خدا علیه خدایان (نبرد تک خدایی با چند خدایی)-قسمت اول (مقدمه و معرفی)

از برگه خردگرایان ایران در فیسوک
خردنویس: Hanieh B.K
13532946_1412527012094512_3047426653222678730_n

به نام خرد
خداپرستی در تاریخ مراحل گوناگونی را طی کرده است. ابتدا چند خدایی، بعد تک خدایی و در نهایت ندانم گرایی و بی خدایی در کارنامه اجتماعی زندگی بشر ثبت شده است. در این میان بزرگترین جنگ ها میان چند خدایی و تک خدایی رخ داده است (و در حال حاظر تک خدایی نیز درگیر جنگ بنیاد شکن بزرگی با بی خدایی است). در تاریخ خدایان زیادی به وجود آمده و از بین رفته اند. تاریخ شناسان در حدود 5000 خدای مختلف را برای بشر ذکر کرده اند. در این مبحث به طور خلاصه ظهور خدایان مختلف در ملل مختلف بررسی و خدایان آنان ذکر می گردند. در قسمت های بعدی همین مبحث، شکست چند خدایی به دست تک خدایی و در نهایت زوال تک خدایی در مواجه با بی خدایی در عصر جدید بررسی خواهد شد.

تعریف واژه ها:
تابو:
تابو کلمه ای است که از زبان مردم «پولی نزی» گرفته شده است. مردم آنجا نسبت به بعضی از اشیاء نوعی دغدغه خاطر نشان می دهند. آن اشیاء را مشخص و انگشت نما می سازند و به آنها نزدیک نمی شوند. مثلا شخص بیمار یا جسد مرده و یا آدم غریب را تابو می شمارند و معتقدند که نیرویی نهانی و غیبی در درون آن اشیا وجود دارد که اگر به آنها تخطی شود آن نیرو موجب اذیت و آزار آنها را فراهم خواهد ساخت. در بعضی از قبائل ممکن است جنس زن یا حتی کاهن قبیله هم تابو باشد.
فتيش:
به پرتقالي «سحر و فسون» است. پرستش و احترام به اشياي خاص و توقع آثار فوق العاده از آن ها را فتیش می گویند. مثلا شاخ گوزن. ساخته هاي سنگي. اين آيين ريشه بت پرستي است. جواهر سازي جزو فتيشيسم است.
آنيميسم:
به معناي روح داشتن است. animal از اين آيين گرفته شده است. پرستش ارواح اصل اين آيين است.
روح پرستي ارقام خاصي داشته است. احترام به مردگان، ترس از بازگشت مردگان، دوستي و دشمني ارواح و انتقام گرفتن ارواح از اعتقادات اين آيين بوده است. حملت در داستان شكسپير يا هلن و اعتقاد به وجود بهشت “پرديس” از اين آيين ريشه گرفته اند. تقديم هدايا به مردگان جزو اين آيين بوده است.
● انواع آنيميسم: سنگ پرستي، گياه پرستي، حيوان پرستي
درخت كريسمس – سبزه ايران باستان از اين آيين ريشه گرفته اند.
به طور کلی تقدیس نسبت به پدیده های طبیعت مانند: ماه و خورشید و ستارگان و کوه و دریا و… .
■ هردوت: در مصر بوباستيز (گربه) را مي پرستيدند. روزي آتش سوري رخ داد مردم گربه ها را نجات دادند ولي كودكان در آتش سوختند. اعتقاد به تناسخ در اين آيين وجود داشته است. مثلا فيثاغورث روزي از جايي رد ميشد مردمي را مي بيند كه سگي را آزار مي دهند. مي گويد چه مي كنيد؟ من صداي برادر خويش را از صداي اين سگ مي شنوم!
توتم:
ایمان و احترام خاص به بعضی از حیوانات و گیاهان یکی دیگر از افکار باستانی و اندیشه های ابتدایی انسان عصر حجر است. در قبائل توتمیسم نه تنها تصویر و پیکر توتم مقدس است بلکه افراد آن قبیله تقلید صدای توتم و آرایش سر و شکل و لباس خود که آن را هم شبیه توتم ساخته نوعی عبادت می دانند.

