چرا دمکراسی پارلمانی (متکی برحقوق بشر) – پرویز دستمالچی

تاربرگ ایران لیبرال؛ http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=%221640%22
Iran-66yeras ago(1)
بیش از دوهزار و پانسد سال است که در باره دمکراسی بحث می شود و این گفتمان هنوز همچنان ادمه دارد، زیرا از شهر- دمکراسی آتن تا دمکراسی های پارلمانی متکی براعلامیه جهانی حقوق بشر (دمکراسی های مدرن یا لیبرال، آنگونه که آنها را می نامند) تفاوت از «زمین تا آسمان» است. دمکراسی های پارلمانی مدرن پس از جنگ جهانی دوم، و پس از تجربه های فاجعه بار دمکراسی های «توده ای» نیمه اول سده بیستم(استالینیسم، نازیسم، فاشیسم)، شکل گرفتند. از حق حاکمیت مطلق توده ها (اندیشه های روسو)، و جمهوری فرانسه (انقلاب فرانسه) و ایالات متحده آمریکا (اعلامیه استقلال) تا رسیدن به دمکراسی های پارلمانی لیبرال حدود دویست سال زمان، تجربه و نبردهایی سخت لازم بود تا انسان به شکل نوین حکومت دست یازد. دراین دوران:
الف- حق حاکميت ملت که مطلق بود، محدود و مشروط به حقوق فردی و حقوق اقليتها و نیز قانونگذاری ملتزم به اعلاميه جهانی حقوق بشر شد.
ب- تصور از ملت، یا بخشی از ملت(مانند مردان یا …)، از جمعی واحد، ، يکسان، با منافع و نظراتی مشترک، با فرهنگ و ارزش هايی يکدست، يعنی ملت به عنوان تنی واحد تصحيح شد و به برداشت واقعی آن رسيد. ملت مجموعه ای از شهروندان آزاد، با منافع و خواسته هايی متفاوت تا متضاد و ارزشهای زندگی گوناگون است. يعنی، در برداشت و تعريف جديد از ملت کثرت گرايی به جای توحيد و تام گرايی نشست، و فردِ آزادِ خود بنياد به جای «امت» تحت قيمومت. و ملت در برگیرند تمام شهروندانی شد که در برابر قانون ازحقوقی یکسان بهرمندند.
پ- در اين دوران پذيرش تساوی حقوقی تمام انسانها در برابر قانون سرانجام به عنوان اصلی اساسی در سازماندهی جامعه مورد پذيرش قرار گرفت. پذيرش اين اصل به معنای لغو تمام امتيازات حقوقی نژادی، طبقاتی، دينی- مذهبی، جنسیتی و… است.
واژه ملت يا مردم، از زمان شهر- دمکراسی کلاسيک (آتن) تا تشکيل دمکراسی های ُمدرن، تقريباً ثابت ماند و منظور از آن عمدتاً تنها مردان بالغ صاحب ملک و ثروت يا دانش بودند. در ايالات متحده آمريکا تا همين حدود ۵۰ سال پيش سياهان نيز از حقوق اساسی و شهروندی خويش محروم بودند، بنابر دلایل نژادی.
حق رأی عمومی(بدون در نظر گرفتن جنسيت، ثروت، سواد و دانش، يا موقعيت اجتماعی، و تنها بر اساس حداقل سن شهروند) برای اولين بار درسال ۱۸۹۳(يعنی حدود ۱۲۲ سال پيش) در زولاند نو برقرار شد. و پس از آن استراليا، فنلاند و نروژ (اوائل سده ۲۰) به آن پيوستند. پس از جنگ جهانی اول کشورهای دانمارک، آلمان، ايرلند، لوگزامبورگ، هلند، اطريش، سوئد و آمريکا (بدون حق رای برای سياه پوستان)، و پس از جنگ جهانی دوم بلژيک، فرانسه، يونان، ايتاليا، ژاپن، پرتغال و… حق رأی عمومی را به رسميت شناختند. جالب توجه است که حق رأی عمومی (بويژه برای زنان) در کشور بسيار پيشرفته و متمدن سوئيس ابتدا در سال ۱۹۷۱ مورد پذيرش قرار گرفت. امروز چنين امری بسيار عادی است و برقراری دمکراسی (حتا نوع ابتدايی انتخابی آن) در يک کشور، بدون پذيرش اصل تساوی حقوقی همه در براقر قانون، غير قابل تصور است.
