بریتانیا و عربی سازی سرزمین های جنوب خلیج فارس و تغییر دادن نام «سواحل دزدان دریایی» به «امارات»- میر مهرداد سنجری

برگه Persian Gulf فیسبوک
11182270_10153789573251111_6509426383250530332_n
با تامل درتاریخ مستند خلیج فارس درمی یابیم که در آن نکته های ارزشمند و قابل تاملی نهفته است که متاسفانه به عمد و یا به سهو ، دراستنادات تاریخی رسانه های ایرانی و حتی دستگاه دیپلماسی مورد توجه و بهره گیری لازم و کافی واقع نشده است. در منابع تاریخی آمده که در حالی که حاکمیت بلاانقطاع ایران بر کرانه های جنوبی خلیج فارس تا سال هجدهم میلادی به طور مستمر ادامه داشته ، در اواسط قرن هجدهم، با حمله ی قبایل صحرانشین از جمله قبایل «آل ثانی»، «آل مکتوم» و «آل نهیان» و اعراب «حواله» ، کرانه های ایرانی جنوب خلیج فارس مورد تاخت وتاز وغارت قرار گرفت. پس از درگذشت کریم خان زند در سال ۱۷۸۳ ، اعراب طایفه ی «عتبی» و قبایل«الصباح» با سوءاستفاده از فرصت پیش آمده بر کرانه های جنوب خلیج فارس مسلط شدند و با راهزنی و دزدی دریایی از کشتی های تجاری ایرانی و بین المللی ، روزگار می گذراندند. این گونه بود که از قرن ۱۸ تا ۱۹ ، کرانه های جنوبی خلیج فارس و برای مثال، امارات متحد عربی امروزین با نام «سواحل دزدان دریایی» یا «سواحل قراصنه» ، و در اسناد و نقشه های معتبر و غیرقابل انکار بین المللی با نام «Pirate Coast » شناخته می شدند.

پس از این دوران، به دلیل ضعف سران قاجار، این قبایل، به انحای گوناگون، سعی در گسترش نفوذ و اقتدار خود کرده اند و برای دورساختن ایرانی تباران منطقه از ایران، حتی از ابراز سرسپردگی به استعمار هم دریغ نکردند. بریتانیا هم برای حفظ امنیت ناوگان دریایی خود در کمپانی هند شرقی و خلیج فارس، درصدد مصالحه با این دزدان برآمد. اینگونه بود که شیوخ عرب خلیج فارس درسال ۱۸۶۱ پیمان دوستانه‌ای با دولت انگلستان بستند و به موجب آن ، به موارد خفت بار و نوکرصفتانه ی زیر متعهد شدند:

نخست : تعهد به خودداری از ادامه ی تجارت برده

دوم : تعهد به خودداری از جنگ و دزدی دریایی

سوم : تعهد به واگذاری ارجاع موارد شکایت تجاوزات دیگران به حکمیت و قضاوت انگلیسی‌ها

چهارم : تعهد به سکونت و تجارت آزادانه ی انگلیسی‌ها در قلمرو مناطق اشغالی آنها

پنجم : کسب تصویب نامه، اجازه و رضایت انگلستان در هرگونه قرارداد و عهدنامه‌ای با دولت های دیگر و عدم اجازه به هر کشور دیگری که بخواهد در خاک آنان نمایندگی سیاسی و کنسولگری و مخزن سوخت تأسیس کند.

ششم : اختصاص انحصاری رهن و فروش و پیشکش و یا عنوان های دیگر فقط به انگلستان ، به نحوی که هیچ کشور دیگری حق نداشته باشد از این امر منتفع شود.

نکته ی قابل توجه این که همه ی مواد قرارداد‌های بسته شده میان این قبیله ها در جنوب خلیج فارس تا سال ۱۹۷۱ که انگلستان تصمیم گرفت، از خلیج فارس خارج شود، پابرجای مانده و به مرحله ی اجرا درمی‌آمد. دولت بریتانیا که قبلا نام «سواحل دزدان دریایی » را به «امارات متصالحه» تغییر داده بود، قصد داشت پیش از خروج از خلیج فارس، بخش های قطر و بحرین را هم به همراه « امارات متصالحه » در قالب کشور تازه ساز «امارات متحد عربی» جای دهد ؛ که با مخالفت شدید و تهدید دولت ایران مواجه ، و درنهایت مجبور شد امارات را با اتحاد ۷ شیخ نشین ، بدون حضور قطر و بحرین به وجود آورد.

فرجام سخن این که، در پاسخ ادعاهای تکراری امارات متحد عربی، دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‌تواند، از طریق یاد آوری تاریخ منطقه و گذشته ی خجالت آور شیوخ اماراتی و حقوق تاریخی ایران در جزایر و کرانه‌های شمال و جنوب خلیج فارس و به ویژه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، با ادعای مالکیت ایران بر استان جلفاوه (امارات کنونی)، جزیره ی ایرانی «آریایی» یا «سیربو نعیر» و جزیره ی نفت‌خیز «زرکوه»، ادعاهای امارات متحد عربی را خنثی کند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s