مثال هایی از بیش از پنجاه فعال ضد کلینتون که تحت شرایط اسرارآمیزی مرده، پیدا شدند-3

گوردن متسن(Gordon Matteson)-15 می 1997
Gordon Matteson – May 15, 1997
متسن یک شریک کلینتون بود که با گلوله ای شلیک شده در سرش پیدا شد. مقامات اعلام کردند خودکشی بود اما شکاکان مطمئن نیستند.

جان هیلیر(John Hillyer)-29 نوامبر 1996
هیلیر یک عکاس برای NBC بود که درتحقیقاتی درباره عملیات قاچاق موادمخدر در منا، ارکانزاس کار می کرد. این اتفاق همزمان با فرمانداری کلینتون بود. همچنین کمک به تهیه یک ویدئوی سی دقیقه ای که «حلقه قدرت» و «تاریخچه کلینتون» نامیده می شد به هیلیر نسبت داده شده.
همین «تاریخچه کلینتون» بود که بنظر می رسد سبب شد هیلیر به قتل برسد. پس از آنکه او با پت متریسیانا(Pat Matrisciana) شروع به کار کرد انها موارد جنایی جدی را کشف کردند.
پت می گوید:«درست مثل رفتن به نوعی جمهوری موز بود که توسط یک دیکتاتور اداره می شد. ما بطور منظم تعقیب می شدیم.»
متریسیانا یک «خانه امن» در مجتمع اپارتمانی در لیتل راک آماده کرد جایی که او و سایر روزنامه نگاران و تحقیق کنندگان برای بحث درباره قاچاق مواد مخدر در منا، قتل دو پسر نوجون در آنجا و اینکه بیل کلینتون در این فعالیت ها درگیر است یا خیر، ملاقات کنند.
هیلیر و متریسیانا خیلی زود با گاری پارکز(Gary Parks)، پسر جری لوتر پارکز(Jerry Luther Parks) رییس کارزار انتخاباتی کلینتون دوست شدند(به مورد جری لوتر پارکز مراجعه کنید). گفته می شد که پارکز چند سال پیش توسط وینس فاستر از سوی هیلاری کلینتون استخدام شده بود تا بیل کلینتون را بطور دائم زیر نظر بگیرد. گاری با پدرش در این تجسس ها بعنوان عکاس می رفت تا از ملاقات بیل کلینتون با روسپیان، جنیفر فلاورز و سایر زنان جوان مدرک تهیه کند.
زمانی که جسد وینس فاستر در پارک فورت مارسی(Fort Marcy) پیدا شد(به مورد وینس فاستر مراجعه شود)، جری بر سر اینکه ممکن بود او نیز هدف قتل قرار گیرد، پارانویید شد. حق داشت. زمانی که جری در سپتامبر 1993 در خودرویش به قتل رسید، گاری و بیوه جری معتقد بودند که این قتل به تجسسش درباره بیل کلینتون مرتبط است.
گاری پارکز در خانه امن ماند اما یک شب زمانی که در توسط ادمکشان با لگد باز شد بیدار شد. او بسرعت تفنگ کارابین M-1 خودش را آماده کرد، صدای رفتن گلوله در محفظه قاتلان را ترساند که به محطوه پارکینگ فرار کردند. گاری بسمت پنجره رفت و تصور کرد که یکی از مردان را می شناسد که یکی از کارکنان امنیتی فرماندار کلینتون بود. در موقعیت دیگری، زمانی که متریسیانا و سایرین برای یک برنامه گفتگوی رادیویی در خانه امن آماده می شدند، یک مامور تحقیق، آپارتمان را برای میکروفن مخفی اسکن کرد و هشت میکروفن مخفی پیدا کرد.
درحین تحقیقاتشان، متریسیانا و هیلیر ردهایی از قتل افرادی پیدا کردند که جزییات مرگ نوجوانان را می دانستند و پرونده قتلشان حل نشده، مانده بود. کسان دیگری هم بنحو مرموزی مرده بودند که اطلاعاتی از ارتباطات قاچاق موادمخدر با تشکیلات سیاسی در ارکانزاس داشتند. در یک مورد هیلیر برنامه ریزی کرده بود با یک مقام سابق کمیته ملی حزب دمکرات مصاحبه ای داشته باشد اما آن فرد هرگز برای این مصاحبه حاضر نشد. هیلیر روز بعد فهمید که آن مرد، سی ویکتور ریزر دوم (C. Victor Raiser II) و پسرش، مونتگمری ریزر(Montgomery Raiser) در یک سانحه هوایی مرده اند. به موارد سی ویکتور ریزر و مونتگمری ریزر مراجعه شود).
متریسیانا و هیلیر همچنین در صدد مصاحبه با یک تارک دنیا بودند که در کوهستانی نزدیک جایی زندگی می کرد که نوجوانان کشته شده بودند. دو روز پیش از مصاحبه این تارک دنیا مرد.
هیلیر کم کم برای جان خودش ترسید به متریسیانا گفت که او فکر می کند آنها طوری او را بکشند که بنظر برسد حمله قلبی بوده است. پس از آنکه فیلم تکمیل شد هیلیر سر پروژه های دیگر رفت و به زندگی کردن در اتلانتا خاتمه داد. در 1996 متریسیانا یک تماس تلفنی از هیلیر داشت. جان ه او گفت که اطلاعات جدیدی کشف کرده که لازم است در ویدئو گنجانده شود اما نمی توانند روی خط تلفن ناامن در موردش صحبت کنند. آنها برنامه نشستی برای بحث درباره اطلاعات جدید گذاشتند اما هیلیر سه روز بعد از حمله قلبی مرد.
آیا کسی به هیلیر رسیده بود؟ متریسیانا نمی داند. آیا تارک دنیا و مقام حزب دمکرات برای آنچه که می دانستند کشته شدند؟ آیا همه اینها بسادگی اتفاقات همزمان بود؟ باز هم متریسیانا گفت که نمی داند اما فکر می کرد که این مرگ ها غیرعادی هستند، با توجه به اینکه افراد دیگری تحت شرایط مرموزی در ارکانزاس مرده بودند.

