پنج گزیده

برگه اندیشه هایی از فرهنگ ایران فیسبوک؛ ادمین: فرشید
10407200_10152803392262740_6116447500282858000_n
دشمن خانگی است
ما مشکل دشمن داخلی داریم نه دشمن فرضی و خارجی. مشکل این روان های پریشان و این افکار درهم و برهم است. کسی که در هم برهم است دیگر جان و مال و آبروی دیگران برایش مهم نیست بلکه دنبال راهی است که این افکار درهم و برهم خود را جمع و جور کند

عقل و خرد
عقل حیله گر و مکار است. کوتاهترین راه را انتخاب می کند تا به هدفش برسد. عقل صرفه جوست. هزینه نمی کند. مسیر مستقیم را دوست دارد. عقل حکمت دارد یعنی برای رسیدن به یک خیر، هزار شر و آزار را انجام می دهد. عقل اقتصادی است. عقل ترسو است. عقل به جان دیگران چندان ارزش نمی دهد.
اینها تعریف عقل بود . اما خرد ..
خرد دوست دارد تجربه کند برای همین راه کج و ناهموار و جنگلی و کوهستانی را انتخاب می کند. خرد هزینه می دهد. صرفه جو نیست. اقتصادی نیست. خرد انتخاب نمی کند بلکه تجربه می کند. خرد اهل ترس نیست بلکه مانند رستم هفت خوان را برمی گزیند. خرد مستقیم به جان وصل است برای همین جان کسی را هم آزار نمی دهد.

بینوا= بی نوا
انسان با موسیقی سرشار می شود و ثروتمند می شود. کسی که موسیقی ندارد فقیر و بدبخت است. برای همین در گذشته به کسی بی نوا می گفتند که نوا یعنی موسیقی نداشت.
برای بانوا شدن باید موسیقی دانست و این گونه ثروتمند شد.

سخن، اندیشه و احساس
سخن ها , دوستی ها , اندیشه ها و احساس ها ؛ ماهیانی هستند که تا زمانی که در دریای زندگی هستند و شنا می کنند ؛ دارای معنی هستند و جاندار و تازه اند.. اما همین که به قصد صید کردن و به هدف جدا کردن آنها از این دریای زندگی آنها را به چنگ می آوری بعد از مدتی جان می دهند و می میرند. آنگاه ما با اندیشه های مرده و با احساس های مرده و با دوستی های مرده و سخنان مرده سر و کار پیدا می کنیم. مرده ها را به دست می گیریم تا لذت ببریم که شکارشان کرده ایم و فکر می کنیم با جدا کردن آنها از دریای زندگی به اندیشه های جاندار و زنده و پویا دست یافته ایم. درست در این دست یافتن های شیرین ؛ زندگی را زهر می کنیم. با این اندیشه های مرده می اندیشیم که زنده ایم. با این نعش های سنگین می پنداریم که به بینش و دانش رسیده ایم. اما می ترسیم که در این دریای زندگی شنا کنیم و با زنده ها سر و کار داشته باشیم. ما متاسفانه با این مرده ها دست و پنجه نرم می کنیم.

چشم بزرگ بین
کارهای بزرگ را انسان های بزرگ متوجه می شوند. کسی که ناتوان است و جزو حزب باد است معمولا فقط موج ها را متوجه می شود و از ژرفای دریا هیچ چیز درک نمی کند.
برای همین باید چشم بزرگ بین داشت نه چشم ایراد بین.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s