«توسعه‌ی تقویم آیینی شیعه» و دلالت‌های آن – محسن حسام مظاهری

15825964_1620792611281073_1358283850458942941_n
1 مجموعه‌ی شواهد نشان می‌دهد در دو دهه‌ی اخیر، بُعد مناسکیِ شیعه (در ایران) رشدی شتابنده داشته است. یکی از مصادیق این رشد، توسعه‌ی تقویم مناسبتی و آیینی شیعیان است که در دهه‌سازی و افزایش مناسبت‌های برگزاری مراسم عزاداری و جشن مذهبی نمود دارد. تقویم شیعی که تا قرن‌ها منحصر به چند مناسبت محوری (عاشورا، غدیر، نیمه‌ی شعبان و 21 رمضان) بود، از دوره‌ی قاجار به بعد، با افت‌وخیزهایی مقطعی، رو به رشد داشته است. این میان، بیش‌ترین آمار توسعه مربوط همین دو دهه‌ی اخیر است. مناسبت‌هایی مانند «ولادت حضرت علی‌اصغر»، «ولادت حضرت رقیه»، «شهادت حضرت رقیه»، «وفات حضرت رباب»، «شهادت (!؟) حضرت زینب»، «تاج‌گذاری/آغاز امامت امام‌زمان» و نظایر آن‌ها هیچکدام سابقه‌ای بیش از چند سال ندارند. عوامل مختلفی را می‌توان در این توسعه و فربهی مؤثر دانست؛ ازجمله:
* تغلب گفتمان عاطفی ـ احساسی تشیع و به‌بتع آن رشد ادبیات مذهبی و تشیع ادیبانه و عاطفی
* سیاست مذهبی جمهوری اسلامی در توسعه و کنترل مجالس مذهبی با اهدافی چون ظرفیت‌سازی برای بسیج توده‌ای
* رویکرد هویتی بدنه‌ی سنتی حوزه و مرجعیت شیعی طبق الگوی تقابل با اهل‌سنت
* زمینه‌ها و عوامل اقتصادی ناظر به توسعه‌ی «صنعت مداحی» و افزایش تعداد مداحان و پیامدهای طبیعی آن نظیر به‌هم‌خوردن تعادل عرضه/تقاضا در بازار عرضه‌ی خدمات آیینی و افزایشِ تقاضا به‌تبعِ افزایش عرضه
* دلایل روانی ـ اجتماعی مربوط به جامعه‌ی دین‌داران (به‌خصوص جوانان دین‌دار) نظیر نیاز به فضاهای تخلیه‌ی روانی ـ هیجانی
* و موارد دیگر.

2 «ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی» را شاید بتوان تازه‌ترین و قابل‌توجه‌ترین نمونه‌ی این روند مناسبت‌سازی دانست؛ مناسبتی که اگر هم پیش‌تر وجود داشت، منحصر به منطقه‌ی شهرری بود؛ اما امسال با تبلیغات گسترده‌ی رسانه‌ای همراه شده و حتی در صداوسیما هم به‌رسمیت شناخته شد. نکته‌ی قابل توجه در مورد این مناسبت آن است که تاکنون منطق مناسبت‌سازی‌ها، گرامی‌داشت وقایع تاریخی مهم و یا تکریم شخصیت‌های درجه‌ی یک (چهارده معصوم) و درجه‌ی دو (منسوبان درجه یک چهارده معصوم) بوده است؛ اما جشن ولادت حضرت عبدالعظیم برخلاف این منطق است و نشان می‌دهد پس از این، احتمالاً باید منتظر خلق مناسبت‌های جدید مربوط به شخصیت‌های رده‌های سوم و چهارم شیعه هم باشیم.

3 این موضوع، خصوصاً وقتی حساس‌تر می‌شود که به روند «امام‌زاده‌سازی» و توسعه‌ی امام‌زاده‌ها و «آستانه‌ها» و رقابت میان تولیت‌ها توجه داشته باشیم؛ رقابتی که تشدید آن‌ هم مربوط به همین یکی دو دهه‌ی اخیر است و پیروزی در آن، بیش از جایگاه تاریخی و اهمیت شخص امام‌زاده، بسته به جایگاه سیاسی و قدرت مذهبی تولیت آن است.

4 نکته‌ی حساسی که معمولاً‌ متولیان رسمی و غیررسمی و مراجع سیاست‌گذار و موثر بر فرهنگ شیعی از آن غفلت می‌کنند این است که فربهی بعد مناسکی شیعه، لزوماً‌ به‌معنای گسترش دینداری و افزایش قدرت و گستره‌ی تشیع نیست؛ بلکه چه‌بسا می‌تواند نشانه‌ی رخدادی معکوس باشد. به‌ویژه در مواقعی که تعادل میان ابعاد مختلف دین (اعتقادی ـ اخلاقی ـ مناسکی) به‌هم می‌خورد و رشد یکی از این ابعاد، توام با افول ابعاد دیگر باشد، این احتمال بالا می‌رود. هم‌چنان‌که در این سال‌ها، گرچه شاهد فربه‌شدن روزافزون بعد مناسکی و افزایش مجالس و تظاهرات مذهبی در جامعه بوده‌ایم، اما به‌سختی می‌توان ادعا کرد جامعه (و حتا جامعه‌ی دینداران) در این سال‌ها در بعد اخلاقی هم رشد داشته است.

@mohsenhesammazaheri

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s