نظامی گری پلیس نتیجه ی کنترل پلیسی دنیاست. کالین الیوت

http://original.antiwar.com/Colin_Elliott/2014/09/17/police-militarization-is-a-consequence-of-pلolicing-the-world/
Police Militarization Is a Consequence of Policing the World; by Colin P. Elliott, September 18, 2014
cartoon1
فریاد علیه نظامی گری پلیس سرانجام بازتاب هایی در تالارهای کنگره داشت و اعمال محدودیت هایی بر اداره امنیت داخلی برنامه 1033 اجتناب ناپذیر بنظر می رسد. با این همه، این گام عملی فقط اقدامی ظاهری و توخالی است. عده کمی جرات دارند پرسشی را مطرح کنند که بسیار ناخوشایندتر است: چرا بسیاری از واحدهای پلیس امریکا بخود حق می دهند که سلاح های جنگی را علیه جامعه خود بکار گیرند؟
پاسخ روبروی ماست. همان گونه که رییس جمهور اوباما عملیات جنگی را در خاورمیانه علیه داعش گسترش می دهد تقریبا هیچکس درباره ی ارتباط درونی بین نظامی گری پلیس واصطلاح امریکایی ‹کنترل پلیسی دنیا› سخنی نمی گوید. خندیدن به سخنان کمدین جان اولیور درباره ی سفارش یک خودروی زرهی برای خنثی سازی تروریسم در جشنواره سالانه کدوتنبل کین( Keene)در نیوهمپشایر آسان است. باوجود این، واحدهای پلیس در دورافتاده ترین مناطق روستایی امریکا چشم انداز کمک رسانی به جبهه داخلی در جنگ جهانی علیه تروریسم را پذیرفته اند و از آن خرسند هستند-رفتاری که با هر بمبی که در خاورمیانه می افتد تقویت می شود.
حالا بیش از یک دهه از زمانی که رییس جمهور بوش قول داد که ‹ما با آنها در آنجا می جنگیم تا ناچار نباشیم با آنها در اینجا بجنگیم› به طعنه ای تماشایی تبدیل شده است: امپریالیسم در خارج از کشور، الهام بخش امپریالیسم در داخل کشور است.
طرح این مساله که افسران پلیس متوسط، حتی بطور تصادفی با یک پروژه امپریالیستی مرتبط شده اند شاید بنظر دور از ذهن باشد، با این همه درک عمیق تری از ریشه های تاریخی، فرهنگی و زبانی’امپریالیسم’بخودی خود روشن می کند که برای پلیس امریکا چه اتفاقی افتاده است. واژه انگلیسی ‹امپریالیسم’از عبارت کهن لاتینی imperium(قدرت مطلقه) می آید، یک فرضیه دوهزارساله ی رومی با قدرت مدلول یک مقام رسمی که دستور می دهد و انتظار دارد بطور خودکار از او اطاعت شود. کلید قدرت مطلقه در سلسله مراتب ماموریت هایش است: نه تنها اقتدار یک مقام رسمی را توصیف می کند بلکه کنش پذیری همراه با تسلیم را از افراد در مواجهه با مقام رسمی را لازم می داند.
گر چه درک ‹نظامی گری پلیس› ممکن است مشکل بنظر رسد، هر روز مثال هایی از قدرت مطلقه پلیس دیده می شود. پلیس قدرت مطلقه خود را با واکنش بیش از حدی به شهروندی اعمال می کند که مودبانه حقوق مدنی خود را طلب می کند یا پرسش هایی برای شفاف سازی امور می پرسد. همین چند روز پیش، وقتی سانتیاگو هرناندز تفتیش شد، جرات کرد از آنها بپرسد برای چه. درنتیجه به او دستبند زده شد، بروی زمین انداخته شد، زیر باتون کوبیده شد، اسپری فلفل بصورتش پاشیده شد و طوری کتک خورد گویا ‹یک باند تبهکار› او را کتک می زنند. هرناندز از هیچ قانونی تخطی نکرده بوداما او قدرت مطلقه معمول این افسران را به چالش کشیده بود.