ت- انحصار اِعمال قهر در دست حکومت، «قدرت»( قانونگذاری، اجرایی و قضايی) را از دست زورمندان غير منتخب گرفت و در اختيار نمايندگان قانونی و منتخب مردم قرار داد و اِعمال قهر حکومتی را قانونمدارانه کرد.
ث- به منظور پيشگيری از سوء استفاده از قدرت، و تمرکز بيش از اندازه آن در دست عده ای معدود، قدرت سياسی تقسيم افقی (به سه قوه قانونگذاری، اجرايی، قضايی) و تقسیم عمودی (سازماندهی نظام سياسی و اداری حکومت بر اساس اصل عدم تمرکز، مثلا فدرال) شد.
ج- احزاب و سازمانهای سياسی شکل گرفتند تا خواسته های مردم را سازماندهی، کاناليزه و هدايت کنند و سرانجام پس از به دست گرفتن قدرت سياسی آنها را به اجرا بگذارند. و بدين ترتيب گوناگونی ملت، خواسته ها و تصورات آنها در احزاب و سازمانهای سياسی متبلور شد و جامعه دارای نه يک رهبر مقدس واحد، که دارای رهبران و مديران سياسی شد که بنابر اراده انتخاب کنندگان می آيند و می روند. و سياستمداران در دمکراسی نه «رسالت» هدايت ملت به آرمان شهر، بل وظيفه ای مشخص برای بهبود وضع موجود (يا پيشگيری از بد شدن وضع) را دارند.
چ- و جامعه مدنی، به عنوان نهادها و مؤسساتی مستقل و جدا از حکومت شکل گرفتند که حتا محدود کننده قدرت حکومت منتخب خود هستند، مانند: سنديکاها، سازمانهای زنان، دانشجويان، اصناف، حقوق بشر و…
ح- جهانی شدن اقتصاد، حمل و نقل، ارتباطات و اخبار و… از يکسو موجب محدودتر شدن قدرت حکومت های»ملی» شدند و از سوی ديگر با شکستن (مثلا) انحصار اخبار و اطلاعات در دست حکومتها از راه رسانه های همگانی جهانی (اينترنت، تلويزيون و راديوهای ماهواره ای و…)، از اقتدار حکومتها کاستند و به قدرت»جامعه مدنی» و در نتيجه قدرت ايستادگی و مقابله آنها با حکومتها افزودند. سازمان ملل متحد، سازمان عفو بين الملل سازمان، اقتصاد جهانی، صندوق بين المللی پول و… تماماً نهادهای جهانی هستند که موجب کاسته شدن از قدرت و اقتدار حکومتهای ملی و احتمالاً خودسری آنها و بالا بردن قدرت مقاومت شهروندان شده اند.
خ- …
امروز از ۲۰۰ کشور جهان، حدود۱۲۰ کشور دارای نظام پارلمانی ليبرال يا (تقريباً) ليبرال هستند. البته ميان دمکراسیهای با سابقه با دمکراسیهای نوین تفاوتهای بسيار است و هنوز در بسياری از کشورهايی که دارای ساختار دمکراتيک هستند، نهادها و مؤسسات لازم، آنگونه که بايد و شايد، پا نگرفته اند. به اين دليل، از نيمی از آنها تحت عنوان دمکراسیهای انتخابی ياد می کنند، يعنی دمکراسیهايی که درآنجا حداقلی از انتخابات آزاد انجام می گيرد.