خدایان در ملل مختلف به صورت های زیر ظاهر می شده اند:
1– خدایان رومی:
از آنجائیکه اندیشه های مذهبی و متعالی مرحله به مرحله آمده است و تکامل یافته است، بشر تمامی ارزشهای متعالی را که در روی زمین می جستند و نمی یافتند بناچار در چهره خدایان رب النوع های فرضی می ساختند و می پرستیدند. رومیان قدیم حدود سه هزار خدا داشتند. زیرا هر چیز و هر کار نزد آنان خدایی مخصوصی داشت که قرار ذیل اند:
خدای کودک، خدای تعلیم اولین فریاد به کودک، خدای تعلیم آشامیدن، خدای در خانه، خدای لخک در، خدای شخم، خدای کشت، خدای بذر پاشی، خدای اندیشه، خدای قلم و سخن، خدای جنگ و دلاوری، خدای عشق، خدای وفاداری به انسان، خدای پاکی و خودداری و… بی مناسبت نیست که یکی از بزرگان روم به طنز گفته بود:
«خدایان کشور ما در معابر و محافل بیش از جمعیت مردم است.»

2- خدایان یونانی:
معتقد به ارباب النواع ها بودند و هر خدایی مسولیت نگهداری و تربیت نوعی از موجودات را به عهده داشت.
مثلاً: «زئوس» خداوند بشر و رب الارباب بود. «دهرا» زن زئوس، هرمس و آپولون، فرزندان زئوس به ترتیب خدایان باران، ماه و خورشید بودند. علاوه بر خدای دریا، زمین، زیر زمینی، کار و… یونان قدیم چناچه ارسطو نیز با آنان هماهنگ است، معتقد بودند که ماده اصلی هنر زیبایی است و زشتی نمیتواند جزء مصالح یک بنای هنری گردد و از اینرو هر چند از واقعیت دور نشده اند ولی در آثار هنری آنان از قبیل مجسمه سازی و نقاشی و ادب، بیشتر زیبایی ماده اصلی قرار گرفته است. اما عنصر جدید این نظریه را رد کرد، زیرا معتقد است که هنر هر گاه چهره زشتی را نیز نوازش کند، زیبا می گردد. این نظریه در قرن هجده هم پدید آمد و بشدت شیوع یافت تا آنکه در قرن نزده هم بصورت مکتبی بنام «رئالیسم» در آمد.

3– خدایان مصر:
آئین چند خدایی – پولیتیزم (چندین خدایی و یا ارب النواع ها) در مصر قدیم نیز رایج بود و آنها حدود دو هزار خدا که هر کدام رب النوع یک صفت بزرگ انسانی را برای انسانها آورده اند، داشتند. این صفات عبارتند از:
شهامت، زیبایی و… که در آدمی هست، اما همه ی این استعداد ها و صفات که در آدمی هست نسبی اند و آدم را سیر نمی کند.

4- خدایان ایرانی:
«امشا سپندان» خدایان شش گانه زردشت بودند که عبارتند از شش فرشته که بعنوان مسولان و خدایان:
آتش، فلزات، آبها و گیاهان، ستاره ها و سیارات، بودند.

دین مردم مصر قدیم همه ی مراحل ادیان ابتدایی از توتم و آنیمیسم را پشت سر گذاشته است. نخستیم مظاهر دینی مصر قدیم؛ در هر ناحیه خدایی خاص به شکل حیوان که در واقع آثار توتم اقوام پیشین بود ستایش می شد و مورد پرستش قرار می گرفت. مثلا در شهری لک لک، و در شهری تمساح، در شهر دیگر شیر و مخصوصا گربه در بیشتر نقاط مورد عبادت بود. این حیوانات مظاهر قوای غیبی شمرده میشد و آنها را با بدن انسان ترکیب کرده به صورت موجودات وهمی در آوردند که سر حیوانات بر پیکر انسان قرار گرفته بود. مثلا خدای «خنوم» که خدای خشکسالی بود سری مانند قوچ داشت، «هوروس» سری چون گربه، «آمون» به صورت غاز، «ورع» ملخ، «اوزیریس» سری به شکل گاو نر یا قوچ داشت و خدای «آپیس» به صورت گاو بود. در تحول خدایان مصری سه عامل اصلی که در امر زراعت موثر بودند مشاهده می شود یعنی آفتاب تابان، زمین حاصل خیز و رود پر برکت نیل. از این رو خدای «اوزیریس» مظهر نیل، «هوروس» خدای آفتاب (گاهی هم خدای «آمون») و «ایزیس» که خدای مادینه بود و زوجه اوزیریس مظهر زمین.

