هفت برگ از تاریخ

برگه برگی از تاریخ در فیسبوک
10395838_849615301738892_3367855618105181666_n
صداقت و آزادی
سید جمال واعظ که ناطقی آزادی خواه و مردم دوست بود در ۲۶ ماه رمضان در مسجد شیخ عبدالحسین گفت: دروغ گفتن کلید تمام معصیت هاست. آخر ببینید فرنگی‌ها به قول امام ما رفتار می‌کنند و ما نمی‌کنیم.
می‌روی از فلان فرنگی چیزی بخری می‌گویی چند، می‌گوید: ۲۵ تومان دیگر جواب و سوال نمی‌کند، اما فلان شیخ، نماز جماعت می‌خواند، می‌روی فلان چیز را از او بخری، می‌گوید: چهار قران و دهشاهی، بیست دفعه او قسم حضرت عباس می‌خورد سی دفعه تو. آخر هم به سی شاهی می‌خری.
تا دو چیز نباشد کار ایران درست نمی‌شود: یکی صداقت یکی آزادی.
فلان بیچاره می‌رود دکان نانوایی، چهار ساعت باید تعلق بگوید آخر هم گوش نمی‌دهند، اما فلان نایب یا فلان فرار یا فلان بیعار که می‌رود می‌گوید: شاطر سلام علیکم، نان می‌گیرد، اما یک بیوه زن چهار ساعت معطل می‌شود.. وقتی آزادی شد این طور نمی‌شود.
«گزارش مامور شهربانی ~ عباسقلی، مجله یغما، فروردین ۱۳۴۰، برگِ ۴۷»
*********************************
اسلام آوردن ایرانیان برای فرار از جزیه
ابوالصیدا سوی سمرقند رفت که حسن ابن ابی العمرطهٔ کندی عامل آنجا بود، بر جنگ و خراج.
گویند: پس ابوالصیدا مردم سمرقند و اطراف آنرا به اسلام خواند به شرط آنکه جزیه از آن‌ها برداشته شود و کسان با شتاب به مسلمانی روی آوردند.
غوزک به اشرس نوشت که خراج کاستی گرفته، اشرس به ابی العمرطه نوشت که خراج مایه قوت مسلمانان است، شنیده ام که مردم سغد و امثال آن‌ها از روی دلبستگی اسلام نیاورده‌اند، بلکه برای فرار از جزیه به مسلمانی روی آورده‌اند، بنگر هر که ختنه کرده و فرایض را به پا داشته و اسلامش نکو شده و سوره‌ای از قرآن را آموخته، خراج از او بردار.
«تاریخِ طبری، جلدِ نهم، برگِ ٤٠٩٣»
*********************************
شیعه سازی مردم تبریز بدست شاه اسماعیل
شاه اسماعیل به فکر افتاد تا با سرعتِ هر چه بیشتر مذهبِ شیعه را در بین مردم سنت مذهبِ تبریز برقرار سازد و در این راه به هرگونه قتل و شکنجه و آزار مردم دست زد. »شیعه سازی» شهر تبریز؛ موجبِ وحشت اطرافیان وی نیز گردید و گروهی از نزدیکان و ریش سفیدان به حضور شاه جدید رفتند و او در پاسخ گفت؛ مرا به این‌کار باز داشته‌اند و خدای عالم و حضراتِ ائمه معصومین همراه منند و من از هیچ‌کس باک ندارم، بتوفیق الله تعالی اگر رعیت حرفی بگویند، شمشیر می‌کشم و یک کس را زنده نمی‌گذارم. وی پس از ورود به تبریز دستور داد تا استخوان‌های تمام کسانی که مسئولِ کشته شدنِ پدرش »حیدر» بودند از قبر درآورده و: .. در ملاء عام در کنار سر‌های بریده‌‌ی گروهی از دزدان و روسپیان بسوزانند… «تشیع و قدرت در ایران، دکتر بهزاد کشاورزی، برگ ۵۰»
*********************************
دورانِ شاه طهماسب صفوی، دورانِ پیشرفتِ «تربیت خر» در ایران
او مدتِ یازده سالِ تمام از قصر و حرمسراهای خویش پای بیرون ننهاد. بسیاری از روز‌ها از بام تا شام در گرمابه به شستشوی و گرفتنِ ناخن می‌گذراند. بیشتر چیز‌ها را پلید می‌دانست و بدان‌ها دست نمیازید و بر خلافِ نیاکان جنگجوی و سلحشور خویش از اسب سواری بیزار بود و «خرسواری» را پیشهٔ خود ساخته بود و دورانِ او یکی از دورانهای پیشرفتِ «تربیتِ خر» به شمار می‌رود، تا آنجا که شاعرِ طنزگوی معروف به ”بوق العشق“ در این باره گفت:
بی‌تکلف خوش ترقی کرده‌اند… کاتب و نقاش و قزوینی و خر.