آنچه که برای هرناندز روی داد یک اتفاق منفرد نبود، این یک امر سیستماتیک است. وقتی به پلیس سلاح، شخصیت و قدرت مطلقه سربازان داده می شود، آیا باید از اینکه آنها همانند سربازان رفتار می کنند شگفت زده شویم؟ مقررات حکومت نظامی در خیابان های فرگوسن، سرکوب وحشیانه تظاهرکننده هایی که آن را اشغال کردند، نوزادانی که در حین یورش هایی به خانه ها بدون در زدن برای جستجو با حکم قانونی، در گهواره خود سوختند -امریکایی ها به روی دادن چنین چیزهایی در سرزمین های خارجی دورافتاده عادت داشتند. باز هم می توانیم به سلاح ها و تجهیزاتی که در چنین عملیاتی بکار می روند متذکر شویم اما این چیزهافقط پلیس را قادر به حمله می کند ولی علت این تهاجم ها نیست.
همسویی قدرت مطلقه و زیاده روی پلیس، بسیار فراتر است. برای پیشبرد موثر منافع و افتخارات دولتی، از بسیاری از کنترل های عادی اجتماعی و فرهنگی بر اعمال قدرت روسای دادگاه ها و مقامات رومی دارای قدرت مطلقه، ممانعت می شد. به همین ترتیب هم دادگاه های امریکا به گونه ای مستمر،حقوق پلیس را تایید می کنند و از نیرنگ و فریب برای احکام محکومیت و خلق شواهد برای دستگیری ها بهره می گیرند. قانون مصادره اموال، از امتیاز ویژه ی پلیس برای توقیف و نگاه داری اموال متهم حمایت می کند، حتی پیش از آنکه هر گونه محکومیت و مجرمیت جنایی احراز شود. قدرت مطلقه به گونه ای مشابه مقامات رومی را قادر می ساخت که دروغ بگویند و با اعمال زور به ساکنان استان های امپراتوری، آنها را استثمار کنند حتی زمانی که ارسال وجه سالانه این شهروندان برای توسعه و ترویج عدالت و تضمین امنیت بود.
این موارد مشابه به مکانیزم پاسخگویی نیز تعمیم می یابد. هنگامی که روسای دادگاه های رومی به سوء استفاده از قدرت مطلقه خود متهم شدند، آنها در یک دادگاه داخلی متشکل از اعضای طبقه خودشان محاکه می شدند. انگیزه های طبقه ممتاز برای دفاع از فردی از همان طبقه و کسب اطمینان از اینکه نیروی قدرت مطلقه، وقتی نوبت خودشان شد حفظ شده باشد منجر به موارد معدودی از محکومیت و مجازات می شد. مکانیزم رسمی اصلی برای دفاه زا شهروندان از اافسران پلیس فاسد، واحدهای امور داخلی است- به هر حال،کارکنان این شعبه های داخلی واحدهای پلیس معمولاافسران پیشین یاحتی فعلی پلیس هستند. جای شگفتی نیست که این واحدها-که اغلب فاقد هر گونه بینش دمکراتیک یا شهروندی هستند می توانند بعنوان حلقه ای از یک زنجیر بهم پیوسته باشند و در بیشتر موارد همینطور هم عمل می کنند تا اینکه یک داور بی طرف بین شهروندان و پلیس خودشان باشند.
قدرت مطلقه به پلیس واگذار شده است و سلسله مراتبی که آن ایجاد می کد نتیجه ای ناگوار هر چند قابل پیش بینی خواهد داشت: افسران پلیس همانند ارتشی اشغالگر عمل می کنند و جوامع همانند سرزمین های اشغال شده خواهند شد. شاید این دلیل آن باشد که چرا رویدادهای فرگوسن تا این حد نگران کننده هستند؛ زیرا امپراتوری که امریکایی ها برای مدتی طولانی جرات اعتراض به آن را نداشته اند سرانجام به خانه رسیده است.

کالین پ. الیون عضو فوق دکترای تاریخ کلاسیک و باستان در واشنگتن و دانشگاه لی است جایی که او درباره امپریالیسم باستان، اقتصاد روم و فروپاشی امپراتوری روم می نویسد و تدریس می کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s