میهن پرستی ایرانی، نژاد پرستی نیست!

برگه Persian Gulf فیسبوک
10338329_10152718162811111_6192877744494533108_n
قدر مسلم در همه جوامع بشری، «نژاد پرستی» یک پدیده اجتماعی است و هیچ کسی نمیتواند آنرا کتمان کند، ولی در چندسال گذشته برخی در تلاشند تا میهن پرستی ایرانیان را «نژاد پرستی» جلوه داده و از این راه بخود اجازه دهند تا به سرکوبیش بپاخیزند – که در این بین، برخی خودروشنفکرپندار، که با خواندن یک کتاب شعر نو، یکشبه اندیشمند و انقلابی شده اند و یا از روی قحط الرجالی در ایران اسلامی و نابودی قشر نخبگان در کشور، بیل بدوشان دیروزی، امروز استاد خوانده می شوند، و نیز برخی از هم میهنان ساده لوح ما از روی بی خردی و نیاندیشیدن تحت تاثیر دشمنان قرار گرفته اند و طوطی وار ندا سر می دهند که «بلی ما ایرانیان نژاد پرستیم»! ولی انگیزه اصلی یکی ساختن و یکی دانستن «میهن پرستی با نژادپرستی» این عده بر اساس چه سیاستی برنامه ریزی شده و هدفشان چیست؟

نژادپرستی و دیدمانش چیست؟
پس از جستجویی در اینترنت هزاران تارنما پیدا می شود که نویسندگانشان هرکدام برای خود، بنابر باور، درک و فهم خود «نژادپرستی» را توصیف کرده اند. «واژه نامه/فرهنگنامه آکسفورد» که یکی از معتبرترین واژه نامه ها در جهان و دستاورد کاری گروهی است، نژادپرستی را این گونه توصیف می کند:«نژاد پرستی، یک سیستم اعتقادی برمبانی، باورداشتن بر اینکه اعضای هر نژادی از ویژگی ها، توانایی ها و کیفیت هایی، که آنان از نژاد یا نژادهای دیگر برتر یا پست مشخص سازد، برخوردارند.»[1]
همچنین در مورد تئوری یا باور نژاد پرستی می گوید: «تعصب، تبعیض، و یا تضاد در برابر کسی که از نژاد دیگری، براساس اینکه باور داشته باشد که خود از نژاد برتر است.»[2]

توصیفی که فرهنگنامه آکسفورد و دیگر فرهنگنامه ها از نژاد پرستی کرده اند، به آلمان ها در زمان جنگ جهانی دوم سازگار است،که خود را از نژاد برتر دانسته و از نابود کردن نژادهای باصطلاح پست کوتاهی نکرده بودند؛ یا کشور ترکیه است که مردمان بومی آناتولی که ارامنه، کردها و یونانیان می باشند را تار و مار می کنند، چون «ترک» نژاد نیستند (ترکها مردم مهاجر از آسیانی مرکزی میباشند که نخست بدست عباسیان بعنوان سرباز مزدور به بغداد آورده شدند)؛ – نژاد پرست دولت اسراییل است که مردمان بومی لِوانت که فلسطینیها می باشند را قتل عام می ند، زیرا که خود را «قوم برگزیده خدا» می دانند؛ – نژاد پرست دولت های پیشین آپارتهاید آفریقای جنوبی بودند که از کشتار مردمان بومی سیاه پوست آن سرزمین کوتاهی نمی کردند، زیرا که رنگ پوستشان سفید نبوده است؛ و غیره! — ولی ما ایرانیان در سراسر «تاریخ نگاشته شده» خود که بیش از ۲۶۰۰ و اندی سال دیرینگی آن است، هرگز چنین موردی را نداشته ایم، و حتی امروز هم توصیف نژادپرستی آکسفورد شامل حال و فرهنگ ایرانی نمی شود – زیراکه اصولا گوهر و ذات ناسیونالیسم ایرانی، بار و اندیشه های نژادپرستانه خود نداشته و در کل پرورش دهنده تنفر از دیگر انسان ها نیست. همچنین، در هیچ کجای تاریخ «ناسیونالیسم ایرانی» نه تنها جنبه تهاجمی و زیانبار نداشته و باعث و بانی مرگ انسان ها نشده است، بلکه همیشه در خدمت پیشرفت، آبادانی و رفاه جامعه یا پدافند از چارچوب مسایل ملی کشور بوده است.

ولی در این بین، حقوق بگیران دولت های بیگانه از در دیگری برای نژادپرست خواندن ایرانیان وارد می شوند؛ این عده برای تفرقه افکنی فریاد می زنند که ایرانیان نژادپرستند زیرا جوک های قومی می گویند؟! چگونه این نژاد پرستی می تواند بآشد زمانی که ۹۷٪ جمعیت ایران، هم نژادند، و آنهم نژاد ایرانی است؟ (بغیر از عرب ها و ترکمن ها). جوک های نژادپرستی از آن اروپیاییان و آمریکاییان است. برای نمونه در انگلستان بخاطر انکه از نژاد انگلو-ساکسون هستند، برای آسیایی ها (واژه توهین آمیز: پَکی)، ایرلندی ها و اسکاتلندی ها (از نژاد کِلت) جوک میسازند؛ یا برای سیاه پوستان چون رنگ پوستشان با آنان متفاوت است و سفید نیستند و یا برای کلیمیان چون دینشان با دین انگلیسی ها تفاوت دارد، جوک می سازند! بهر روی، جوک های قومی در ایران که نشات در بی سوادی و نادانی دارد، نژاپرستی نیست – بلکه «تف سربالا» و خودزنی است!