باربارا وایز(Barbara Wise )- 29 نوامبر 1996
وایز48 ساله، بمدت چهارده سال یکی از کارکنان وزارت بازرگانی بود. او با ران براون(به مورد ران براون مراجعه شود) و جان هوانگ کار می کرد. هوانگ در بانک شمالی در لیتل راک کار می کرد جایی که با بیل کلینتون که در آن زمان فرماندار بود ملاقات کرد. هوانگ در چین زاده شده بود و همچنین مدیراجرایی سابق در گروه لیپو( Lippo) در اندونزی بود. طبق گزارش، او بین 21 ژوئن و 27 ژوئن ده بار 1994با کلینتون در کاخ سفید ملاقات کرد. (طبق گزارش WND در سال 2000)
بلافاصله بعد از آن، وبستر هابل(Webster Hubbell).. یکصدهزار دلار از گروه لیپو دریافت کرد. کمی بعد از انکه این پول به آقای هایل داده شد، هوانگ یک مجوز مخفی و یک منصب اجرایی بعنوان دستیار وزیر بازرگانی بدست آورد. در زمانی که در وزارت بازرگانی بود هوانگ کالاهای سری در معاملات بازرگانی با اندونزی، چین، ژاپن، کره و خاورمیانه بدست آورد. هوانگ همچنین اطلاعاتی درباره معاملات موشکهای پاتریوت با کره جنوبی و توپخانه متحرک برای کویت بدست آورد.
گزارش شد که پس از آنکه از هوانگ سوال شد آیا او جاسوس پکن است او با تقریبا دوهزار بار استفاده از پنجمین اصلاحیه قانون اساسی از خود دفاع کرد.
از طریق جسد وایز در دفترش که تا حدی برهنه و دارای خونمردگی و کبودی بود، مرگ او بعنوان نتیجه دلایل طبیعی اعلام شد. طبق گزارش،در گذشته بدلیل بیماری کبد، چندین بار به او خون تزریق شده بود.