«تاریخِ ایران، سر پرسی سایکس، جلدِ دوم برگِ ۲۴۳ و تاریخِ ادبیات در ایران، ذبیح الله صفا، جلدِ پنجم، قسمتِ 1، برگِ ۱۶»
*********************************
علی‌بن‌ابی‌طالب و ادبِ کردن با تازیانه و شمشیر
علی حکم‌های شگفت‌آوری داشت چنان‌که قومی را آتش زد، و دیگرانی را بوسیله‌ی دود از میان برد، و بعضی انگشتان دست را در دزدی برید، و دیواری را بر سرِ دو نقر که آن‌دو را مشغولِ فسقی دید خراب کرد.
و می‌گفت: استتروا ببیوتکم و التوبه‌ورائکم، من ابدی صفحته للحق هلک«۱» ان‌الله هذه‌الامه بالسوط و السیف و لیس لاحد عندالامام هواده (در خانه‌های خود پنهان شوید و توبه در پیشِ رویِ شما است، کس که سینه سپر حق کند از میان می‌رود. همانا خدا این امت را بتازیانه و شمشیر ادب کرده است و هیچ‌کس نزدِ امام مدارا و نرمی نیابد).
«تاریخِ یعقوبی، جلدِ دوم، برگِ ۱۳۷-۱۳۸»
بن نوشت: «۱» ر.ک. نهج‌البلاغه، ط ۱۶
*********************************
قتیبه بن مسلم باهلى و فردوسی
قتیبه بن مسلم باهلى، سردار معروف حجاج که چندین هزار نفر از ایرانیان را در خراسان و ماوراء النهرکشتار کرد و در یکى از جنگ‌ها به سبب سوگندى که خورده بود، اینقدر از ایرانیان کشت که به تمام معنى کلمه از خون آز آسیاب روان گردانید و گندم آرد کرد و از آن آرد نان پخته، تناول نمود و زنها و دخترهاى آنها را در حضور آنها به لشکر عرب قسمت کرد، قبر این شقى ازل و ابد را پس ازکشته شدنش زیارتگاه قرار دادند و همه براى تقرب به خدا و قضاى حاجات «تربت آن شهید!»را زیارت مى کردند.
ولى بزرگ‌ترین شاعر ایران و بانى رفیع‌ترین بناى مجد و شرف ملى ایران، یعنى فردوسى طوسى علیه الرحمه را پس از وفات، به عوض اینکه قبه و بارگاه بر سر قبر او بناکنند، معاصرین قدر‌شناس! او حتى جسد او را نگذاردندکه در قبرستان عمومى مسلمانان دفن نمایند. مقتداى آنها شیخ ابو القاسم گرکانى گفت: او مادح گبران وکافران بود. پیغمبر فرمود: من تشبه بقوم فهو منهم… «تاریخ اجتماعى ایران، ج۲، برگِ ٥٥»

کتاب سوزی قتیبه بن مسلم در خوارزم
و علت اینکه ما از اخبار و علوم اهل خوارزم بی خبر مانده ایم این است که قتیبه بن مسلم هر کس که خط خوارزمی می دانست و آنانکه که از این اخبار آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می کردند و نویسندگان و هربدان اهل خوارزم را از دم شمشیر گذرانید و آنچه مکتوب از کتاب و دفتر و داشتند همه را طعمه آتش کرد…
آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، برگ 57 و 75
*********************************
خشونت اعراب و مردم طبرستان
رفتار خشونت آمیز اعراب نه تنها مردم را از سیادت اعراب بیزار کرد بلکه جمعى از ایرانیان را از اسلام و مسلمانى نیز متنفر ساخت تا جایى که:
گذشته از اعراب، ایرانیانى که مسلمان شده بودند مورد نفرت و کینه مردم قرار گرفتند این نفرت و کینه چنان بود که حتى زن هایى از ایرانیان که به عقد زناشویى عربان درآمده بودند، ریش شوهران خود را گرفته از خانه بیرون مى آوردند و به دست مردم مى سپردند تا آن‌ها را بکشند. چنان شد که در همه طبرستان عربان و مسلمانان یکسره برافتادند. «ابن اسفنديار، تاريخ طبرستان، ج ١، برگِ ١٨٣»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s