«صحنهء حادثه و صحنهء شبکه‌های اجتماعی»- Ali Nasri

firefighters
16-34-23-960
در ایالت انتاریوی کانادا٬ سالی دو بار در تمام مدارس٬ ساختمان‌های مسکونی٬ ادارجات و مراکز خرید تمرین «سناریوی آتش‌سوزی» اجرا می‌شود. در این تمرین به طور ناگهانی و غیرمنتظره آژیر خطر به صدا در‌می‌آید و همهء افراد حاضر در ساختمان موظف‌اند که در مدت زمان مشخصی خودشان را به یک مکان امن در خیابان و با چند متر فاصله‌ از ساختمان برسانند و همواره راه نیروهای آتش‌نشانی و امدادرسان را باز نگه دارند.

تکرار مداوم این تمرینات در طول سال‌ها متمادی از سنین پایین٬ علاه بر آموزش اجباری مبانی ایمنی «Fire code» به تمام صاحبان املاک تجاری و مسئولین مدارس و ادارجات٬ و هم‌چنین صدور جرایم سنگین برای هرگونه تخطی از قوانین و آئین‌نامه‌های ایمنی؛ باعث شده که شهروندان این ایالت با وجود پیشینه‌های فرهنگی متنوع٬ به خوبی می‌دانند که در شرایط حادثه چگونه به بهتر عمل کنند.

اما در ایران؛ با وجود تجربهء ۸ سال جنگ و برخورداری از رتبهء ششم جهان در وقوع حوادث طبیعی و قرار داشین اکثر مناطق کشور بر گسل‌های زمین‌لرزه و متراکم بودن جمعیت در شهرهای بزرگ و کمبود امکانات امداد رسانی؛ هیچ‌گونه تمرین و آموزش سیستماتیک شهروندان در برابر حوادث ناگوار وجود ندارد.

اگر امروز بسیاری از شهروندان ایرانی در صحنه‌های حوادث واکنش‌های نامعقولی از خود نشان می‌دهند و دچار سردرگمی می‌شوند و نکات ایمنی را نقض می‌کنند و حساسیتی نسبت به دستورالعمل‌های نیروهای امدادرسانی ندارند؛ دلیلش چیزی نیست جز فقدان یک آموزش‌ سیستماتیک برای آماده‌سازی آن‌ها برای چنین شرایطی.

اما واکنش‌های احساسی و نامعقول و فقدان مدریریت عاطفی در مواجهه با حوادث غیرمترقبه محدود به صحنه‌ء حادثه نمی‌شود. واکنش‌های جمعی ما در شبکه‌های اجتماعی نیز دست‌ کمی از رفتارهای حاضرینِ صحنه‌ حادثه ندارد؛

کافی است به پُست‌های کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در مورد حادثهء ساختمان #پلاسکو بنگریم تا با سیل عظیمی از «خودزنی»ها و «فحاشی»ها و «خشونت‌ورزی»ها و پیشنهادات افراطی و غیرمنطقی رو به رو شویم؛ از «گلهء گوسفند» خواندن هموطنان تا نوشتن این‌که ایرانیان از رنج دیگران «لذت مالیخولیایی می‌برند» و اعلام «مرگ انسانیت» در جامعهء ایرانی و بیان این‌که ایرانیان «شهوت مشاهدهء مرگ دیگران را دارند» و پیشنهاد دادن به نیروی انتظامی برای «شل و پل کردن» حاضرین با «باتوم و گاز اشکاور» و پیشنهاد «خودکشی» به مسئولین و انواع لعن و نفرین‌ها و ابراز نفرت و انزجار کردن‌ها از همه چیز؛ همگی حکایت از همان میزان سردرگمی و ندانم‌کاری جامعهء ایرانی در برابر حوادث دل‌خراش شوک‌آور و غیرمترقبه دارد.

چه بهتر بود که واکنش‌های جمعی در برابر چنین حوادث دل‌خراشی تقویت «هم‌بستگی» و «نوع‌دوستی» و برنامه‌ریزی برای حمایت از قربانیان و اصلاح نواقص ایمنی موجود بود.

