آفرینش در اساطیر ژاپنی

کتاب اساطیر ژاپنی؛ نوشته ژولیت پیگوت؛ ترجمه باجلان فرخی؛ ص 15

4977310_f260
در افسانه های کودکان از قنات ماهی عظیمی یاد می شود که در ژرفای دریا در خواب بود. وقتی قنات ماهی آغازین بیدار شداز حرکت او جزر و مد عظیم و دریایی توفانی پدید آمد و جزایر ژاپن شکل گرفت. اما اسطوره ی آفرینش اپن از گزارش های کهن تری متاثر است …
ایزاناگی(Izanagi) و ایزانامی(Izanami)
نئی استوار از اقیانوس روغنی آغازین سر برآورد و به خدایی بدل شد. هم در آن دم دو خدا یکی نر و یکی ماده از این خدا هستی یافتند. از این سه گانه کمتر سخن گفته اند اما هم از اینان و در سرزمین بهشتی آنان بود که نسل خدایان و خدابانوان هستی یافت. پس روزگاری دراز، سرانجام دو خدا به نام ایزاناگی و ایزانامی هستی یافتند. ایزاناگی نر بود و به معنی مرد جذاب و ایزانامی ماده بود و به معنی زن جذاب. پس ایزاناگی و ایزانامی از مسیر پلی که غالبا رنگین کمانش می نامند از آسمان فرود آمدند. ایزاناگی نیزه ی خود را در اقیانوس آغازین فرو برد و با بیرون کشیدن آن از نوک نیزه اش قطراتی فرو چکید و با سخت شدن آن جزیره ی ئونو-کورو(Ono-Koro) یا خودسخت شو، هستی یافت. این اسطوره از کهن ترین نمادهای پرستش آلت نرینه(Phallicism) در اساطیر ژاپن است.
ایزاناگی و ایزانامی را برادر و خواهر می پندارند و هم بر این باورند که آنان در ئونو-کورو با یکدیگر ازدواج کردند. آنان هنر عشق وریدن را از نظاره ی عشقبازی دو دم جنبانک فرا رگفتندو هنوز دیدار این پرنده برای ژاپنی ها یادآور نخستین نیاکان آنهاست؛ و بر این باورند که خدای مترسک ها را نیز یارای ترسانیدن این پرندگان مقدس نیست.
می گویند سرزمین ها و نمودهای طبیعی بسیاری از ایزاناگی و ایزانامی زاده شدند که از این شمار است جزایر ژاپن، آبشارها، کوه ها، درختان، گیاهان و باد. با زاده شدن باد آفرینش ژاپن کامل شد و هم او بود که با راندن مه تیره نمای جزایر ژاپن را از پرده ای مه آلود بیرون آورد. نخستین فرزند ایزاناگی و ایزانامی-به سبب پیشگام شدن ایزانامی در ازدواج-به هیات ستاره ای دریایی سقط شد و او را به دریا افکندند.
دیگر فرزندان این دو خدا زنده ماندند و آخرین فرزند آنان، بغد از تولد مجموعه ای از جزایر و فرزندی بود که زاده شدنش با مرگ مادر همراه بود. این فرزند همان خدای آتش بود. پس از زاده شدن آتش، ایزانامی بیمار و به تبی سوزان گرفتار شد و مرد. پس ایزانای به جهان زیرین،یومی(Yomi) سرزمین تاریکی، کوچ کرد و ایزاناگی با وجود اعتراض ایزانامی در پی او روان شد. پس ایزانامی به یاری ارواح مادینه ی زشت روی دیار یومی، شوی را از جهان زیرین بیرون راند و ایزاناگی به دنیای زندگان بازگشت. به هنگام خروج ایزاناگی از مدخل یومی، ایزانامی فریاد برآورد به جرم این نافرمانی هر روز هزار نفر از ساکنان زمین را نابود خواهد کرد. داستان ازدواج ایزاناگی و ایزانامی گویای هستی یافتن پدیده های طبیعت و روایت جدایی آنان گویای ناپایداری زندگانی و پیدایی مرگ است. ایزاناگی به وعده خویش وفادار اند و پس از انجام مراسمی آیینی برای زدوده شدن آثار سفر به جهان زیرین، خدابانوی خورشید، خدای ماه و سوسانو(Susano) خدای توفان از او زاده شدند. نیز می گویند این سه خدا از چشمان ایزاناگی هستی یافتند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s