«دروغ» ریشه همه بدبختی های ایران و ایرانیست! و تنها راه نجات، پرهیز از دروغگویی و مبارزه با دروغ و دروغگوست!

باز نشر از برگه ی Persian Gulf‎‏ فیسبوک
10437336_10153632226456111_8807017798333929261_n
اگر به تاریخ ۱۳۰۰ و اندی سال گذشته (درحقیقت پس از یورش وحشیانه تازیان به ایران) کشورمان بنگریم، متوجه می شویم که ریشه ی همه بدبختی ها و سیه روزی های ما ایرانیان و کشورمان، بخاطر یک چیز بوده است:«دروغ»!

«دروغ» در ایران باستان، تا به اندازه برای کشور و ملت خطرناک شمرده می شده است، که داریوش بزرگ آنرا در کنار «دشمنان» (بیگانگان) و «خشکسالی» بشمار آورده بوده و در سنگ نبشته خود در بیستون می گوید: «اهورامزدا این کشور را از دشمنان، خشکسالی و دروغ ایمن بدار؛ او دشمنان، خشکسالی و دروغ ها را از این کشور دور نگهدارد.»[1]

هرودوت، تاریخ نگار نامی یونانی زبان با آنکه در امپراتوری هخامنشی زاده شده بود، ولی دشمن ایرانیان بود، توانایی خودداری از تحسین کردن نیاکان ما را نداشت و بیشترین ستایش و تکیه را بر ویژگی «راستگویی» و «پرهیز از دروغ» گفتن ایرانیان می گذاشت. برای نمونه: «ایرانیان بفرزندان خود سه چیز را می آموزند: «راستگویی، سواری و کمانداری». . . . . ««از دید آنان هيچ چيزی زشت تر و شرم آور از دروغ نیست»؛ . . . . . «بجز دروغ گفتن، وام گرفتن هم در نزد آنان زشت و نادرست است، زیرا که بدین باورند که کسی که وام می گیرد [و توانایی پرداخت آن را نداشته باشد]، وادار به دروغ گفتن می شود!» . . . «ایرانیان شدیدا پایبند راست سخن گفتن هستند.»[2]

تاریخ نگار نامی رومی امیانوس مارسلینوس كه همزمان با شاپور دوم، شاهنشاه ساسانی می زیست، در باره ايرانيان می نویسد: «ايرانيان بهترين جنگجويان جهان هستند. . . . تقريبا همه بلند و كشيده، رنگ رخسارشان برخی تیره و برخی دیگر سپید و رنگ پریده، نگاهشان تيز و ژرف و هراسناک، با چشمانی بادامی، ابروانشان کمانی که درمیان پيشانی به هم می پيوندد، با ریش های زیبا و گیسوانی بلند هستند.[3] بينهايت [با بیگانگان] محتاط و [بآنان] سو ظن دارند، بگونه ای که زمانیکه از كشور خود دور و در خاك دشمن هستند، از ترس مسموم شدن حتا از ميوه درختان هم نمي خورند!» وی میافزاید: «ایرانیان بدین باورند که بیگانگان همه دروغگو، دورو، فریب و پُرنیرنگ، پیمان شکن و به هیچ اخلاقیاتی پایبند نیستند!»[4]

ولی ۱۶۰۰ سال دیرتر، ‹دو گوبینو› در سده ۱۹ که سفیر فرانسه در ایران بود در باره ایرانیان در کتاب خود می نویسد:

«زندگانی اکثریت مردم اين کشور سرتا پا از يك رشته دسیسه و يك سلسله پشت هم اندازی هاست! اندیشه و روانشان تنها متوجه اين است كه كاری را كه وظيفه اوست انجام ندهد. ارباب روزی گماشته خود را نمی دهد و نوكرها تا بتوانند ارباب خود را سر و كيسه مي كنند. دولت حقوق ناچيزی به کارگزاران خود مي دهد وکارگزاران هم همگی تلاش و کوششان در راه دزديدن و اختلاس است. از بالا گرفته تا پایين در تمام سطوح و طبقات اين ملت جز نیرنگ و كلاه برداری چیز دیگری نیست! . . . غیرممکن است كه انسان يك ربع ساعت با يك نفر ايراني گفتگو کند، بدون آنكه ماشاالله، انشاالله، استغفرالله، الحمدالله نگویند – و اگر شنونده بيشتر از يك نفر باشد، سخنران از روی تزویر که نشان دهد دیندار، خداپرست و پارساست، آنها را با آب و تاب از ته گلو و بُن دماغ می گوید. از بين بيست نفر ايرانی كه همه ادعای درستی و خداپرستی میکنند و جانماز آب مي كشند، يكنفر شان راست و درست نيست و جای شگفتی است كه چگونه افراد ملتی بدين درجه گرفتار بلای دو رویی و نفاق و فریب باشند و هیچکدام یکدیگر را باور نمی کنند.»

