خدا سالاری و تلاش جمهوری اسلامی در تثبیت آن-کیومرث صابغی

بر گرفته از تار برگ وزین «ایران لیبرال»

از میان اختلافات فقهی بین شیعه و سنت یکی هم وجه خدا سالاری است. به این معنا که در شیعه گری ،خدا هیچ گاه زمینی نشد و هیچ گاه ، حتا در روز رستاخیز هم دیده نمی شود و همان گونه که مصریان بر این باور بودند که تنها فرعون است که می تواند کامل باشد و در نتیجه قبل ستایش فقط از جانب بر گزیدگان , و نه همگان , شیعه هم خدا پرستی را از طریق امامان , یعنی نمایندگان منتخب خدا و کرنش و نیایش فرستاده وی یعنی محمد صلاح می داند در حالی که ، در سنت ، تأکید بر قران ، حدیث نبوی و نمایندگان منتخب پیامبر از طرف مردم ، است که بیان نزدیکی و وحدت با خداوند را توضیح می دهد. به کلامی دیگر ، بندگان از این طریق است که رابطه خود را دائما در تماس با خالق خود بر قرار می کند و تاثیر می پذیرد .
تاریخ اجتماعی ایران گواه بر این است که از اغاز فاصله گرفتن های دو نگاه به قانون بندی های اسلام ، یعنی از دوران خلیفه گری امویان و خاصه از شروع پادشاهی عباسیان ، سلسله پادشا هی ها هیچگاه نتواستند وحدت اجتماعی را به ایران باز گردانند و همه گاه تنش ها به نابودی ساختارهای اجتمای منجر می شد . هم از این رو است که تاریخ ایران , تاریخی سراسر گسستگی است . و باز هم از این رو است که به جای شرایط دمکراتیک، تأکید بر زور, ویرانگی روبنایی, استبداد و نظامیگری قانون ثبت شده در ایران است . اگر بخشی از علت چنین شرایطی یورش اقوام غیر ایرانی و حکومت آنان بر ایرانیان بوده , بخش دیگر آن حضور و نقش دو دید گاه اسلامیگری بوده که به قول حافظ جنگ هفتاد و دو ملت را حادث شد . نتیجه مستقیم چنین موقعیت و بی نظمی , خفه شدن خلاقیت ها و تلاش ها برای آینده نگری از جانب مردم گشت . همان شرایطی که هنوز هم به گونه ای در ایران امروز قبل مشاهده است , یعنی سپردن آینده به دست حکومتیان و سپس دنبال گناهکار گشتن . پس بیهوده نیست اگر ادعا شود که یکی از علل اساسی جدایی ملت و دولت شکاف حاصل از تعبیر قوانین مذهب توسط مدیران شیعه گری است که کودتای حاکمین صفوی در به رسمیت بخشیدن شیعه گری آن را قانونی کرد و قاجاریان با حقوقی کردن آن , دست و بال آزادی انتخاب مذهب را برای همیشه از ایرانیان از پشت بست .
جمهوری اسلامی با طرفه از همین نگرش در خفقان عمومی آغاز کرد . کشتار های سال های ۶۰ تا ۶۷ و تا به امروز دگر اندیشان, رفتارهای ناهنجار و خشونت بار با رهبران دیگر ادیان و آیین ها و کوشش برای یکدست کردن آسمان پرستشگاه ایران تا حد پذیرش اینکه با حکومت مخالف باش ولی به جمهوری اسلامی رای مثبت بده , همه و همه گام هایی است که مردم ایران را , و مردم بقیه مناطقی که به گونه های مختلف زیر نفوذ جمهوری اسلامی قرار دارند , به خدا سالاری به نوع تعبیر شیعه گری وا دارد . و این هشدار به همه آنانی است که دعوی شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی را سر می دهند و بر این باورند که بدینگونه می توانند در سرنوشت ایران نقشی تاریخ ساز داشته باشند , که با پذیرش این نظریه شما عملا بدل به ابزاری در خدمت مقاصد غایی جمهوری اسلامی گشته اید , صرفه نظر از این که چه تفسیرسیاسی و یا مکتبی برای این نظریه ارائه دهید. فراموش نکنید , این شما نیستید که امروز قانون گذار و صاحب قدرت سیاسی هستید. از سویی دیگر تشکیلات و عمدتا حزب منسجمی هم نیست که ادعا کند این فقط یک تاکتیک سیاسی است (که در استفاده تاکتیکی انهم باید شک کرد ). نبا بر این هر گونه مداخله در قانون مندی ها و قانون گذاری های این نظام , پذیرش شعبده بازی های رژیم در اثبات خدا سالاری در ایران است. ترفند هایی شبیه برنامه های انتزاعی و غیر عملی «اصلاح طلبان», توجیحات کسانی که خود را با واژه من درآوردی ملی-مذهبی وارد بده بستان های سیاسی با جناح های مختلف کرده اند, نگرش های آبکی شده چپ های سابق که امروز یا خسته شده اند و یا قصد بازنشستگی دارند همه گامهای لنگانی است که نهایتا خزیدن به حرم نظام را در بر دارد . بین سیاسی ورزی و سیاست بازی حد فاصلی است که سازش لقب دارد. کیومرث صابغی
2017 Jul 14th Fri – جمعه، 23 تير 1396

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s