راندی سخن از دین و ز دین هیچ ندیدیم – علی نیاکوئی لنگرودی

10678816_723827244378780_4343454935813788577_n
کم کن سخن از موعظه و قصّه و گفتار
گفتی و شنیدیم دو صد سفسطه تکرار

راندی سخن از دین و ز دین هیچ ندیدیم
جز پینه ی بنشانده به پیشانی و رخسار

گفتی که به شلاق رهانیم ز دوزخ
فردوس که دیده است از این مِنبر و اِنذار..؟

از تذکَره ی وحشتِ آتش به چه رویی
رانی سخن اینگونه که راندیم به انکار..؟

در توصیه و وعظ تو زاهد، شده مفقود
اخلاص عمل.. نور خدا ..پاکی کردار

هر خطبه زنی لاف خدا را که شناسی
کو یافت از این طرح ریا دست به اسرار..؟

بیهوده چه کوشی شکنی ساغر و خُم را
آن وعده ی مینو که ندادند به هشیار

در سلسله ی وصل خدا فضل چه رانی..؟
پیمانه به خویش است نه تسبیح نه زنّار

علی نیاکوئی لنگرودی
۱۳۹۳/۰۳/۱۷

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s