سرگرم کردن مردم با جنگ زرگری و افشاگری

از برگه The miracle of the beginning فیسبوک
11026323_870386673010422_7009432143939667968_n
مردی از کنار جنگلی رد می شد، شیری را دید که برای شغالی خط و نشان می کشد.
شغال به خانه رفت و در را بست. ولی شیر همچنان به حرکات رزمی اش ادامه داد و شغال را به جدال فرا خواند.
مرد سرگرم تماشای آنان بود که کلاغی از بالای درخت از او پرسید:چه چیز تو را این چنین متعجب کرده است؟
مرد گفت: به خط و نشان های شیر فکر می کنم، شغال هم بی توجه به خانه اش رفته بیرون نمی آید!
کلاغ گفت ای نادان آنها تو را سرگرم کرده اند تا روباه بتواند غذایت را بخورد!
مرد دید غذایش از دستش رفته از کلاغ پرسید روباه غذایم را برد، شیر و شغال را چه حاصل؟
کلاغ چنین توضیح داد:روباه گرسنه بود توان حمله نداشت، غذایت را خورد و نیرو گرفت، شیر هم بدنش کوفته بود خودش را گرم کرد تا هنگام حمله آماده باشد و شغال هم خسته بود رفت خانه تا نیرویی تازه کند تا آن زمان که جلوتر رفتی هر سه به تو حمله کنند و تو را بخورند!؟
مرد پرسید: از اطلاعاتی که به من دادی تو را چه حاصل؟
کلاغ گفت: آنها کیسه زر تو را به من وعده داده بودند تا تو را سرگرم کنم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s