بخشش کوه آرارات کوچک و دامنه های آن به وسعت 800 کیلومترمربع از پهنه ایران به ترکیه توسط رضا شاه-1


سرلشكر ارفع كه در سفر رضاشاه به تركيه عضو هيأت همراه وي بود، خاطراتی از اين سفر در زمينه نوع نگرش رضاشاه نسبت به اختلافات مرزی ايران با همسايگان دارد كه خواندنی است.
ارفع در خاطرات خود می‌گويد:
….. من عضو هيأت تحديد حدود و حل اختلافات بودم. در اين هيات كسانی چون محمدعلی فروغی و رشدی آراس شركت داشتند. يك روز كه من و يك سرهنگ ترك بر سر موضوعی مورد اختلاف با حرارت بسيار بحث می ‌كرديم رشدی آراس گفت: ما ترك‌ها به نظر اعليحضرت شاهنشاه اطمينان و اعتقاد كامل داريم، سرهنگ ارفع پرونده‌ها و نقشه‌ها را به حضور ايشان ببرد هرچه فرمودند ما قبول داريم!
من نقشه‌ها و كاغذها را جمع كردم و يك راست به كاخ سلطنتی رفتم و به اتاق داخل شدم و گفتم عرايضی دارم، چند دقيقه بعد شاهنشاه وارد شدند در حالی كه من نقشه‌ها را روی ميز پهن كرده بودم. همين كه نقشه‌ها را ديدند فرمودند: موضوع چيست؟ من شروع كردم به توضيح دادن كه فلان تپه چنين است فلان منطقه چنان است، آن‌جا سخت مورد نياز ماست، و از اين حرف‌ها…..
ولی پس از مدتی كه با حرارت عرايضی كردم با كمال تعجب ديدم اعليحضرت چيزی نمی ‌فرمايند. وقتي سرم را بلند كردم ديدم شاه با حالت مخصوصی به من نگاه می‌كند گويی به حرف‌هايم چندان توجهی ندارد و تنها چشم به چشم من دوخته است تا ببيند من چه می ‌گويم. لذا من سكوت كردم. فرمودند: معلوم است منظور مرا نفهميدی… بگو ببينم اين تپه اين جا از آن‌ تپه كه می‌گويی بلندتر نيست؟ عرض كردم: بله قربان…..
فرمودند: آن را چرا نمي‌خواهی؟ اين يكی چطور؟ عرض كردم بلی.
فرمودند: منظور اين تپه و آن تپه نيست. منظور من اين است كه دو دستگی و جدايی كه بين ايران و تركيه از چندين صد سال وجود دارد و هميشه به زيان هر دو كشور و به سود دشمنان مشترک ما بوده است از ميان برود. مهم نيست كه اين تپه از آن كه باشد . آنچه مهم است اين است كه ما با هم دوست باشيم!


واقعیت آگری کوچک و جدایی آن از ایران چه بود؟

در ابتدا اختلاف بر سر سرچشمه های رودخانه قره سو بود که ایران مدعی خط مرزی از سرچشمه ها بود و بیم آن مي رفت که در آینده آب را برگردانند اما بشرح ذیل حوادثی بوقوع پیوست که علاوه بر سرچشمه ها، منجر به جدا شدن کوه آرارات کوچک و دامنه های آن گردید که موقعیتی استراتژیک را داراست.

كردهای تركیه پس‌ از آن كه متوجه نژادپرستی سیستم حکومتی آتاتورک در سال 1304 شدند، حركت های شورشی و استلال طلبانه خود را آغاز كردند. در فاصله سال های 1306 بخشی از عشایر كرد تركیه كه در خلال رویارویی پیشین كردها و کشور نوپای ترکیه در سال 1304 سركوب نشده بودند و در منتهی‌الیه قسمت شرقی قلمرو تركیه؛ یعنی در حول‌ و حوش ارتفاعات دور از دسترس آرارات مستقر بودند، سر به شورش برداشتند. شورش مذكور تاثیرات قابل ‌توجه ای در روابط ایران و تركیه در آن مقطع برجای گذاشت. این تاثیرات به‌حدی بود كه در مقاطعی روابط دو كشور ایران و ترکیه كاملا در وضعیت بحرانی قرار گرفت.
بیشتر این اختلافات به خاطر مسایل مرزی بود شورش کردها و مسالهٔ فعالیت های گسترده و مستمر آن ها و نیز تبلیغات گسترده ی پان ترکیسم به ویژه در سال های آغازین جمهوری ترکیه بود. این شورش گسترده را یکی از شیوخ نقشبندیه رهبری می کرد و سرانجام کلیه اعضای این قیام اعدام شدند و قیام شکست خورد.
دولت ایران نیز معاهده ای با ترکیه که یکی از بندهای آن ممانعت از ورود عشایر و مخالفان هر دولت بود، منعقد کرد و با ترکیه همکاری کرده و مانع ورود فراریان به خاک ایران شد.
اما جوهر این معاهده هنوز خشك نشده بود كه نشانه‌هایی از عدم‌ پای‌بندی ترک ها به مفاد عهدنامه بروز و ظهور نمود. اولین نشانه حمایت تركیه از یك متمرد ایرانی بنام سمیتقو بود كه در پاییز سال 1305 به تركیه متواری شد. وی از رهبران عشایر منطقه غرب ایران بود كه فعالیت های وی علیه دولت ایران، از مدت ها پیش در روابط ایران و عثمانی به مساله‌ای حائز اهمیت تبدیل شده بود. ایرانیان پیشنهاد دادند که یك تیپ سواره به آن سوی مرز اعزام دارد تا در كنار نیروهای ترک بر سمیتقو هجوم آورند و در مقابل ترک ها نیز یك تیپ پیاده اعزام كنند تا همراه با نیروهای ایران،‌ بخش شرقی آرارات را محاصره كنند. این پیشنهاد از سوی ترک ها مورد قبول واقع نشد و پس ‌از آنكه در اواخر مهرماه سه هواپیمای نظامی به همراه گروهی از واحدهای چریكی كرد و شاهسون بر قوای سمیتقو هجوم آوردند، ترک ها راه ورود به قلمرو تركیه را برای سمیتقو و افراد شورشی او باز كردند.
در این هنگام علاوه بر حمایت تركها از سیمیتقو كه نشان‌دهنده عدم پای‌بندی آن ها به پیمان ودادیه و تامینیه بود، مشخص گردید كه تركها حاضر به پذیرفتن رای كمیسیون مختلط مرزی سال 1913كه خطوط سرحدی را مشخص كرده بود، نیستند؛ چنان كه در اوایل سال 1306 نیروهای نظامی تركیه در چند مرحله برای سركوب‌ كردها به قلمرو مرزی ایران تجاوز كردند و حتی برخی پست های نظامی سرحدی را از میان برداشتند و شروع به ایجاد استحکامات نظامی و پاسگاه‌هایی در مناطق اشغالی خاک ایران کردند!