ازهنگام پيدايش و شکل گيری دمکراسیهای نوين تا به امروز جهان با چهار موج دمکراسی روبرو بوده است:
• اولين موج از اعلاميه استقلال آمريکا و انقلاب فرانسه شروع می شود و تا پس از جنگ اول جهانی ادامه می يابد و در اين مدت کشورهای دمکراتيک اروپای غربی، کانادا، استراليا، و برخی از کشورها در شرق اروپا و شيلی را در بر می گيرد.
• موج دوم از ۱۹۴۵، يعنی پس از جنگ جهانی دوم شروع می شود و تا سال های ۱۹۸۰ ادامه می يابد. دراين مدت کشورهای آلمان فدرال، اتريش، ايتاليا، کره جنوبی ژاپن (با کمک متفقين)، هندوستان، فيليپين، نيجريه، جاماييکا (پس ازاعلام استقلال و مبارزات ضد استعماری)، و پرتغال و اسپانيا (در سالهای ۷۰) و کشورهای آمريکای لاتين (درسالهای ۸۰) به کشورهای دمکراتيک می پيوندند.
• سومين موج پس از فروپاشی کشورهای کمونيستی در شرق اروپا و اتحاد جماهير شوروی، يعنی از سال ۱۹۸۹ به بعد شروع می شود و هنوز ادامه دارد. کشورهای اروپای شرقی، روسيه، جمهوری های جدا شده از اتحاد جماهير شوروی سابق (پانزده جمهوری) از جمله کشورهای «دمکراتيزه شده» پس از فروپاشی ديوار برلين هستند. دراین رابطه، روابط و مناسبات دمکراتیک درکشورهایی که به عضویت اتحادیه اروپا درآمدند بسیار بهتر از سایر کشوها است.
• و چهارمین موج، دگرگونیهای معروف به «بهار عربی» در برخی از کشورها دیکتاتوری عربی است که باید منتظر ماند و نتایج را دید.
جالب توجه است که تقريباً تمام کشورهای آسيای جنوبی شرقی، ژاپن، عمده کشورهای اروپای شرقی، روسيه، وجمهوریهای جدا شده از آن که امروز بگونه ای «دمکراتيک» اداره می شوند، دارای هيچ سابقه و فرهنگ حکومت دمکراتيک نبوده اند. این واقعیت شامل کشورهای عربی نیز می شود.
پوپر می گويد اصولاً طرح اين پرسش که «چه کسی بايد حکومت کند» نادرست و موجب شده است پاسخ های نادرست نيز به آن بدهند. يکی از پاسخ ها به پرسش «چه کسی باید حکومت کند؟»، ملت است. يعنی ملت يا مردم بايد حکومت کنند. پاسخ های ديگری نيز وجود داشته وعملی نيز شده اند، مانند: خبرگان، صالحان، روحانيان، اشراف، شاه، پرواتاریا، زحمتکشان و غیر. پوپر می گويد ملت هرگز و در هيچ جای تاريخ و درهيچ نظامی حکومت نکرده است، نمی تواند و نخواهد کرد. يعنی واقعيت اين است که در طول تاريخ و درهمه جا(در دمکراسیها و…) همواره عده ای به نام ملت حکومت کرده اند و در آينده نيز خواهند کرد.
پس، پرسش اساسی در رابطه با حکومت(گران) اين است که ما از چه راه هايی می توانيم آنها را چنان محدود و کنترل کنیم که حتا خبيث ترين آنها نيز نتوانند به جامعه صدمه بزنند يا فاجعه بيافرينند. پوپر می گويد ما در نهايت دو نوع حکومت بيشتر نداريم. يکم، حکومت هايی که درآنجا حکومت گران بنابر اراده و خواست آزاد حکومت شوندگان می آيند و اگر رای دهندگان آنها را نخواستند، بدون اشکال تراشی و خونريزی می روند. و دوم، حکومت هايی است که درآنجا حکومتکران، اگر حکومت شوندگان آنها را نخواستند، نمی روند و کرسی قدرت را رها نمی کنند تا کار به خشونت و خونريزی بکشد. حکومت جمهوری اسلامی از نوع دوم است. دراين نظام نافرمانی مدنی، مقاومت دربرابر حکومت کنندگان و حتا قيام حق ملت است.