افسانه خدایان سه گانه: خدای اوزیریس و ایزیس و هوروس با همدیگر ترکیب شده یک نوع سه گانه پرستی را به وجود آوردند و این مثلث خدایان یکی از اساطیر کهن را پدید آورد. اوزیریس خدای نیل که خدایی است مذکر با ایزیس خدای زمین ازدواج میکند و فرزندی به نام هوروس (خدای آفتاب) را پدید می آید. از آنجا که «ست» seth خدای ظلمت یا خدای زمین های بایر با برادر خود یعنی اوزیریس کینه و حسادت می ورزد پس از توطئه ای اوزیریس را به قتل می رساند و جسد او را در تابوتی قرار داده به رود نیل می افکند. ایزیس زوجه اوزیریس پس از رنج های فراوان جسد را در ساحل شام می یابد و به مصر باز می گرداند و آن را مخفی می سازد و تا آنکه کودک آنها هوروس که مادرش آن را در باتلاق ها و نی زار ها پرورش میداد به حد رشد رسید. ست از قضیه با خبر شد. جنازه برادر را پیدا کرده و از روی خشم ان را قطعه قطعه می سازد و هر پاره ای به ناحیه ای مدفون می کند. از آن زمیان به برکت جسد اوزیریس سرزمین مصر حاصل خیز می شود. از آن طرف هم هوروس به خونخواهی بر خواست و بر عم خویش غلبه کرد و او را اسیر ساخت و نزد مادر آورد. اما ایزیس او را عفو کرد. هوروس جنازه پدر را گرد آوری کرد و با کمک خدای خرد یا حکمت او را زنده ساخت. اما او دیگر در جهان نماند و خدای روی زمین را به فرزند خود واگذاشت و خود او فقط خدای مردگان را پذیرفت.
● پرستش آفتاب: گرچه در سرزمین مصر خدایان متعددی پرستش میشد اما در غالب بلاد خدای معتبر همان خورشید بود که در هر جا به اسمی در می آید. از این جهت پرستش آفتاب در زمان های مختلف از اهمیت خاصی برخوردار بود زیرا که خورشید جهانتاب را مبدا حیات و زندگانی می دانستند حتی در هر ساعتی ازروز خدای خورشید با نامی خاص نامیده میشد. مثلا رع (ra) مظهر خدای نیمروزی و خدای آتوم (atum) خورشید شامگاهی بود.
● فرعون پرستی: مصریان نه تنها برای خدای خورشید ارزش خاصی قائل بودند بلکه سلاطین و فراعنه روی زمین هم از زادگان و فرزندان خورشید می دانستند. از این رو فرعون پرستی در مصر به ظهور رسید و بانیان اهرام مصر پادشاهان خود را پسر رع اقب دادند هرم هایی که کنایه از شعاع آفتاب است به نام آنان بنا کردند و این رسم بیش از هزار سال رواج داشت . وقتی که یکی از شهرهای مصر به نام «تب» رئنق یافت خدای آمون که نام خدای خورشید بود با خدای رع ترکیب شد و خدای دوگانه مرکبی (آمون – رع) مورد پرستش قرار گرفت و مهمترین معابد مصر به این جهت ساخته شد.

5 – خدایان مردمان چین:
چینیان قدیم معتقد به ثنویت و حکومت دو اصل در جهان بودند:
الف – «شانگتی» مظهر مذکر یا مثبت یا نور، که خدای چرخ و افلاک و تیز پاداش دهنده و مجازات کننده گان (نیکان و بدان) در این دنیاست.
ب – «هاتن» مظهر جنس مونث یا منفی یا تاریک که مورد ستایش بود و بعد ها بتدریج خدایان دیگری نیز بر آنها افزوده شد.
فتیشیزم (دوره سنگ ریزه ها) یا پرستش بت ها در این دورها به صورت های مختلفی ظهور کرده است:
شاید گفته شود که در مبعودهاییکه از نظر حجم و جسم مثل سنگریزه های مذهب «فتیشیزم» و… کوچک وخورد بوده اند؛ انسان قدرت می دیده است و قوه مرموزی را می دیده و می انگاشته است. ولی وجود این قوه مرموزی در معبود معلول احساس پرستش کند، در آن شیء احساس وجود وحدت و قدرت و قوه مرموز نمیکرده است، اما پس از آنکه شی را به معبودی می پذیرفته است در آن وجود قوه مرموزی را تصور می کرده است.
بدین ترتیب دیده میشود که ما منکر تکامل دوره های مختلف خدا پرستی نمیتوانیم باشیم.
■ اساساً پنج نوع تیولوژی در دنیا وجود دارد که قرار ذیل اند:
1- پولیتیزم (ارباب النواع ها).
2- دوره فتیشیزم (دوره سنگریزها) یا پرستش بتها.
3- توتیمیسم (دوره پرستش پرنده جات).
4- انی میسم (هردو بخش فتیشیزم و توتیمیسم را احتوا می کند) و از انسان خدایی بحث می کند.
5- مونو تیسم (تک خدایی و یا وحدانیت پرستی).