رعایت نکات ایمنی در مواجهه با حوادث غیرمترقبه را می‌توان با برنامه‌ریزی‌‌ها و سیاست‌گذاری‌‌های دقیق از طریق «نهاد‌های رسمی» آموزش داد – همان‌طور که مثلاْ در سال‌های گذشته در مورد «بستن کمربند ایمنی» یا «حفاظت از محیط‌ زیست» تولید آگاهی و ایجاد حساسیت مناسبی صورت گرفته است – اما اصلاح رفتارهای جمعی در شبکه‌های اجتماعی نیازمند همت کردن برای «یک قدم» فاصله گرفتن از خود و بازنگری واکنش‌های لحظه‌ای و مدیریت درست عواطف و احساسات خود است. و این یک مسوولیت فردی است.

—————————–
16003207_1243939022349442_3849760945381435287_n
—————————–
16195793_1237478392974738_3313253194525230489_n
——————————-
16113950_10155342575106111_8280743889710190883_n
درودی بیکران و تسلیت به همه آتش نشانان و بازماندگان رخداد آتش سوزی ساختمان #پلاسکو در تهران- Persian Gulf

می گویند شهرداری تهران اخطار داده بود که خطر آتش سوزی این ساختمان را تهدید می کند، ولی در نظامی که اداره اماکنی دارد که بخاطر وجود و عرضه مانکن و لباس زنانه یا حضور زنان بدحجاب فروشگاه ها بیدرنگ بسته می شوند، چرا زمانی که مسایل ایمنی که با جان و زندگی صدها و هزاران انسان سر وکار دارد، خود را به تذکر و نامه نویسی محدود می سازد؟

نیز ممکن است زمانش نباشد، ولی شوربختانه بایستی نگرانی خود را اعلام کنیم، زمانی که شهرداری پایتخت و مسئولان کشوری، اینچنین ناتوان در خاموش ساختن یک آتششوزی بزرگ هستند، که جان بسیاری، بویژه پنجاه تن آتشنشان را گرفته است، روزی که زمین لرزه آید، چه خواهند کرد؟! این رخداد، نماد عدم مدیریت در حل بحران در کشور است!

ادمین خلیج فارس
————————————
16142318_1317007305011946_1468386748328527357_n
—————————————
16003301_1237470009642243_2297767061785330583_n
توسل به دعا به جای امکانات و مسوولیت اجتماعی | بهزاد مهرانی

فضای مجازی پر شده است از سخنانی که از مردم می‌خواهد دعا کنند. مردم از مردم می‌خواهند که برای نجات جان ماموران آتش‌نشانی دعا کنند. برای نجات جان آن‌ها که زیر آوار ساختمان #پلاسکو مانده‌اند دعا کنند.
وقتی نردبان آتش‌نشانی تا طبقه ۱۱ بیش‌تر ارتفاع ندارد و شلنگ آب نمی‌پاشد و امکانات شهر ده دوازده میلیونی در حد یک روستای بزرگ است معلوم است که باید دعا کرد.
امکانات که بیاید دعا می‌رود در خلوت تنهایی آن‌ها که به آن باور دارند. دعا کار مابعدالطبیعه و خداوند -اگر وجود داشته باشد- را به خدا واگذارکردن است نه کار خود را به خدا واگذارکردن.
اگر خدا با همه فرشتگانش بیاید وقتی نردبان تا طبقه ۱۱ بیشتر ارتفاع نداشته باشد نمی‌تواند کاری بکند.
خدای مردمی مفلوک، مفلوک‌تر از آن مردم است و دعای‌شان نیز نشنیدنی. شما وسایل مجهز اطفا حریق داشته باش، دعا هم نکردی نکردی.
یک بار برای همیشه باید درک کنیم که دعا و خدا جای امکانات و تعقل و مسوولیت اجتماعی را نمی‌گیرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s