من می‌خواهم و تصمیم دارم که در شعرم همچنان زن باقی بمانم. فروغ فرخزاد

برگه داستان کوتاه فیسبوک
11046191_868322999892543_9025176929068842833_n
عیب کار این‌جاست که در کشورِ ما هیچ‌وقت حقی برای زن قائل نشده‌اند. زن همیشه مثلِ متاعی بوده که بعد از استفاده آن را به گوشه‌ای انداخته و فراموش کرده‌اند و زن‌ها هم به علتِ همان روحِ سستی و خمودگی که در ما وجود دارد هیچ‌وقت نخواسته‌اند که از صورتِ «متاع‌بودن» خارج شوند و شخصیتِ حقیقی خود را ظاهر سازند و برای همین است که کاخ زور و خودخواهی مردها سر به آسمان کشیده و حالا نمی‌توانند آن را تحمل کنند و معتقدند که من کفر می‌گویم و پرده‌ی شرم و حیا را دریده‌ام و از چیزهایی صحبت کرده‌ام که فقط در انحصارِ آنها و جزء مایملکِ جاودانی ایشان است! اما بگذارید آن‌ها هرچه می‌خواهند بگویند. مرور زمان ارزش واقعی هرچیزی را روشن می‌کند و روزی خواهد رسید که همان‌ها که امروز مرا متهم می‌کنند و معتقدند که باید بروم و در خلوت استغفار کنم در مقابلِ حقی که ما با مبارزه و با پیشرفتِ تمدن برای خودمان ایجاد خواهیم کرد تسلیم شوند… من می‌خواهم و تصمیم دارم که در شعرم همچنان زن باقی بمانم. من هیچ‌وقت احتیاج به آن ندارم که به صورتم ماسکِ عفت و عصمت بزنم و در باطن قیافه‌ی دیگری داشته باشم…

«فروغ فرخزاد»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s