شهربانو دختر يزدگرد سوم بزرگترين دروغ شيعيان

برگه کوروش مهرایین‏ با ‏‎Mandana MN‎‏ و ‏‏۱۶‏ نفر دیگرفیسبوک ؛ (گردآوری از سامان رضایی)
10978497_1415518672076345_5845108351596574602_n
يزدگرد هنگام مرگ 28سال داشته است. حدود 15سال دوران آوارگى يزدگرد بوده است. كه اگر اين را از تاريخ مرگش كم كنيم مي شود 13سال. باتوجه به اينكه در سال دوم پادشاهى يزدگرد اعراب به ايران حمله كردند، يزدگرد در هنگام جلوس بر تخت شاهى بيشتر از 11سال نداشته است. بنابرين او نمي توانست دخترى داشته باشد كه اعراب ان را دستگير كنند وبه عربستان ببرند و زن حسين شود.
ميسر هست شاهزادگانى را دستگير كرده باشند و به مكه ومدينه برده باشند به عنوان برده و براى فروش كه يكى از آنان همسرحسين شده باشد .مدينه بزرگترين بازار برده فروشى بوده است و اسيران ايرانى را در بازار مدينه به فروش می رساندند .
حسين ابن على يك زن ايرانى داشته است ولی اينكه فرض كنيم دختر يزدگرد بوده است اين سخن خطاست. يك تصوير عمومى وكلى بايد از داستان ساسانيان توضيح داد .
ساسانيان يكى از بزرگترين ودرخشان ترين حكومت هاى ايرانى بوده است وچون در قادسيه شكست خورده است. چون ساسانيان شكست خوردن در ميدان عرب ودر انجا كمر تاريخ شكسته است. همواره هرچه خواستيم را به انان بسته ايم. ساسانيان كارهاى بزرگى انجام دادند توليد يك دين ملى وزبان ملى توسعه فرهنگ توسعه صنايع امپراطورى ساسانيان در دوران پايانى رو به ضعف رفته است كه در هر مدنيتى ايجاد مي شود و چند عامل موجب ان بوده است. قدرت بيش از حد در دست آذربانان. اصحاب آتشكده ها،جامعه اى طبقاتى بوده است و مردم آن زمان كمى ناراضى بودند. اتور بانان.(اذر بانان)،ارتشكاران و استريوشان، اين سه جامعه ايران در دوران ساسانى بوده است و هيچ كس نمي توانست از طبقه اى به طبقه اى بالاتر جامعه راه يابد. در دوران پايانى ساسانيان خسرو پرويز به روم حمله كرد و به دليل هاى كار را به پايان نرساند و هركليوس امپراطور روم طراحى سپاه ميكند وبه ايران حمله ميكند و يكسره سپاه ايران را در هم می شكند .
خسروپرويز هر چند شاه بزرگى بوده است ولى اشتباهات زيادى هم انجام داد كه پايه و اساسى شد تا ايرانيان در قادسيه شكست بخورند. بزرگترين اشباه خسرو پرويز اين بوده است. كه شيرويه قباد دوم را از وليعهدى كنار مي گذارد كه پسر بزرگ خسرو پرويز بوده است و پسر معشوقه ی خود شيرين را به جانشينى انتخاب می كند. شيرويه (قباد دوم) به مدائن حمله مي كند و پدر خود خسرو پرويز و تمام برادران وخواهران خود را از دم تيغ می گذراند. تعدادى اندكى هم از تيغ قباد دوم جان به در مي برند. بعد از خسروپرويز در طى چند سال بيشتر از 10پادشاه، پادشاه ايران شدند .
بعد از مرگ اذرمى دخت دختر خسرو پرويز بزرگان ايران به دنبال شهريار تنها پسر خسروپرويز می گردند و زمانى ايشان را پيدا مي كنند كه وضعيت جسمانى خوبى نداشته است. پسر شهريار يزدگرد سوم را به استخر پارس می آورند و به رسم شاهان ساسانى بر سر او تاج شاهنشاهى می گذارند و ان زمان يزدگرد كودكى 11ساله بوده است و اداره كننده اى ايرانى می شود كه شمال وجنوب آن را هرج ومرج گرفته بوده است و اعراب تازى ايران را در ضعف ديدند كه به ايران حمله كردند.
يزدگرد بيشتر عمر خود را به دنبال جمع اورى نيرو براى پس گرفتن ايران بوده است و به دست ماهوى سورى زخم خورد ودر آسيابى به دست آسياب بانى كشته شد.
در منابع امده است كه يزدگرد دو پسر به نام بهرام وپيروز و سه دختر داشته است كه اين خطاست و گفته شده است سن يزدگرد در هنگام جلوس بر تخت شاهى 21سال بوده است كه باز هم اين خطاست.
ما تنها مي توانيم به شاهنامه وخداى نامه رجوع كنيم در باب يزدگرد و نه هيچ كتاب ديگرى. فردوسى بزرگ به خوبى اشاره می كند از زبان رستم فرخزاد كه تنها يادگار ساسانيان يزدگرد است و اگر يزدگر فرزندانى داشت فردوسى به آنان اشاره می كرد.