ران براون(Ron Brown)- 3 آوریل 1996
bill-clinton-ron-brown

پس از آنکه هیلاری کلینتون براون را به گوشه جنگ زده دنیا فرستاد او و 34 نفر دیگر در یک سانحه هوایی مردند. طبق گزارش، هواپیمای نیروی هوایی پس از ترک فرودگاه توزیه(Tuzia) در بوسنی،- یک کشور مسلمان که برخی در ان با امریکایی ها دشمن هستند،- در یک منطقه کوهستانی کرواسی سقوط کرد.
نویسنده محقق جک کشیل(Jack Cashill) می نویسد:« برای محافظت از پسرش مایکل زا زندان، ران براون تهدید به افشای طرح تامین مالی آسیایی کاخ سفید کرد که هنوز فاش نشده بود که در آن براون نقشی اساسی داشت. براون برای نخستین بار پس از مدتی طولانی شروع به کلیسا رفتن کرد. او برای جان خودش و جان محرمش نولندا هیل(Nolanda Hill) می ترسید.
کشیل نوشت:یک خبر حاکی از آن بود که حکومت کرواسی ناگهان بر توقف در دبرونیک(Dubrovnik) اصرار کرده بود که انحرافی دو مایلی از مسیر پرواز بود.
برای نخستین بار حتی روی خاک کشور دوست، کاخ سفید به نیروی هوایی دستور داد که وضعیت «ایمنی» تحقیق را انجام نداده و مستقیم به وضعیت «سانحه» برود. هیچ ملاحظه دیگری بجز حادثه نباید باشد گرچه فرودگاه نزدیکر مرز بوسنی و در یک منطقه احتمال زیاد شلیک بود.
سه روز بعد از سانحه و دو روز پس از مصاحبه برنامه ریزی شده اش توسط نیریو هوایی، فرد کرواتی که مسوول سیستم ناوبری فرودگاه بود با گلوله ای در سینه اش مرده پیدا شد. یک روز بعد، هر پاتوبیولوژیستی که جسد براون در امریکا را یدده بود نتیجه گیری مر کرد که جراحت سرش، بطور حداقلی، خیلی شبیه سوراخ گلوله بنظر می رسد.
«با وجود این، هیچ کالبدشکافی انجام نشد، هیچ آزمون قانونی صورت نگرفت و هیچ جستجویی برای زخم منجر به مرگ نشد. تصاویر اشعه ایکش از سر او نابود یا«گُم» شدند.
کشیل نوشته:«سه پاتوبیولوژیست و یک عکاس نیروی های مسلح که در مورد مشکوک بودن آنهشدار داده بودند شغلشان نابود شد… افسر ارشد انیستیو پاتوبیولوژی نیروهای مسلح به مردم اطمینان داد که براون از چندین جراحت ناشی از نیروی شدید به سرش مرده است.» او تنها کسی بین 35 قربانی سانحه بود که جراحت در سرش گزارش شده بود.

چارلز میسنر(Charles Meissner)-3 آوریل 1996

میسسنر دستیار وزیر بازرگانی بود و برای جان هانگ(John Huang) یک اجازه امنیتی صادر کرده بود. او و ران براون در یک سانحه هوایی کشته شدند(به «ران براون» مراجعه کنید.)

رابرت بیتز(Robert Bates)- 29 مارچ 1995

رابرت بیتز یک مکانیک هواپیما در من(men) بود که ر اثر استفاده بیش از حد از «دهانشویه» مرد. مرگ او از سوی مقامات محلی بعنوان یک خودکشی اشکار تلقی شد.