بنابرین، ایرانیان تنها با ملت هایی مشکل دارند که مورد یورش، آزار و ستم آنان قرار گرفته اند و کشورمان را از مسیر تاریخی خود خارج ساخته اند، که شش گروه می باشند:‌«مقدونیان، اعراب، مغولان، انگلیسی ها، روس ها و آمریکاییان!» اعراب، بخاطر آنکه بزرگترین جنایت ها را در درازای تاریخ برسر ایرانی آورده اند، بیشتر از هر بیگانه و دشمن دیگری مورد انزجار ایرانیان قرار گرفته اند، زیراکه اثر جنایات شان تا بامروز در ایران دیده می شود – از جمله نظام جمهوری اسلامی، که از پسامدهای آن است! این انزجار که در حقیقت انگیزه و ریشه تاریخی دارد، مبدل به ابزاری برای گروه های ضد ایرانی گشته تا از آن سواستفاده کرده و ایرانی را «نژاد پرست» بخوانند. نیاز به یادآوری است که روی این نوشته به هم میهنان عرب زبان مان نیست و منظور تنها بیگانگان است!

پس از این نگاه کوتاه به تاریخ ایران پس از ساسانیان، روشن می شود که تنفر ایرانی از بیگانگانی همچون عرب، مغول، روس، انگلیسی و غیره از روی نژادپرستی نیست، بلکه از روی درد، زجر و ستمی است، که ایرانی در ۱۴۰۰ سال گذشته متحمل شده[3] و این داستان هنوز ادامه دارد (دشمنی کشورهای عربی با ایرانیان به عناوین گوناگون از جمله تغییر نام تاریخی «خلیج فارس» به «خلیج ع**ی»).

نازی ها تنها ۲۲ سال برسرقدرت بودند و مردم جهان بویژه کلیمیان اشکنازی (کلیمیان روپایی یا بازماندگان خزارها) و کشورهایی که مورد اشغال نازی ها قرار گرفتند، هنوز از آنان با تنفر سخن می گویند؛ – دست کم در هفته یک یا دو برنامه در تلویزیون های آن كشورها در مورد جنایات نازیها پخش می شود؛ -تنها در ده سال گذشته هالیوود بیش از ده فیلم سینمایی ساخته است که برخی جایزه اسکار برده اند[4]؛ – و هزاران کتاب و مقاله در مورد جنایات نازی ها به نگارش درآمده است[5]، ولی آیا کسی انگلیسی، کلیمی، آمریکایی، فرانسوی و غیره را نژادپرست میخواند زیرا که به آلمانها حمله می کنند؟ – یا سرخپوستان آمریکا که با وحشی گری اقوام انگلو-ساکسون تار و مار شدند، بازماندگانشان از آنان با تنفر یاد می کنند، ولی آیا سرخپوستان نژادپرستند؟ آیا فلسطینی ها که تحت اشغال اسراییلی ها هستند و با تنفر از آنان نام می برند، آیا نژادپرستند؟

یکی ساختن و یکی دانستن «میهن پرستی با نژادپرستی»
یکی ساختن و دانستن «میهن پرستی با نژادپرستی»، سیاستی است ضد ایرانی و تنها و تنها برای نابودی «ملی گرایی» در ایران و میان ایرانیان برای از هم پاشاندن ایران تنظیم و طراحی شده است؛ چون تا به امروز «ملی گرایی» موجب شده است که ایران، با آن که یک کشوری با اکثریتی تک نژدای (نژاد ایرانی)، ولی با اقوام و گویش های گوناگون، یکپارچه و بعنوان یک کشور کماکان به حیات خود ادامه داده است. البته ناگفته نماند که نظام جمهوری اسلامی در این مورد جزو مقصران شمرده می شود، که در ۳۵ سال گذشته کمر بنابودی هویت، فرهنگ و ملی گرایی ایرانی بسته است، تا آنرا با یک هویت جعلی و ساختگی «اسلام-عربی» جایگزین سازد.[3]

باری، «ایرانی میهن پرست است، نه نژاد پرست»، زیرا مانند اروپاییان که نمی توانند جنایات نازی ها را فراموش کنند، ایرانیان نیز نمی توانند جنایاتی که در حقشان توسط «سکندر و عرب و مغول و انگلیسی و روس و آمریکایی« روا شده است، و هنوز ادامه دارد را بدین آسانی فراموش کنند، و اگر کسی ایرانی را «نژاد پرست» می خواند، یا مزدور، دشمن و ضد ایران و ایرانی، یا بی خرد و نادان است!