چو گيتی بود تنگ بر شهريار تو گنج و تن و جان گرامی مدار
کزين تخمه نامدار ارجمند نماند جز شهريار بلند
بکوشش مکن هيچ سستی بکار به گيتی جز او نيست پروردگار
ز ساسانيان يادگار او است و بس کزين پس نبيند از اين تخمه کس
دريغ اين سر تاج و اين مهر و داد که خواهد شدن تخم شاهی به باد

اين مغلطه اى شيعيان كه دختر يزدگرد زن حسين ابن على بوده است به دروغ به يزدگرد بسته شده است. ايشان فرزندى نداشت كه اعراب اسير كنند و به مدينه ببرند وپيش كش حسين بكنند.
گفته مي شود حسين يك زن ايرانى داشته است كه مادر سجاد امام چهارم شيعيان هم است . ولى نامى از ايشان در ميان اسيران كربلا نيست و روايت شيعه بر آن است كه قبل از واقعه كربلا ايشان به سوى ايران مي آيد و در دل كوهى مي رود و امروز آرامگاهى براى اين بانو درست كرده اند. حسين سه زن به نام هاى شهربانو، رباب، ليلا داشته است كه به هيچ عنوان نمي توان شهربانو را دختر يزدگرد نام نهاد.
ايشان پارسى بوده اند واز شاهزادگان ولى نه دختر يزدگرد. شهربانو دختر يزدگرد سوم وجود خارجی ندارد و ساخته ی ذهن شیعه برای پیوند دادن ایرانیان و متولیان شیعه ساخته شده بود.سند مکتوب ازعلامه مجلسی در بحار الانوار (ج۱۱-ص۴) : «مادر امام سجاد، شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده است که در زمان عمر و در جنگ های ایران و اعراب اسیر و به مدینه آورده شد. از او تنها یک پسر به دنیا آمد که سجاد است. در این قصه تصریح شده است که شهربانو از اسرای مدائن است و عمر قصد داشت او را بکشد و علی نجاتش داد. پیداست سازندگان این داستان که ایران پرستان اسلامی بوده‌اند خواسته اند علی را در برابر عمر که دشمن ساسانیان و شکست دهنده‌ی سپاه یزدگرد است، طرفدار ساسانیان جلوه دهند ولی متوجه نشده اند که اگر سجاد نوه‌ی یزدگرد است و دختر شهربانو، پس باید حسین در سال ۱۸ ازدواج کرده باشد (در سن 15 سالگی) در حالی که سجاد در سال ۳۸ متولد شده است.
تاريخ ايران زمين را نبايد با تعصب بررسى كرد و نبايد گذاشت دروغ وارد تاريخ ايران زمين شود .
شايد برخى از دوستان نپذيرند كه ساسانيان و خسروپرويز هم دچار ضعف و اشتباه شده اند ولى بايد تاريخ را درست انتقال داد و كميت و كيفيت ان را به درستى بيان كرد .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s