سال 2015، سال ایران، چین و روسیه خواهد بود. ایالات متحده گام به گام از اوراسیا بیرون رانده خواهد شد.

2015 Will Be All About Iran, China and Russia
;U.S. will be progressively squeezed out of Eurasia

by Pepe Escobar | Sputnik | January 12, 2015
http://www.infowars.com/2015-will-be-all-about-iran-china-and-russia/
011115eurasia
کمربندهایتان را ببندید؛ سال 2015 سال مبارزه ی چین، روسیه و ایران برعلیه آن چیزی است که من امپراتوری هرج و مرج می خوانم.
بلی. همان طور که ایالات متحده گام به گام از اوراسیا بیرون رانده می شود جنبش های بیشتری بسوی یکپارچگی اوراسیا خواهد بود. ما یک کنش و واکنش ژئواستراتزیک پیجیده را شاهد خواهیم بود که هژمونی دلار امریکا را بعنوان ذخیره ارزی، و بیش از همه دلارهای نفتی را تحلیل خواهد برد.
برای همه ی چالش های بزرگی که چین با آن رو در رو است، در تمام پکن، نشانه های قطعی ظهور کامل یک ابر قدرت تجاری مطمئن به خود و با اعتماد به نفس بسادگی مشاهده می شود. رییس جمهور شی جین پینگ و رهبری فعلی به سرمایه گزاری سنگین در پیش بردن شهر سازی و شهر نشینی و جنگ ضد فساد، شامل مقام هایی در بالاترین سطوح حزب کمونیست چین ((CCP) ادامه می دهند. در سطح بین المللی، چینی ها فشار سهمگین خود را برای «جاده های ابریشم» جدید -هم مسیرهای زمینی و هم مسیرهای دریایی- را شتاب می بخشند که پی ریزی استراتزی اصلی و درازمدت چینی ها برای به هم پیوستگی اوراسیا از طریق بازرگانی و دادو ستد است.
بهای جهانی نفت ناگزیر به پایین ماندن است. همه شرطها بر سر آن است که آیا تا تابستان، یک توافق هسته ای بین ایران و پنج بعلاوه یک حاصل خواهد شد یا خیر. اگر تحریم ها(در واقع جنگ اقتصادی) علیه ایران باقی بماند و زیان رسانی جدی به اقتصاد ایران ادامه یابد، واکنش تهران قاطع خواهد بود و به پیوند بیشتر آن با آسیا و نه غرب خواهد انجامید.
واشنگتن بخوبی آگاه است که بدون کمک روسیه، یک معامله ی جامع با ایران بدست نخواهد آمد. این تنها، تکرار می کنم تنها موفقیت سیاست خارجی اوباما خواهد بود. بازگشت به هیستری (حمله ی هیجانی) «بمب ایران» فقط مناسب مظنونان همیشگی مشهور (محافظه کاران جدید) است، تصادفی نیست که هم اکنون، هم ایران و هم روسیه موضوع تحریم های غرب هستند. مهم نیست که این تحریم ها چگونه مهندسی شدند، حقیقتی که می ماند سقوط مالی/استراتژیکی بهای نفت یک حمله ی مستقیم علیه ایران و روسیه(چه کسی دیگر؟) است.