6- خدایان بین النهرین (بابل)
ریشه دین بابلی و تمدن بین النهرین را می باید در ادوار تاریخ سومری ها و اکادیها جست و جو کرد. گرچه دین بابلی وارث دین باستانی سومر بود اما به مرور زمان تکامل یافته و منظم شده بود. یعنی از عقاید ساده فیتیشیزم و آنیمیزم آغاز شده و به صورت چندگانه پرستی یا «پولی تئیزم» نمودار شد. در آغاز سومریان عقاب و گاو نر و شیر را مقدس می دانستند. ارواح خورشید و ماه و ستاره ها که برای مردم مقدس بود به تدریج به شکل خدایان نمودار گردید. هر شهری خدای خود را برتر می دانست. اما مردوک خدای خالقی غالب بود. داستان خلقت هم که یکی از خدایان انسان را از خاک رس آفرید نیز داستان طوفان در میان سومریان رواج داشت. گاهی مجموع تعداد خدایان به 4 هزار می رسید. اما اندک اندک که جامعه بین النهرین دادرای مرکزیت شد و شهر های بزرگ به وجود آمدند خدایان بسیار به شش الهه محدود شدند و این شش خدا که در واقع دو تثلیث را تشکیل می دادند بر خدایان برتری یافتند.

تثلیث اول:
1- آنو Anu خدای آسمان و خدای شهر ارک 2- ان لیل Enlil یا بل Bel خدای جنگ و خدای زمین و هوا؛ خدای شهر «نیپوز» 3- ائا Ea خدای اوقیانوس نخستین (نخستین دریاها) و خدای شهر «اریدو». این سه خدا در واقع جهان یهنی آسمان و زمین آبها را بین خود تقسیم کرده اند؛ مثلث اول خدایان را تشکیل میدهند.
تثلیث دوم:
2- بابار یا شمس خدای شهر های «لاری یالارسا» 2- سین خدای ماه (قمر) و خدای خاص شهر «اور»
3- نین تود یا ایشتار خدای زهره (ناهید) و خدای مهبود شهر کیش شمس یا خورشید خدای عدالت و قاضی بزرگ جهان است و قوانین را به هامورابی تلقین می کند. سین یا خدای ماه در اور یعنی زادگاه حضرت ابراهیم حکومت می کرد که خدای زمان هم بود و گناهکاران را هم مجازات می کرد. اما ایشتار که بسیار شهرت پیدا کرد و بیشتر از همه مورد ستایش قرار گرفت خدای مادینه ای بود که هم خدای جنگ بود و هم عشق و شهوت. این خدا تقریبا همان صفات اناهیتا یا ناهید که مورد ستایش ایرانیان بود را داشت.
مردوخ یا مردوک Marduk: پس از تسلط دولت بابل بر همه بین النهرین تمام خدایان تحت الشعاع خدای بابل که «مردوک» نام داشت قرار گرفتند. مردوک یا مردوخ خدایی بود که افسانه خلقت و طوفان نوح به او ارتباط داشت. در عصر هامورانی خدای مردوک به منتهای عظمت رسید و تمام خدایان دیگر از جمله «آنو» و «انلیل» و… مقام خود را به مردوک دادند. تنها زمانی که آشوریان مسلط شدند این خدایان از زیر حکم بیرون آمدند و تحت حمومت «آشور» خدای آشوریان که در نینوا بود قرار گرفتند. اما بعد از چندی دوباره بابلی ها بر آشوری ها مسلط شدند و دوباره مردوک به عنوان خدای برتر شناخته شد و خصوصا در زمان بخت النصر به نهایت اوج خود رسید.
معبد و کاهن در بابل: در تمدن بابل معبد نقش مهم داشت. کاهنان کواکب را رصد کرده و سرنوشت بشر هم از روی حرکات ستارگان معین می گشت. در همین عهد که ستاره پرستی و الوهیت اجرام سماوی رواج داشت حضرت ابراهیم اولین کسی است که برای بیان توحید و یکتاپرستی این عقاید را نفی کرد.

