ایزدان ازتک

734833_794279294030989_2093870571328693097_n

دین اهمیت بسیار زیادی برای ازتک ها داشت. آنها ایزدان و ایزدبانوان متعددی را پرستش می کردند، هر یک از این ایزدان یا ایزدبانوان بر یک یا چند حوزه فرمانروایی می کردند(نظیر مرگ، باروری، آتش). بسیاری از این خدایان توانایی هایی در کشاورزی داشتند زیرا فرهنگ ازتک بر اساس کشاورزی بود.
ازتک ها بطور دائم برای توازن در دنیای طبیعی تلاش می کردند. آنها باور داشتند که تنها با پرستش ایزدان و پیشکش، مردمشان می توانند به سلامتی و شکوفایی نایل شوند. برخی خدایان نیک خواه، نیازمند پیشکش های ساده بودند در حالی که دیگر خدایان شخصیت ترسناک تری داشتند و نیازمند قربانی های بزرگتری برای دلجویی بودند. دوازده تا از برجسته ترین ایزدان در بالا توصیف شده اند.
زیهوته کاتلی(Xiuhtecuhtli) ایزدِ آتش بود. او ارباب خیراندیشی بود. او ارباب آتش فشان ها بود و در شخصیت بصورت گرمایی در سرما، نوری در تاریکی و غذایی در قحطی ظاهر می شد. یک آتش مقدس همیشه در معبدش حفظ می شد و برای قدردانی از هدیه ی گرما، نخستین لقمه از هر غذا بروی زمین انداخته می شد.
تلا لوک(Tlaloc) ایزدِ بزرگ توفان ها بود که بارانش زمین ها را بارور می ساخت. او بعنوان دهنده زندگی، تغذیه و معاش پرستیده می شد اما گاهی نیز از او بدلیل تواناییش در فرستادن تگرگ، تندر و آذرخش می ترسیدند. پرستش کنندگانش باور داشتند که او در یک کوهستانِ مقدس ساکن است جایی که از آن آب های تازه ی او جاری می شود.
تزکَتلیپوکا(Tezcatlipoca) ایزدِ تاریکی،مرتبط با شب بود. او آفریدگارِ ناهماهنگی، مسوول تندباد، جنگ و ستیزه بود. نامش اغلب بعنوان « آینه ی دودکننده»ترجمه می شد که به ارتباطش با سنگِ آتش فشانی اشاره دارد، سنگ سیاهی که از آن آینه ساخته می شد. سنگ آتش فشان اغلب برای آیین شمنی، غیب گویی و سایر مواردِ جادویِ سیاه استفاده می شد.
مار پَر دار (quetzalcoatl) ایزدِ هوش و مرتبط با ستاره فجر(آناهیتا) بود. او پشتیبانِ روحانیت، هنر، پیشه وری و دانایی بود. با برادرش اکولاتل(Xolotl)، به دنیای زیرینِ ازتک(Mictlan) می رود تا استخوان های مردگان را جمع آوری کند. با مسحِ این استخوان ها باخونِ خودش ، او همه نوع بشر را به دنیا آورده است.
اکولاتل(Xolotl) ایزدِ مرگ و بدبختی است، اغلب بصورت یک اسکلت یا یک سگ نشان داده می شود. او برادرِ دوقلویِ مارِ پَردار است و با قدرتِ آتش و آذرخش مرتبط می باشد. او ارباب ستاره غروب است که سبب می شود خورشید درونِ شب غرق شود. اکولاتل از خورشدی در حین سفرش در دنیای زیرین حفاظت می کند. درحین سفرش، او به مردگان در مسیرشان به دنیای زیرین، زندگی پس از مرگ یاری می رساند.
هیزتلوپوچتلی(Huitzilopochtli) یک خدایِ خورشیدی و پشتیبانِ جنگ و رزمبود. برای بدست آوردن قدرت در نبرد، مردمش پیشکش های نفیسی می دادند تا لطفش را بدست آورند. جنگجویانی که در نبرد می مردند یا بعنوان قربانی به هیزتلوپوچتلی، «مردمانِ عقاب» (quauhteca) نامیده می شدند. آنها باور داشتند که پس از مرگشان، در بدن مرغ های مگس خوار، زندگی ابدی خواهند داشت.
