؟ آیا این مشابه گفتار رسمی همین حکومت نیست که در برابر تمامی نقدها و اعتراض ها به نقض حقوق بشر می گوید چرا به فکر نقض بشر در کشور خودتان یا سایر کشورها نیستید؟!

می گویند باز مردم ایران فریب خاتمی روباه خندان، احمدی نژاد عوامفریب زبان باز یا روحانی روباه بنفش را خوردند یا هنوز دلبسته ی نخست وزیر خمینی هستند ولی دریغ … بسوی ما نمی آیند… آنچه نمی گویند:
خودشان چه هستند؟ چه برنامه و هدفی دارند؟ (واقعی و نه ادعایی) در تمام سالهای فعالیت سیاسی/اجتماعی چه کرده اند؟ چه تجربه ای دارند؟ چه پایگاه مردمی بدست آورده اند؟ آیا با نوشتن مقالاتی چند یا حضور گاه و بیگاه یا حتی دائمی در تلویزیون های مخالف چه تاثیری داشته اند؟
گروهی که هنوز در گذشته سیر می کنند و در راه بازگشت به دوران طلایی پهلوی هستند با ناسزاگویی به تمامی کسان دیگری که مخالف بازگشت به آن دوره هستند با ایجاد فضای دو قطبی ما و غیر ما که البته این گروه غیر ما ، حتما همراه و همکار (خواسته یا ناخواسته)حکومت فعلی است.
گروهی که هنوز در گذشته سیر می کنند و در راه بازگشت به دوران طلایی خمینی (بویژه دوران طلایی تر تابستان 67) هستند با ناسزاگویی به تمامی کسان دیگری که مخالف بازگشت به آن دوره هستند با ایجاد فضای دو قطبی ما و غیر ما که البته این گروه غیر ما ، حتما همراه و همکار (خواسته یا ناخواسته)گروه حاکم فعلی است.
گروهی که هنوز در گذشته سیر می کنند و در راه بازگشت به دوران طلایی سوسیالیزم کارگری(در شوروی سابق و یوگسلاوی سابق و چکسلواکی سابق و…)و برپایی حکومتی مشابه آن در ایران هستند با ناسزاگویی به تمامی کسان دیگری که مخالف بازگشت به آن دوره هستند با ایجاد فضای دو قطبی ما و غیر ما که البته این گروه غیر ما ، حتما همراه و همکار (خواسته یا ناخواسته)حکومت فعلی و امپریالیسم بین المللی است.
گروهی که هنوز در گذشته سیر می کنند و در راه بازگشت به دوران طلایی سال 57 پیش از پیروزی خمینی هستند و با خیال موج سواری بر خیزش مردمی ناشی از فضای بسته اجتماعی و شرایط بد اقتصادی؛ به دنبال جلب نظر نیروهای بین المللی با ادعای اینکه دمکراسی خواه هستیم و با ناسزاگویی به تمامی کسان دیگری که مخالف بازگشت به آن دوره هستند با ایجاد فضای دو قطبی ما و غیر ما که البته این گروه غیر ما ، حتما همراه و همکار (خواسته یا ناخواسته)حکومت فعلی است.
گروهی که آخرین شاهکارش، همکاری با دولتی که در جنگ با مردم ایران علاوه بر جنایت های جنگی بسیار به ویژه در حق زنان و کودکان ایرانی، در اوج حملات شیمیایی به شهرهای ایرانی به دنبال اشغال و جداسازی بخشی از استان های نفت خیز جنوبی بود…سبب افشای ماهیت غیرانسانی، ساختار استبدادی و فرصت طلبی رهبری فردی آن شد و علیرغم فراوانی جانباختگان، زندانیان و تبعیدهای صادق، وطن پرست آن مورد تنفر ایرانیان قرار گرفت.
….
مردم ایران باید به دنبال کدام فرد، گروه، نهاد یا سازمان مخالفی می رفتند که توان و ظرفیت رهبری و پیشبرد خواسته های ناچیز آنها برای آینده ای کمی بهتر ، فضایی کمی بازتر یا حداقل شتابی کمتر در سقوطی آزاد در همه ی زمینه ها را داشت؟
********
این عادت همه مردمانی است که سالها زیر یوغ استبداد زیسته اند و آنقدر زیر فشار ، سرکوب و سانسور در تمامی نهادهای اجتماعی از خانواده گرفته تا مدرسه و دانشگاه، محل کار و…بوده اند که همواره مکنونات قلب خود را بازنگویند یا به گونه ای دیگر جلوه دهند. برای همین است که باید همیشه بین خطوط را خواند و به ناگفته ها بیش از گفته ها اهمیت داد!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s