این جنگ فرعی
حالا نگاهی هم به بنیادهای روسیه بیاندازیم. بدهی های حکومت روسیه فقط سیزده و چهاردهم درصد تولید ناخالص داخلی(GDP) آن است. کسری بودجه روسیه نسبت به تولید ناخالص ملی فقط پنج درصد است. اگر فرض کنیم که تولید ناخالص داخلی امریکا 16/8 تریلیون (رقم سال 2013) باشد، کسری بودجه ی آن بالغ بر چهار درصد تولید ناخالص ملی در برابر پنج درصد برای روسیه خواهد بود. بانک فدرال یک تعاونی خصوصی در مالکیت بانکهای خصوصی منطقه ای امریکاست، گر چه خود را بعنوان یک نهاد دولتی جا می زند. بدهی عمومی امریکا برابر با رقم شگفت آور هفتاد و چهار درصد تولید ناخالص داخلی آن در سال 2014 است در حالی که این رقم برای روسیه برابر با سیزده و چهاردهم درصد تولید ناخالص داخلی است.
اعلام جنگ اقتصادی توسط امریکا و اتحادیه اروپا علیه روسیه- از طریق حمله ی فرعی به روبل و نفت- اساسا یک موشک فرعی است. فرعی ها -از لحاظ نظری- ممکن است تا بینهایت تکثیر شوند. عوامل فرعی هم به روبل و هم به بهای نفت یورش می برند تا اقتصاد روسیه را نابود کنند. مساله این است که تامین مالی اقتصاد روسیه سالم تر از اقتصاد امریکاست.
با ملاحظه ی اینکه این حرکت سریع بصورت مات کردن(شاه در شطرنج) درک می شود، استراتژی دفاعی مسکو خیلی بد نبود. در جبهه ی انرژی کلیدی، مساله سرانجام مساله ی غرب خواهد بود نه مساله ی روسیه. اگر اتحادیه اروپا آنچه را که گاز پروم پیشنهاد می کند نخرد، فرو می پاشد.
اشتباه کلیدی مسکو این بود که اجازه داد صنایع داخلیش با ارز خارجی، دلار (ناشی از بدهی) تامین مالی شود. درباره ی یک دام از بدهی هیولاوش حرف می زنیم که یم تواند بسادگی توسط غرب دستکاری شود. نخستین گام برای مسکو باید نظارت دقیق بانک هایش باشد. شرکت های روسی باید از منابع داخلی وام بگیرند و دارایی های خارج از کشور خود را بفروشند. همچنین، مسکو باید برقراری سامانه ای برای کنترل ارز را در نظر داشته باشد تا بتواند نرخ اصلی بهره را بسرعت پایین بیاورد.
و نباید فراموش کرد که روسیه همیشه می تواند مهلتی قانونی (استمهال) را بر بدهی و بهره اعال کند که ششصد میلیارد را در برمی گیرد. بگذارید به یک پیام آشکار بپردازیم که امیکا و اروپا را وادار می سازد ستیز اقتصادی خود را کنار بگذارند.
روسیه نیازی به واردات موادخام ندارد. روسیه بسادگی می تواند هر فناوری را که نیاز داشته باشد در عمل مهندسی معکوس کند. بالاتر از همه، روسیه می تواند -از فروش موادخام- اعتبار کافی هم به دلار و هم به یورو کسب کند. فروش ثروت انرژی -یا تسلیحات نظامی پیچیده ی – روسیه ممکن است کاهش یابد. با این همه، این دو همان مبالغی از روبل به داخل کشور خواهند آورد-همانطور که ارزش روبل هم کاهش می یابد.
جایگزینی واردات با ساخته های تولید روسی منطقی است. یک مرحله ی «تطبیق» ناگزیر در پیش خواهد بود -اما خیلی طول نمی کشد. برای مثال، سازندگان آلمانی خودرو، دیگر نمی توانند خودروهایشان را بدلیل کاهش ارزش روبل در روسیه بفروشند. این یعنی آنها باید کارخانه های خود را از روسیه جابجا کنند. اگر آنها چننی نکنند-از کره جنوبی تا چین-آنها را از بازار بیرون می اندازند.