7- مردم هند:
هندو ها معتقدند که در جهان هستی حقیقت به صورت سه خدای برهما و شیوا و ویشنو تجلی کرد و یا به عبارت دیگر وجود مطلق یعنی «برهمن – آتمن» در سه مظهر ظهور کرده و این سه خدا هر کدام به کاری مشغول است. در طول قرون متوالی خدایان کوچک محلی در این سه خدا مستهلک شده اند. اساطیر مذهبی برای هر یک از این سه خدا همسزانی هم قایل شده اند که آنها را «شکتی» گویند.
● برهما: خدای برهما یا خدای خالق برا خلاف گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفته البته هنوز موزد احترام است و پیکره او را به صورت پادشاهی می سازند که چهار سر دارد و به خواندن دعا مشغول است.
● شیوا: برای این خداصفات پیچیده و مظاهر گوناگونی قائل اند. وی خدای کشنده و کهلک است. جبار و مسبب عذاب است حتی اگر برگی از درخت بیفتد معلول قدرت اوست. اما این خدا را نباید منبع شرارت و مصائب دانست بلکه موجب فرخندگی هم هست. شیوا را در حالات مختلف نشان داده اند. که از جمله وی در حالت رقص بوده و در هوا دست افشانی می کند. برای وی هم همسزان چندانی نیز قائل هستند. معروفترین همسران وی یکی «کالی» الهه سیاه است و دیگری الهه «دورگا» است.
● ویشنو: خدای حافظ و نگهبان جهان و جهانیان است. ویشنو در طی تناسخ های متعدد به نجات عالم شتافته است و به صورت های گوناگون تجلی کرده است . از جمله به صورت های ماهی ، خرچنگ و گراز و… .
راما و کریشنا و بودا آخرین تجلی وی هم به صورت «کالکی» سوار بر اسب و شمشیر در دست در آینده ظهور خواهد کرد.
مردم عوام هند به خدایان متعددی اعتقاد دارند که تعداد این خدایان از حد و حساب خارج است و برای هر مشکلی به خدای خاص رجوع می کنند . علاوه بر خدایان متعدد جانوران متعددی هم مانند بوزینه و مار و بیشتر از همه گاو مقدس هستند.

8- توتیمیسم (پرستش پرنده جات و حیوانات) و یا توتم پرستان:
واژه توتم از زبان سرخ پوستان آمریکا آمده است. هر قبیله ای در قدیم نوعی «توتم» داشت که بحیث روح آن قبیله شناخته و پرستش می شد.
چهارم – انی میسیم (هردو بخش فتیشیزم و توتیمیسم را احتوا می کند): که از (انسان خدایی و یا جان پرستی) بحث می کند.

9 – صبائین قدیم:
کره زمین را دارای هفت اقلیم (قاره و سرزمین) می دانستند و هفت ستاره را نگهبان آن اقلیم می شمردند. بصورتیکه قدرت تاثیر گذاری خیر و شر را در آن اقلیم ها دارا بودند. از اینرو ستاره ها را می پرستیدند.

10 – افلاطونی ها:
افلاطون برای هر نوع از انواع موجودات عالم طبیعت، یکفرد مجرد عقلی فرض می کرد که ثابت و مجرد از تغییر و زمان و مکان بود و افراد و مصادیق مادی پرتوی از آن بودند.

11- مونو تیسم (تک خدایی و یا وحدانیت پرستی):
عقیده تک خدایی (مونوتیسم) برای اولین بار توسطه «اخاتون» یکی از پادشاهان مصر قدیم بوجود آمد. در حدود 1400 سال قبل از میلاد در شهر تب که خدای (آمون – رع ) می پرستیدند فرعون جوانی به تخت نشست به نام «آمن هوتپ» چهارم وی از چندگانه پرستی به یکتا پرستی روی آورد. قرص آفتاب را که موسوم به آتون بود را به خدایی برگزید و شهر جدیدی را به نام خدای آتون به اسم «اختاتون» بنا کرد و خود را به نام «اخناتون» به معنی مومن و پرستنده آفتاب نام نهاد.

در قسمت بعدی «شکست چند خدایی به دست تک خدایی» بررسی خواهد شد.

______________
منابع:
1. خلاصه کتاب خدا علیه خدایان، تاریخچه نبرد چند خدایی با تک خدایی، نویسنده: جاناتان کریش، 2013
– ناس جان باير،تاريخ جامع اديان،علي اصغر حكمت
https://www.amazon.com/God-Against-Gods-Monotheism-Polytheism/dp/0142196339
2. شايگان، داريوش، اديان و مكتبها فلسفي هند، جلد اول، انتشارات اميركبير
3. مجتبايي، سيد فتح اله، شهر زيباي افلاطون و شاهي آرماني در ايران باستان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s