چرا ترکیه درباره ی مساله هسته ای ایران سخنی نمی گوید؟ مصطفی ایکول

Why doesn’t Turkey speak up on Iran nuclear issue? ; Mustafa Akyol Posted ; February 26, 2015
http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2015/02/turkey-geneva-nuclear-iran-un.html
Rouhani is welcomed by Erdogan in Ankara (نخست وزیر ترکیه رجب تیّپ اردوغان به رییس جمهور ایران، حسن روحانی در بدو ورودش به دفتر اردوغان در آتمارا در 9 ژوئن 2014 خوشامد می گوید. عکس از رویترز)
اگر مذاکرات در ژنو بین ایران و پنج بعلاوه ی یک با توافق بر سر برنامه هسته ای ایران به پایان رسد، فصل جدیدی برای ارتباط ایران نه تنها با غرب بلکه برای کل خاورمیانه باز خواهد شد. با این همه، کشور دیگر کلیدی در همین منطقه، ترکیه، بگونه ای مشکوک در این زمینه سکوت کرده است.
نه رییس جمهور تیّپ اردوغان و نه نخست وزیر احمد داوود اوغلوو نه وزیر امور خارجه اخیرا درباره ی مذاکرات ژنو مطلبی اظهار نداشته اند. در خلال این مذاکرات، رسانه های ترکیه شامل رسانه های وفادار و هوادار به دولت، تقریبا هیچ علاقه ای به این موضوع نشان نمی دهند. ترکیه بعنوان یک کل بنظر می رسد کاملا بی علاقه است. اما چرا؟
هیچ پاسخ احساسی برای این پرسش وجود ندارد. پاسخ بیشتر ترکیبی از انزوای فزاینده ی ترکیه ، شکست رویاهایش در بدست آوردن معامله ای بین ایران و غرب و احساسات متناقضش در موردِ همسایه ی پارسی خود است.
ابتدا، انزوا. هر ناظر سیاسی می تواند تصدیق کند که اخیرا ترکیه به یک جامعه قطبی تبدیل شده است که دو اردوگاه سیاسی با تلخی درگیر یک جنگ سیاسی باطل هستند. دولت، بنظر خودش، معتقد است که تابحال از حداقل دو «کوشش برای کودتا» جان بدر برده است-اعتراض های پارک قزی(Gezi)و تحقیقات فساد در 2013- و بر خرد کردن دشمنانش متمرکز شده است. بویژه، « دولت موازی» جنبش گولن(Gülen) تبدیل به وسواسی برای اردوغان و رسانه هایش شده است.(برای مثال روزنامه صباح، یک بلندگوی هوادار اردوغان با تیراژ بالا، احتمالا در سیصد روز گذشته نسخه ای بدون تیتر بزرگی درباره ی شرارت های دولت موازی به چاپ نرسانده است.)
این قطبی شدن سیاسی، موضوع سیاست خارجی را بی رنگ می سازد مگر اینکه بنوعی در خدمت تبلیغاتی به نفع دولت یا علیه مخالفان دولت باشد. مذاکرات بین ایران و پنج بعلاوه ی یک، ارتباطی با مسایل حاد داخلی ندارد؛ پس آنها موضوع را بدلیل بی اهمیت بودن کنار می گذارند.(بگونه ای مشابه، الحاق غیرقانونی کریمه به روسیه نیز تقریبا مورد توجه نخبگان سیاست خارجی ترکیه قرار نگرفت.)
علاوه بر این انزوا، چند موضوع سیاست خارجی حاد از پیش وجود دارد که انرژی باقیمانده را نیز می گیرد. جنگ داخلی در سوریه و عراق، بحد کفایت مسایلی با چند لایه ی متفاوت از پیچیدگی برای ترکیه بوجود آورده است-بیش از یک و نیم میلیون پناهنده، امنیت مرزها، دولت اسلامی، جهادیون خارجیکه هنوز هم تلاش دارند از ترکیه بعنوان درگاه ورودی استفاده کنند، خیزش کردها و نظایر آن.