دوین گارت(Duane Garrett)- 26 ژولای 1995

وکیل و برنامه ساز رادیو برای KGO-AM در سان فرانسیسکو، رییس مالی دایان فیناشتیان(Diane Feinstein) برای انتخابات سنا بود. بعلاوه او دوست ال گور(Al Gore) بود و برای گرد آوری کمک مالی جهت کرازار انتخاباتی او کمک می کرد. طبق گزارش، گارت بدلیل کلاهبرداری سرمایه گذاران در ابتکارش برای خاطارت ورزشی که شکست خورده بود تحت نظارت و تحقیق بود. همچنین صحبت از معامله ای برای به انحراف کشاندن این تعقیب قانونی بود. روز 26 ژولای 1995، گارت یک نشست در بعد از ظهر با وکیلش را لغو کرد زیرا باید به اتسقابل کسانی به فرودگاه سان فرانسیسیکو می رفت، جسد شناور او زیر پل گلدن گیت پیدا شد.

کیتانو کارانی(Caetano Carani)-1 نوامبر 1994

کارانی شاهد یک تیراندازی نزدیک کاخ سفید بود اما بدلیل عفونت ناشناخته ای درست پیش از شهادت در دادگاه مرد. مرگ او به مسمویت غذایی «اشکار» نسبت داده شد.

فلورانس مارتین(Florence Martin)_ 30 اکتبر 1994

مارتین یک حسابدار و پیمانکار فرعی سیا بود. ظاهرا زمانی که به قتل رسید، درگیر پرونده باری سیل(Barry Seal) شده بود. طبق گزارش او از سه زخم گلوله در سر مرد. او شماره حساب ها و عدد شناسایی فردی(PIN) برای یک حساب بانکی در کیمنز (Caymans) بنام باری سیل با موجودی 1.4 میلیون دلار را در اختیار داشت. بلافاصله پس از مرگش، پول به جایی دیگر در جزایر ویرجین(Virgin) منتقل شد.

استنلی هاگینز(Stanley Huggins)- 23 ژوئن 1994

طبق گزارش، هاگینز از بانک تضمین پس انداز و وام مدیسون( Madison Guaranty Savings and Loan) تحقیق می کرد که ورشکست شد(به مورد جمیز مک دوگال مراجعه کنید). پش زا اینکه یافته هایش را در سیصد صفحه برای عموم منتشر کند از سینه پهلوی ویروسی مرد.

بیل شلتون(Bill Shelton)- 12 ژوئن 1994

شلتون مسوول مالی کیتی فرگوسن(Kathy Ferguson) بود و احتمالا کشته شد زیرا او پرسیده بود آیا کیتی واقعا خودکشی کرده است یا خیر. گفته شد که او نیز با تفنگی بر سر مزار فرگوسن خودکشی کرده است.

کیتی فرگوسن(Kathy Ferguson )_10 می 1994

طبق گزارش فرگوسن از خودکشی مرد که در آن خودش به سرش شلیک کرده است. این عجیب است زیرا کیف های بسته بندی شده او نشان می داد که او می خواسته خانه اش را ترک کند. او همسر سابق نظامی ارکانزاسی دنی فرگوسن(Danny Ferguson) بود که همراه با کلینتون در پرونده حقوقی پائولا جونز(Paula Jones) متهم بود. دنی پائولا جونز را تا اتاق کلینتون در هتل همراهی کرده بود. پیش از مرگ نابهنگامش، کیتی شاهدی به نفع پائولا جونز بود.

جیمز بانچ(James Bunch)-11 فوریه 1994

طبق گزارش، این کارمند ایالت تکزاس یک سلسله تعقیب قانونی را از دفترش اداره می کرد و از خودکشی با تفنگ مرد. گفته می شود که او دارای یک «دفترچه سیاه کوچک» از افراد بانفوذ بود که حداقل یکی از «قانونگزاران ایالتی» تکزاس و ارکانزاس در آن بود که مرتب به دیدن روسپیان می رفته.
WND(یک وبگاه خبری) گزارش داد که پرونده های بانچ شامل توصیفاتی از این مشتریان سرشناس، ترجیحات جنسی آنها و مقدار پولی که مایل به هزینه در این زمینه بودند می شد. همچنین گفته می شود که در این دفترچه مشخص شده بود که آیا آنها اسکورت ها را آزار می دادند. تلگراف گزارش دادک احتمال این هست که در کارهایش از نوجوانان هم استفاده کرده باشد. پلیس به اسوشیتدپرس گفت که «بانچ دستگیر و بازپرسی شده بود اما بنظر نمی رسید که ناراحت باشد یا تمایل به خودکشی داشته باشد. »
با توجه به آنچه که بسیاری در رابطه با گذشته بیل کلینتون می دانند احتمال دارد که او اطلاعاتی داشت که می توانست رییس جمهور سابق را به ارتکاب جرم متهم سازد.