در گفتمان های سياسی مربوط به شکل حکومت بسياراز مقولاتی چون حکومت ملی، حکومت مردمی، حاکميت ملت، مردمسالاری، خواست توده ها، يا حق حاکميت ملت و… استفاده می شود. به نظر من کاربرد مجموعه اين مقولات و مفاهيم یا نادقيق يا نادرست هستند يا می توانند سوء تفاهم ايجاد کنند و احتمالاً تجربه های تلخ تاريخ را دوبــاره تکرار کنند و فـاجعه بيافرينند. مثلاً توجه کنيد بـه «حق حاکميت ملت» که قبلاً توضيح دادم. اگر این «حق»» مطلق تفسير و تعبير شود و محدود به آزادی های فردی و اجتماعی نگردد، يا شکل مشخص آن بيان نگردد، می تواند حتا منجر به حکومت های تام گرايی چون فاشيسم، نازيسم، يا حکومت وحشت و ترور انقلاب فرانسه شود یا به «ولایت فقیه»» بیانجامد.
پس، اگر منظور ما از دمکراسی و حق حاکميت ملت، همان شيوه و شکل حکومت در دمکراسی های واقعاً موجود مثلاً در اروپا است، نام مشخص و دقيقِ اين شکال حکومت «دمکراسی پارلمانی ليبرال» (لیبرال به معنای بیطرفی حکومت در ارزش ها، یا متکی به اعلامیه جهانی حقوق بشر، یا مدرن، که عناوین دمکراسی های مدرن اند) است، زيرا در آن هم حق حاکميت ملت نهفته است و هم محدوديتش توسط اعلاميه جهانی حقوق بشر (يعنی آزادیهای فردی و اجتماعی ای که مطلق و خدشه ناپذيراند)، هم کثرت گرايی نهفته است وهم تساوی حقوقی تمام انسانها در برابر قانون، هم تقسيم (عمودی و افقی) قوای حکومت وجود دارد و هم کنترل متقابل آن، هم جدايی دين و ايدئولوژی از حکومت در آن هست و هم آزادی دين و مذهب یا ايدئولوژی و مسلک.
دمکراسی های پارلمانی متکی و ملتزم به حقوق بشر( ليبرال، مدرن) آخرين سطح تکامل انديشه های مربوط به فلسفه حکومت و شکل و شيوه اداره دمکراتيک امورعمومی جامعه است که در سده بیست از بوته آزمایش عمل سربلند تر از سایر اشکال سازماندهی حکومت بیرون آمده اند.
انسان برای رسيدن به شکل حکومت مناسب، از شهر- دمکراسی (مستقیم) و کلاسيک (آتن) شروع کرد و ُمدل های بسياری را پشت سرگزارد و بهايی بسيار سنگين برای آن پرداخت تا سرانجام به الگویی دست يافت که نسبتاً بهترين و مناسب ترين شکل و شيوه حکومت است.
يکی از جنبه های برجسته و بسيار خوب یک جامعه باز و دمکراتیک، اصلاح پذير بودن آن است. دمکراسی نظامی است که همواره مورد نقد و اصلاح قرار داشته، دارد و در آینده نیز قرار خواهد داشت. پس ما، علاوه بر پذيرش چنين شکلی از ساختار حکومت و سازماندهی جامعه، بايد همواره تلاش نماييم آن را تعميق و گسترش دهيم، در دو زمينه: عدالت سياسی وعدالت اجتماعی. ما بايد همواره در جهت:
• محدودتر کردن قدرت حکومت(گران)
• افزایش و گسترش قدرت جامعه مدنی
• گسترش عدالت سیاسی (فراموش نشود که حقوق بشر تا ۶۰ سال پيش اعتبار نداشت)
• گسترش عدالت اجتماعی

و … تلاش نمائیم.

پرویز دستمالچی
برلین/ اسفند ۱۳۹۳

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s