به این موارد باید «فرایند صلح» توفانی بین دولت ترکیه و حزب غیرقانونی کارگران ترکیه(پ ک ک) را افزود، آنکارا خودش به اندازه ی کافی دردسر دارد.
یک مامور عالیرتبه که از او درباره ی مذاکرات ایران و پنج بعلاوه ی یک پرسیدم این واقعیات را تایید کرد. « از من درباره ی لایحه ی امنیت داخلی بپرس یا عملیات تخلیه مزار سلطان سلیمان، ولی سیاست اخیرا در حال سکون است.»
همچنین یک دلیل شخصی نیز برای داووداوغلو هست که از مذاکرات در ژنو فاصله گیرد: او کوشید تا کارگزار یک معامله ی پایاپای هسته ای بین ایران و غرب(همراه با برزیل) در 2010 اشد هنگامی که وزیر امورخارجه ی ترکیه بود. آن زمان، شکست تلاش او سبب نومیدی ترکیه شد زیرا توسط ایالات متحده رد شد که بیشتر مشغول وضع تحریم های اقتصادی جدید علیه ایران بود. پس اگر الان آنکارا از توافقی که خودش سعی داشت حدود پنج سال پیش بدست آورد فاصله بگیرد قابل درک است.
از 2010، تغییراتی در درک ترکیه از {مقاصد} ایران نیز بوجود آمده است. در نخستین دهه ی این قرن، سیاست خارجی نخبگان حزب عدالت و توسعه (AKP) مخالف برنامه هسته ای ایران بود اما تا حدی احساس همدردی برای سرپیچی تهران از غرب داشت. همین نخبگانAKP، شکاف سنی -شیعه در منطقه را رد می کردند و از عبارت برادری همه مسلمانان استفاده می کردند.
اما بعد جنگ داخلی سوریه روی داد که در آن آنکارا از مخالفان پشتیبانی کرد و ایران از حکومت اسد. نتیجه ی آن کاهش سریع همدردی با ایران در حلقه های AKPبود.
همان گونه که کمال اینت عضو SETA، یک نهاد فکری مشاوره ای هوادار AKP، در گزارشش توضیح داده است:
«امروز، روشن است که روابط ایران-ترکیه در سطحی بسیار پایین تر از روابطی است که در 2010 داشتند و اینکه دو کشور در رقابتی جدی و شدید درباره ی موضوعات گوناگونی هستند، نخستین آنها سوریه است. با وجود این دو کشور تلاش می کنند که صرف نظر از مشکلات در مسایل سیاسی و امنیتی ارتباطات اقتصادی خود را حفظ کنند.»
در همین گزارش بحث می شود که علیرغم این تنش ها، « پیشرفت های مثبت» در مذاکرات بین ایران و ایالات متحده برای ارتباط ترکیه هم با ایران و هم با ایالات متحده مثبت خواهد بود. اما همانگونه که این گزارش اذعان دارد دیدگاه مخالفی هم وجود دارد: برخی تحلیلگران سیاست خارجی ترکیه نگران کاهش اهمیت ترکیه ( و عربستان سعودی) در چشمان واشنگتن، در صورت مصالحه بین ایران و ایالات متحده امریکا هستند.
نتیجه نهایی این است که به همه ی این دلایل متضاد، آنکارا از مذاکرات بین ایران و شش قدرت اصلی فاصله می گیرد وبدان بی علاقه است. البته این با ادعای قدیمی داووداوغلو بعنوان «تعیین کننده ی بازی» در خاورمیانه ناسازگار است- و نیازمند یک بررسی از واقعیات دارد.
مطمئنا این ادعا با نیت خیر بوده امارویدادها ثابت کرده است که این ادعا بیشتر واهی و پوچ بوده تا واقعی. برای اینده، راه درست برای ترکیه ممکن است نوسان بین مشارکت کامل یا کناره جویی کامل نباشد بلکه جستجو برای مشارکت های فروتنانه باشد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s