گندی باگ(Gandy Baugh)- 8 ژانویه 1994

طبق گزارش، وکیل سابق شریک کلینتون و محکوم پرونده مواد مخدر دن لستر(Dan Lasater) خودش را با پریدن از پنجره یک ساختمان بلند کشت. طبق گزارش لستر یک شخصیت کلیدی در بحث وایت واتر بود و بدلیل معامله کوکایین محکوم شده بود. او شش ماه در زندان بود اما بعدا کلینتون او را بخشید.
لستر مرکز اقامتی انجل فایر(Angel Fire) ، یک مرکز تفریحی برای اسکی نزدیک تاس(Taos) نیومکزیکو در 1984 خرید. او از این محل برای تبلیغ نام کلینتون استفاده کرد. بعدها، یک تحقیق گمرک امریکا فاش کرد که زا این مکان برای عملیات قاچاق مواد مخدر و پولشویی استفاده شده است.

اد ویلی (Ed Willey)-20 نوامبر 1993

فوت نهایی ادکانون توجه کتاب همسر بیوه اش است:«هدف: گرفتار در تقاطع بیل و هیلاری کلینتون». در انی کتاب کیتلین ویلی (Kathleen Willey) در کارزار افترا و تهدید علیه هیلاری کلینتون، دلیل ارائه می دهد. او ظن خود را نسبت به دخیل بودن زوج نخست امریکا در مرگ شوهرش بیان می کند که تصور می شود خودکشی کرده است.
clinton-400x341
ویلی نوشت که او در کاح سفید توسط رییس جمهور دستمالی شده و در یک مصاحبه در 2007 تایید کرد که او پایِ انچه که در مورد مرگ شوهرش در کتابش بیان کرده ایستاده است.
این در تابستان 1997 بود که ویلی معروف شد. طبق گزارش، وکلای متهم کننده کلینتون، چائولا جونز نام او را به گزارشگر مجله نشنال دادند. برنامه ریزی شده بود که او یکی از سه شاهد برای محاکمه استیضاح کلینتون باشد تا اینکه برخی از اعضای کنگره و سنا به او اجازه شهادت ندادند.
در این کتاب، کیتلین تعداد اتفاق را بازگو کرده که در آن معتقد است کلینتون ها و این فردی که برایشان کار می کرد سعی کردند با ترساندنش، او را وادار به سکوت کنند. آخرین آن در سپتامبر زمانی که کتاب در مراحل پایانی خود بود اتفاق افتاد.
در اخر هفته که روز کارگر بود خانه او مورد یک سرقت غیرمعمول قرار گرفت. در حالی که در طبقه بالا خوابیده بود یک نسخه از دست نویس « هدف» دزدیده شد. او می گوید که این ورود دزدکی به خانه اش او را به یاد حادثه ای ده سال پیش از آن انداخته که در آن در خانه اش در نزدیکی منطقه ریچموند توسط یک دونده تهدید شده بود، درست دو روز پیش از آنکه بخواهد علیه رییس جمهور در پرونده جونز شهادت بدهد.
اینکه آیا اد بدلیل ارتباطش با کلینتون ها به قتل رسیده یا نه، کیتلین کاملا مطمئن است که رابطه شوهرش با آنها یک ارتباطی با باصطلاح خودکشی او دارد.
او به «WND» (یک وبگاه خبری) گفته که« من شواهد زیادی در رابطه با افراد دیگری دیده ام که با کلینتون ها سر و کار داشتند.:

جری لوتر پارکز(Jerry Luther Parks)-26 سپتامبر 1993

45fb7-george_w_bush_1993_05_23
به پارکز از شیشه عقب خودرویش با یک تفنگ نیمه خودکار شلیک شد، دو ماه بعد از آنکه معاون مشاور کاخ سفید، وینس فاستر مرد. او رییس امنیت اداره مرکزی بیل کلینتون در لیتل راک، ارکانزاس در حین کارزار انتخاباتی 1992 و سالهای فرمانداری وی بود.
طبق گزارش، پارکز وقتی یک بولتن خبری درباره مرگ فاستر را در تلویزیون تماشا می کرد تلویزیون را خاموش کرد و زیر لب گفت:« من یک مرده مرده هستم.» در همین موقع، پسرش، گاری، در اتاق بود. در 21 ژولای 1993 فاستر در پارک فورت مارسی(Fort Marcy) مرده پیدا شد، حدود هفت مایل از کاخ سفید، در طول رودخانه پتومک(Potomac) در ویرجینیا.
مقامات ادعا کردند که این یک خودکشی بوده. با این وجود، دوستان و اعضای خانواده مظنون به علت دیگری بودند. برای دو ماه بعدش، پارکز یک فردخرده شده و عصبی بود. او تفنگی برداشت و طوری رانندگی کرد که تعقیب کنندگان احتمالی ردش را گم کنند. در یک مقطع به خانواده اش گفت که کلینتون دارد «خانه اش را تمیز می کند» و اینکه او «نفر بعدی در فهرست است.»
بد در 23 سپتامبر 1993، پارکز به خانه اش در حومه لیتل راک در امتداد بزرگراه چنل(Chenal)رانندگی می کردکه یک شورولت کپرایس(Chevrolet Caprice) سفید با دو مرد داخلش همراه او راندند و گلوله هایی به خودوریش شلیک کردند. پارکز فورا خودرویش را متوقف کرد. سپس یکی از مردان از شورولت پیاده شد و دو دور گلوله به سینه پارکز با تپانچه 9 میلیمتری شلیک کرد. سپس با سرعت فرار کردند. چندین نفر شاهد این قتل بودند بهمین دلیل می توان چنین جزییاتی از این خبر را داشت. علیرغم این، قاتلان هرگز پیدا نشدند. همانگونه که در مورد قتل های متعدد دیگری در ارکانزاس اتفاق افتاد- این نام هم به فهرست طولانی مرگ های مشکوک اضافه در میان اطرافیان کلینتون اضافه شد. رسانه های بزرگ این اتفاق را نادیده گرفتند.

دکتر استانلی هرد(Dr. Stanley Heard)-10 سپتامبر 1993

پزشکی که مادر بیل کلینتون، پدر ناتنی و برادرش را در ارکانزاس درمان می کرد و طبق گزارش بعنوان رییس کمیته مشاوره درمان کایروپرکتیک کلینتون خدمت می کرد. او و وکیل دعاویش، استیو دیکسن(Steve Dickson) در ارکانزس در یک سانحه هوایی در حدود 50 مایلی واشنگتن کشته شد.
پیش از سقوط هواپیما، در تماس رادیویی با دالس(Dulles) گفته شد که اتشی در هواپیماست. این دومین حادثه در همین سفر هوایی بود.
واشنگتن پست در 1993 گزارش داد «دیکسن هواپیمای خودش را از توپکا(Topeka) هدایت می کرد اما بر سراهش به واشنگتن مشکلاتی در سنت لوییس پیش امد. انجا، او هواپیمایش را برای تعمیر گذاشت و هواپیمای دیگری را کرایه کرد.»
از آنجا که هیات ملی حمل و نقل و امنیت نتیجه گیری کرد که سانحه به دلیل «عدم کفایت بازرسی سالانه هواپیما و عدم انطباق با دستوالعمل های هوایی توسط کارکنان شرکت تعمیرات و نگهداری روی داده» این پرونده بسته شد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s