زیپی توتک(Xipe Totec) معروف به پوست کَنده، ایزدِ زندگی، مرگ و تولدِ دوباره بود. او مرتبط با تجدیدِ کشاورزی، سبزیجان و فصول بود. ازتک ها باور داشتند که او جنگ را بعنوان وسیله ای برای نابودی آفرینش ابداع کرده تا برای زندگیِ تازه راهی بسازد. ازتک ها مدعی بودند که او پوست خودش را کَنده ا به نوع انسان غذا بدهد؛ نمادی از مارهایی که پوست می اندازند.
میکتلان تکوتلی(Mictlantecuhtli) ایزدِ مردگان که در دنیای زیرین(Mictlan) ساکن بود. او بصورت چهره های اسکلتی نشان داده می شد، نمادی از زندگی و مرگِ ازتک ها. او ارواح را به سه گروه تقسیم می کرد؛ افرادی که بطور عادی مرده بودند(مرگ بدلیل کهنسالی، بیماری و نظایر آن)، افرادی که به مرگ های قهرمانانه دست یافته بودند(نظیرنبرد، قربانی شدن)، و مرگ های غیرقهرمانانه (تصادف ها، خودکشی ها).
توناتیو(Tonatiuh) ایزدِ خورشیدِ پنجم بود. او هزینه ی سنگینی طلب برای زندگیش می کرد تا نور بدهد بنابراین ازتک ها انسان ها را در قبیله قربانی می کردند. افسانه ها می گویند آنها تا بیست هزار نفر در سال را برای رضایتِ او قربانی می کردند گرچه این تعداد بنظر مبالغه آمیز می آید، چه توسط ازتک ها که می خواستند ترس را القا کنند چه توسط اسپانیایی ها که می خواستند از آنها بدگویی کنند.
ایکَتل(Ehecatl) ایزدِ بادها بود که در چهار گوشه اصلی ساکن بود(تا زمانی مه باد از هر سو می وزید). در حین آفرینش خورشیدِ پنجم توناتیو، ایکَتل به قربانی کردنِ همه ایزدان کمک کرد تا نور بر جهانِ نو بتابد. ازتک های می گویند که او دخترِ انسان، مایوهل(Mayahuel) را از دنیای زیرین به بالا آوردو با او هماغوش شد تا رازِ فرزندآوری را به نوع انسان نشان دهد.
تپه یولوتل(tepeyollotl)، «قلبِ کوهستان ها» ایزدِ زمین لرزه بودکه بصورت یک پلنگ (امریکایی) که بسوی خورشید می جهد نشان داده می شد. او اغلب پوست جانوری را می پوشید تا خودش را پنهان سازد، خال های روی پوشش وی همانند ستاره ها در اسمان بنظر می رسیدند. افسانه های می گویند که هز گاه که صدایش را بالا می برد، سبب می شد کل زمین بلرزد و این او را آفریدگارِ پژواک ها می کرد.
پیلزین تکوتلی(Piltzintecuhtli) ایزدِ شفا دادن و بینش ها بود. نامش بمعنای « شاهزاده جوان» بود و بعنوان نگاهبانِ کودکان در نظر گرفته می شد. او استادِ اسرارِ دانشِ گیاهانِ توهمی بود. آثارِ مقدس معجون ها به او قدرتِ دیدنِ جهان های دیگر، شفای افراد و حتی غیبگویی آینده را می داد.
برای انجامی خواسته های ایزدان ازتک، مراکز آیینی در کلِ پیرامون امریکایی مرکزی ساخته شده بود تا از فجایعی نظیر خشکسالی، زمین لرزه و قحطی پیشگیری شود. وجود ایزدان و حسن نیت آنها فقط می توانست با پیشکش کردن دارایی های ارزشمندی نظیر غذا،وسایل خانه یا بدترینِ آنها، زندگی انسان بدست بیاید.
—————————-
ARTWORK

Xiuhtecuhtli by Shariko
Taloc by NA
Tezcatilpoca by Michael Komarck
Xipe Totec by Mattias Snygg
Xolotl by Brolo
Huitzilopochtli by zabraxxas
Quetzalcoatl by ALRadeck
Mictlantecuhtli by zabraxxas
Tonatiuh by Konrad Dobson
Ehecatl by Harris Ejaz
Tepeyolloth by Mika Harju
Piltzintecuhtli by Leonardo Paciarotti

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s