نوشته: ادمین خلیج فارس*

یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)
———-
1 – http://tinyurl.com/9szfft7

2 – http://tinyurl.com/9szfft7

3 – اعراب در سال ۶۴۴ واپسین ایستادگی منسجم ایرانیان را در نهاوند در هم شکستند و پس از آن شهرها و استانهای ایرانی یکی پس از دیگری بدست اعراب متجاوز افتاد. اعراب که بزرگ ترین جنایات را در ایران مرتکب شدند، از تاراج و چپاوول، تجاوز به دختران و زنان، کشتار دست جمعی سالخورگان، و باسارت بردن صدها هزار اسیر ایرانی که بازارهای برده فروشی عربستان بفروش رسیدند!‌ نیاکان ما پس از ۲۰۰ سال مبارزه با اشغالگران متجاوز که به «دو قرن سکوت» نامی گشته است، سرانجام موفق شدند که آنان را از بیرون اندازند، ولی کشورمان به آن اندازه ضعیف شده بود که چندی نگذشت که یورش اقوام ترک و مغول بایران آغاز شد! سلسله صفویه، نخستین خاندان ایرانی که آمیزشی از دو قوم کرد (تالش) و آذری که ایرانی نژادند بود که پس از ۵۰۰ سال از زمان سقوط آل بویه در ایران برسر کار آمد و ایران را از دست دشمنان بیگانه آزاد ساخت!

4 – http://tinyurl.com/8mnrhss

5 – http://tinyurl.com/8wrzfps

6 – نقل قول از «آخوند، غرب، صهیونیزم؛ اتحادیه مثلث شیطانی برای نابودی ایران»: http://tinyurl.com/9zfvlsf

روح الله خمینی: «ما اصولاً کشوری را بنام ایران نمیشناسیم!»[۳۳]

میرحسین موسوی: «استعمارگران می‌خواستند ملت ما را از هویت اسلامی خودش جدا کنند. این کار بطور سازمان‌یافته‌ یی از کشور ما شروع شد و اثرات تخریبی به‌جای گذاشت. البته تنها سیاست اسلام‌زدایی نبود که در کشور ما پیاده می‌شد، همیشه حساب‌گری‌هایی هم برای آن وجود داشت مثل ناسیونالیسم. زنده کردن استخوان‌های پوسیده و ارزش‌هایی که بر پایه آن‌ها نظام مملکت به‌صورت جاودانه قلمداد می‌شد از مسایلی است که استعمارگران روی آن زحمت زیادی در کشور ما کشیدند. کار به‌جایی کشید که ما در عرصه فرهنگ و هنر یعنی در معماری می‌ بایست از معماری دوران هخامنشی الگو می‌گرفتیم.» [۴۰]

روح الله خمینی:«ما چقدر سیلی بخوریم از این ملیت. این ملی گرایی نقشه ای است که مستعمرین کشیده اند، اینهایی که میگویند ملیت، بروند گم شوند.»[۳۲]

روح الله خمینی: «این حساب هایی که پیش مردم مادی مطرح است که ما ایرانی هستیم و برای ایرانی کاری باید بکنیم، این حسابها نیست. این قضیه ای که شاید صحبتش در همه جا هست که به ملت و ملیت کار داشته باشید، این یک امر بی اساس است.»[۳۱]

روح الله خمینی:‌«نگویید که لغت عربی از ما نیست. لغت عربی از اسلام است و اسلام از همه است. تا نویسندگان ما از این دام بیرون نروند، و کتابهای ما [از واژگان فارسی] تصفیه نشود، و خیابانهای ما اسامی [فارسی] آنها تغیر نکند، نمیتوانیم مستقل بشویم.»[۴۴]

مهدی هاشمی رفسنجانی:‌ «. . . ما معتقدیم که [زبان] آینده عربیست، نه فارسی . . . و روزی که دولت جهانی اسلامی بنیان گذاشته خواهد شد، جای هیچ زبانی بجز عربی نخواهد بود» را اعلام کرده و سرنوشت زبان فارسی و ملیت ایرانی چنین را پیش گویی می کند:«در آینده هر دو بایستی نابود شوند.»[۴۵]

میرحسین موسوی: « . . . برگزاری هزاره‌ی فردوسی در سال ۱۳۱۳ و پیراستن زبان فارسی از کلمات عربی که بر اساس ناسیونالیسم صورت می‌گرفت توطئه‌یی از سوی غربی‌ها برای نابودی اسلام بود.»[۴۶]روح الله خمینی: «. . . اينها می خواستند كه اصل ورق را برگردانند به همان زمان قبل از پيغمبر اكرم [ایران باستان]؛ به همان زمان سلاطين گبرِ متعدىِ آدمكشِ قهار؛ و آن طور رفتار كنند و بساط هم همان بنا باشد، ‹پان ايرانيسم می کردند و شئون ایرانیت!»[۳۰]

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s