تکاپوی خرس و اژدها در پی شکار
اعلام جنگ اقتصادی اتحادیه اروپا علیه روسیه بهر حال معنایی ندارد. روسیه، مستقیم یا غیرمستقیم، نفت و گاز طبیعی بین روسیه و چین، تقریبا بیست و پنج درصد ذخیره ی دنیا را کنترل می کند. خاورمیانه همچنان آشفته باقی می ماند. افریقا بی ثبات است. اتحادیه اروپا هر کاری می کند تا بتواند پیوندخودش را از با ثبات ترین ذخیره ی هیدرو کربن قطع کند، روسیه را برمی انگیزاند تا جریان انرژی خود را بسوی چین و بقیه آسیا تغییر دهد. چه هدیه ای برای پکن- همانطور که این امر، نگرانی درباره ی بازی ناوگان امریکا با سیاست «بازداری» در پهنه ی دریاهای آزاد را به حداقل می رساند.
با وجود این، یک اصل مسلم ولی ناگفته در پکن هست که چینی ها بینهایت درباره ی یک امپراتوری هرج و مرج نگران می مانند که هر روز بیشتر کنترلش را از دست می دهد و شرایط توفانی برای رابطه بین اروپا و روسیه دیکته می کند. ته خط این است که پکن هر گز به خود اجازه نمی دهد که در موقعیتی قرار گیرد که امریکا بتواند در واردات انرژی چین مداخله نماید- همان گونه که در ژولای 1941 در ژاپن روی داد، زمانی که امریکا با توقیف یک محموله نفتی به ژاپن اعلام جنگ داد و نود ودو درصد واردات نفت ژاپن را کاهش داد.
همه می دانند که ستون اصلی افزایش شگفت آور قدرت صنعتی چین این بود که تولیدکنندگان و سازندگان در چین تولید کنند. اگر روسیه نیز چنین کند اقتصادش در مدت کوتاهی با نرخی بیش از پنج درصد رشد خواهد کرد. اگر اعتبار بانکی فقط موکول به سرمایه گزاری تولیدی باشد این نرخ می تواند فراتر هم برود.
حالا تصور کنید که روسیه و چین بطور مشترک در یک اتحاد پولی جدید با پشتیبانی طلا، نفت و منابع طبیعی سرمایه گزاری کنند، بعنوان جایگزینی تعیین کننده بجای الگوی شکست خورده ی «دمکراسی» بدهکار که توسط اربابان جهان در وال استریت، کارتل بانک مرکزی غرب و سیاستمداران نئولیبرال پشتیبانی می شود.
آنها به کشورهای جنوبی (کشورهای جهان سوم) در جهان نشان خواهند داد که شکوفایی و استاندارد های بالای زندگی با تامین مالی که به بدهی نسل آینده بیانجامد هرگز کارساز نخواهد بود.
تا آن زمان، توفان زندگی ما را تهدید خواهد کرد-امروز و فردا. جمه کوچک اربابان جهان/واشنگتن از استراتزی خود برای آنکه از روسیه، یک کشور منفور جدا افتاده از داد و ستد، انتقال منابع مالی، بانکداری و بازارهای اعتبار غربی بسازند دست نخواهند کشید تا به این ترتیب مستعد تغییر رژیم در آن باشد.
کمی جلوتر در این مسیر، اگر همه چیز مطابق برنامه پیش رود، هدف آنها چین(جه کشور دیگری) خواهد بود. در این میان، باید انتظار چند بمب برای تکان دادن بنیان های اتحادیه اروپا هم بود.زمان ممکن است از دست برود ولی برای اروپا، نه روسیه. با وجود این روندکلی تغییر نخواهد کرد؛ امپراتوری هرج و مرج به آهستگی ولی به یقین از اروپا بیرون رانده خواهد شد.
********************************
یادآوری یکنفر: روسیه در تمامی رای گیری ها و مذاکرات برای اعمال تحریم های بی سابقه مردم و کشور ایران ، علیرغم همکاری ها و اظهار دوستی هایش با جمهوری اسلامی، با امریکا و اتحادیه اروپا همراهی کرده است و به این ترتیب تحریم بانک مرکزی، ممنوعیت انتقال منابع مالی حتی برای خرید دارو که منجر به افزایش بی سابقه ی هزینه ی زندگی مردم ایران شد (و هیچگاه تاثیری بر مسوولان و مقام های جمهوری اسلامی که اکثرا تابعیت همین کشورهارا دارند یا با اموال غارتی در آنها سرمایه گزاری کرده اند، نداشته است) برای نخستین بار در مناسبات بین المللی تعریف شد … حالا خود روسیه گرفتار این گونه تحریم ها شده است و البته باز هم برای مقابله جویی از ایرانی ها مایه می گذارد!
البته همه اینها، باز هم یادآور نقش تاریخی روس ها در زندگی ایرانی هاست.

Advertisements

2 پاسخ به “سال 2015، سال ایران، چین و روسیه خواهد بود. ایالات متحده گام به گام از اوراسیا بیرون رانده خواهد شد.

  1. ﺧﻮﺏ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺑﺸﻮﺩ ‹ ﺟﺎﻱ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺭا ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ » ﺷﻤﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﺁﻧﻬﺎ اﮔﺮ ﺟﺎﻱ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺭا ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ‹ ﺑﺸﺮﻳﻴﺖ ﻧﺠﺎﺕ ﭘﻴﺪا ﻣﻴﻜﻨﺪ
    ﺁﺧﺮ ﻛﺎﺭ اﮔﺮ ﭘﻴﺮﻭﺯ ﺷﻮﻧﺪ ﻣﻂﻤﻴﻦ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪﻱ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ
    ﺣﺎﻻ ﻛﻲ ﻣﻴﺎﺩ ﺑﺮﻩ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺭاﻫﻮ

    • ایکاش پیش از اظهار نظر، اصل مقاله را می خواندید که با هدف آشنایی با طرز تفکر و پیش بینی های روس ها ترجمه شده است. هدف از این مقاله ابراز شادی از نجات بشریت نبوده! بلکه آشنایی با سیاست خارجی روسیه، دوست و برادر بزگتر بزعم برخی ساده لوحان با بصیرت است که چگونه روی کارت بازی با ایران حساب می کنند. در ضمن اگر مقاله را خوانده بودید در پایان آن، چند خطی که یکنفر اضافه کرده بود مطلب را بیشتر توضیح می داد. ولی کسانی که در فکر نجات بشریت و دشمنی با امریکا هستند وقتی برای تفکر و مطالعه ندارند!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s