به این ترتیب زمینه برای تجزیه نزدیک به 800 کیلومترمربع از خاک ایران فراهم شد. بخشی از خاک ایران که دارای ارزش استراتژیک والایی بود و اهمیت تاریخی زیادی نیز داشت و قله آرارات کوچک به ارتفاع 4000 متر و دامنه‌های آن را نیز دربر می‌گرفت. البته هر دو دولت ایران و ترکیه تلاش کردند موضوع تجزیه خاک ایران را نادیده گرفته و وانمودکنند تجزیه‌ای در کار نبوده، بلکه مبادله ارضی صورت گرفته است، اما مبادله ارضی در کار نبود. قطور یا سرو و ساردیک جزئی از خاک ایران بودند، بخشی تثبیت شده و بلامنازع از خاک ایران که صرفا ترکیه، ادعاهایی غیرمستند و مردود نسبت به آن داشت و حالا ترکیه می‌خواست چشم‌ پوشی ‌اش از ادعاهای مطرود خـــود بر قطور و سرو و ساردیک یا واگذاری مناطقی کم‌ارزش از دره بارژگه را معادل جدایی 800 کیلومتر مربع از خاک ایران قرار داده و مساله را نه الحاق خاک بلکه یک مبادله ارضی عنوان کند. دولت ایران نیز که می‌خواست از ننگ تجزیه خاک کشور رهایی یابد، تلاش کرد در تبلیغات خود، موضوع را مبادله ارضی قلمداد کند، اما این‌ گونه تبلیغات، اصل موضوع را تغییر نمی‌دهد و افرادی مانند معتمدی یا مهندس مخبر که از دست‌اندرکاران تحدید حدود ایران و ترکیه بودند ـ با اشاره به از دست رفتن آرارات کوچک، موضوع تجزیه خاک ایران را مطرح کرده و جای هیچگونه شک و شبهه ای نگذاشتند.
سرانجام با انعقاد عهدنامه موسوم به قرارداد راجع به تعیین خط سرحدی بین ایران و ترکیه به تاریخ بهمن 1310خط مرزی جدید ایران و ترکیه تعیین ‌شد، خط مرزی‌ای که براساس آن، نزدیک به 800 کیلومتر مربع از خاک ایران ازجمله سرچشمه قره‌سو و نیز قله و دامنه آرارات کوچک از خاک ایران جدا شد.

در توجیه از دست رفتن قله آرارات کوچک و سایر مناطق مرزی ایران و ترکیه دو موضوع را مطرح می‌کنند. موضوع اول، پیش کشیدن مساله مبادله ارضی بود و این که چیزی از خاک ایران کم نشده است، بلکه در 2 بخش از مرز مبادله صورت گرفته است و به جای آرارات کوچک، دره بارژگه به ایران واگذار شده است و نه حتی روستای بارژگه! که البته با توجه به این‌که چنین مبادله‌ای به هیچ‌روی دارای ارزش برابر نبوده و دره بارژگه به هیچ‌روی تناسبی با آرارات کوچک و سایر مناطق جدا شده از خاک ایران نداشت، چنین استدلالی از اساس نادرست است، اما موضوع دوم، ضرورت حل اختلافات ارضی دیرینه ایران و ترکیه بود. چنین ضرورتی قابل انکار نیست ولی این که ایران باید تمام هزینه حل‌وفصل اختلافات دیرینه را تحمل کند، توجیهی ندارد. با وجود این، دولتمردان ایرانی، تفاهم با ترکیه را در چارچوب ضرورت حل‌وفصل اختلافات ارضی دیرینه با ترکیه توجیه کرده‌اند و هم اکنون هیچگونه شک و شبهه ای در خصوص نقاط مرزی ایران و ترکیه وجود ندارد و جای ادعایی برای ما نیست و از همه بدتر اینکه از بیست سال پیش بمرور سرچشمه های رود قره بر خش شدن دریاچه اسو را به داخل خاک ترکیه منحرف کرده و موجب بروز کم آبی در آذربایجان شده است و از عوامل تاثیرگذار بر خشکسالی دریاچه ارومیه……

منابع:
تاریخ بیست ساله ایران – حسین مکی
مرزهای ایران و ترکیه – رحمت الله معتمدی (معتمدی در آن رمان عضو کمیسیون اختلاف ارضی ایران و ترکیه بود)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s