بگفته فرانسوی ها «سیستم سیاسی هرکشوری، نشانگر یک ملت است» و دولتمرانی که حاکم برکشورمان و شبانه روز بما دروغ می گویند، از سیّارات دیگری که نیاورده نشده اند، از فرزندان همان قشرهای دروغگویانی است که دوگوبینو در سده ۱۹ میلادی از آنان سخن گفته است (اکثرا سید و عرب تبارند). بدینروی هم پایه های نظام بر روی دروغ بنا گذاشته شده و در ۳۶ سال گذشته دروغگویی در ایران رواج بسیار بالاتری نسبت به گذشته گرفته است! برای نمونه سید روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی که ولی فقیه و پیشوای دینی بود بجای آنکه برضد دروغ بپاخیزد و آنرا حرام اعلام کند، برعکس آن را حلال و به رواجش نیز کمک کرده است:«… برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمين [فساد] واجب است، دروغ گفتن هم واجب است، شراب خمر هم واجب است.»[5]

باری، اشاعه «دروغ» و «دروغ گویی» در ایران، بجز آنکه سر در مسائل مذهبی از جمله «تقیه» و فرهنگ عربی دارد، بلکه در ایران امروزی سر در مشکلات مالی و سیاسی دارد، که همه این مشکلات تقصیر نظام حاکم است، زیرا آن اندازه که دروغگویی امروز در جامعه ایرانی رواج یافته است، در پیش‌از انقلاب وجود نداشت! سه شوند (دلیل) اصلی رواج دروغ در این زمان، نخست بخاطر استبداد مذهبی حاکم برکشور، باعث شده است که مردم از دین و آیین فراری گشته و دینداری شان در حد تظاهر باشد؛ دوم، از روی ناچاری و بخاطر امرار معاش و سیر کردن شکم خانواده شان به هرکاری از جمله دروغ متوسل شده؛ و سوم، بخاطر فشارهای سیاسی روز و ترس از جان و مال، مردم را وادار به دروغ گویی کرده است، که شوربختانه مانند ویروسی مرگبار در جامعه ایرانی پخش و «نهادینه» شده است!

پس بنابرین اگر از چگونگی امروز خود و کشورمان ناخرسندیم، و خواهان زندگی بهتر، بهروزی، آزادی و آباد سازی ایران هستیم، این ما هستیم که بایستی که درست سازی را از خود آغاز کنیم – و اگر ایرانی از ته قلب آرزوی بهروزی و ایران و ایرانی را دارد، «بایستی از امروز از دروغ گفتن پرهیز کند» و با «دروغ و دروغگو تا ریشه کنی اش مبارزه کند»، که تنها راه نجاتمان، «راستی و درستیست»!

در ضمن فراموش نشود:
تلفن زنگ میز ند: «بگو من نیستم»؛
در خانه را می زنند «بگو من بیرونم»؛
هربار که به فرزندان خود این دستورها می دهیم، از او دروغگویی می سازیم!

نوشته ادمین خلیج فارس

اگر بیـنی که نابیــنا و چاه است – اگر خاموش بنشینی گناه است!

یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)
________________________________

1 – col. 4, lines 59-66.34
Sharp, R. N., «The Inscriptions in Old Persian Cuneiform of the Achaemenian Emperors», trans. Sheda Vasseghi, Tehran, Iran: Pazineh Publications (2003), p. 70.

2 – Book I, chapter 136

3 – C. D. Yonge, «The Roman History of Ammianus Marcellinus», (2009), p343

4 – Ibid, p344

5 – «صحيفه امام» جلد ۱۵ ، برگ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s