فروپاشی مالی شوروی چطور رخ داد؟ -داوود زارعی

فروپاشی مالی شوروی چطور رخ داد؟ چرا شوروی نتونست مثل چین استبدادشو حفظ کنه ولی توسعه اقتصادی هم داشته باشه؟ Davood Zarei‏ @davezarei در توییتر

1. اسکرین شات ها و مطالبی که در مورد شوروی و چین میخونید از کتاب The Struggle To Save The Soviet Economy نوشته ی Chris Miller برداشته شده، و مطالبی که در مورد ایران مینویسم صرفا تحلیل شخصی خودم هستش، نه علم جامعه شناسی نه اقتصاد گروگان من نیستن.
2. فروپاشی مالی در مورد مجموعه اتفاقایی بود که اواخر دهه 80 کسری بودجه شدیدی به وجود اوردن البته شوروی همیشه برای برای اینکه بین دخل و خرجش یه بالانسی ایجاد کنه مشکل داشت،این روی کاهش کیفیت زندگی مردمش مستیقما اثر داشت، کمبود مواد غذایی یه مشکل دائمی توی 70 سال حکومت کمونیستی بود.
3. اقتصاد شوروی براساس مالکیت عمومی ( Public Property ) و کنترل دولت روی تمام ابزار های تولید و توزیع و قیمت گزاری بنا شده بود، اقتصادی که مالکیت خصوصی رو زیر سوال میبره و از اصول مارکت پیروی نمیکنه معلومه که با مشکل رو به رو میشه، حالا هرچقدرم که هزینه بشه براش
4. و تازه فقط شوروی نبود، کلی از کشورهای اقماری شوروی و گروه های تروریستی که حزب الله های شوروی بودن داشتن منابع محدودشون میخوردن
بله، مردم شوروی هم مثل مردم ما منابع نفت و گازشون به جای اینکه خرج رفاهشون بشه صرف توسعه ی استبداد و تروریسم میشد تا مثلا انقلاب سرخ صادر بشه
5. این مشکلات باعث شد که بهبود وضعیت اقتصادی بعد از مرگ استالین بشه اولویت شماره یک مقامات حزب کمونیست، برای اینکار موسسات زیادی تاسیس کردن که پژوهش کنن روی انواع مدل های اقتصادی تا بلکه به نوعی بشه با تغییر قوانین ضمن حفظ ارمان های امام راحل از این وضعیت بد اقتصادی خارج بشن
6. شوروی برای تغییر مدل اقتصادیش شروع کرد از شرق اروپا و کشورهای زیرمجموعه پیمان ورشو به عنوان ازمایشگاه استفاده کرد، مدل های متعددی که درجاتی از حاکمیت و دخالت مارکت رو در نظر میگرفتن تو هر کشور اجرا شد اولین ازمایشگاه نظریه پردازا مجارستان بود
7. مجارستان که قبل از شورش مردم و سرکوبشون توسط تانک های شوروی خیلی وضعیت اقتصادی بدی داشت شد اولین نمونه بود که با کم کردن تعداد نماینده های دولت و سپردن بخشی از اختیارات به بخش خصوصی تونستن مشکل کمبود مواد غذایی و کالا رو حل کنن تا حدودی، ولی همچنان اون ایدئولوژی سوسیالیستی بود
8. مدل ها متنوع بود، تو بعضی کشورها مشکلات مالی رو با تغییر بخشی از سیستم اداری کاهش میدادن، تو بعضی دیگه با قرض گرفتن و یارانه، لهستان نماد سیستم قرضی بود، که به حدی از بانک ها و کشورهای دیگه برای گذران امورش قرض گرفت که بدهی لهستان «دو برابر» کل بدهی شوروی شد!

9. این بدهی بالا اوردن به این راحتی ها هم نبود، یعنی شوروی نمیتونست بگه به من ربطی نداره و خودتی و خودت، چون کل سلطه شوروی تو شرق اروپا زیر سوال میرفت اگه اجازه میداد سقوط کنه یکی از این کشورها، درنتیجه نفت و گاز مفتی و… ولی اینا هم فایده نداشت و این کشورا اعلام ورشکستگی کردن

10. در نتیجه خیلی از این کشورا مجبور شدن سیاست های مد نظر وام دهنده ها رو برای پرداخت بدهی هاشون اجرا کنن، مثل کات کردن هزینه هایی که خیلی هاشون اساس نظام سوسیالیستی مثل بهداشت رایگان و اموزش رایگان رو زیر سوال میبرد، و همین اهرم فشار سیاستمداری اون کشورها به شوروی بود
11. این سیاست های ریاضتی برای بازپرداخت بدهی ها خشم عمومی هم دنبال خودش میکشید، سیاستای ریاضتی یه چیز تو مایه های باج گرفتن موقع خروج و ورد به کشور، پول گرفتن بابت استفاده از خیابونای داخل شهر و بالا بردن قیمت بنزین بوده، بالا بردن شهریه دانشگاه ها و کم کردن پوشش بیمه هم بود
12. اینا باعث شد که مردم شوروش کنن تو لهستان، اول شورش هم مقامات خود لهستان اصلا برخوردی نکردن و نمیخواستن برخورد کنن ولی همونطور که روزنامه کیهان شوروی دستور رو ارسال کرد باید مردم رو میکشتن یا تانک های شوروی حمله میکردن به لهستان! در این حد قلدری، حالا بگ بگ امریکا

13. داستان به همین جا ختم نمیشد! فقط لهستان و مجارستان نبودن، تو یوگوسلاوی هم وضعیت فاجعه بار بود
تورم سالانش به 200 درصد و حجم بدهی هاش به 21 میلیارد دلار رسیده بود!
پس میتونید حدس بزنید چه فشار مالی بزرگی روی شوروی از جانب همپیماناش وارد میشده، کلی لبنان داشت برای آباد کردن

14. برگردیم داخل شوروی، بعد از استالین خورشچف جانشینش شد و خیلی سریع بعد از اینکه انتقاد کرد از سیاست های استالین و سعی کرد اصلاحاتی انجام بده کودتای نرمی شد و کنار گذاشتن و یکی رو اوردن که به ارمان و ابروهای امام راحل نزدیک تر باشه، حالا چند تا کوت میکنم از برژنف اشنا بشید باهاش

15. برژنف جوون تر که بود وقتی بهش پیشنهاد دادن برای تحصیل بورس بشه بره پاریش گفته بود وقتی برسه پاریس از برج ایفل بالا میره و تف میندازه روی کل اروپا! تازه وقتی در مورد حمایتش از تروریسم میپرسیدن میگفت «حتی تو جنگل ها هم می خوان راه لنین رو ادامه بدن!» همچین ادمی بود
16. اما اومدن برژنف پایان کار برای اصلاحات نبود، بودن تو طبقه نخبه شوروی کسایی که به غرب تمایل پیدا کرده بودن و یواشکی تئوری های اقتصادی کفار غرب رو میخوندن، حتی توی KGB هم کسایی بودن که بعد از دیدن ناکارمدی اقتصادی شوروی دیگه مثل قبل ایمان نداشتن به اقتصاد کمونیستی، رهبران اینده

17. با مرگ برژنو و اومدن اندرپف وضعیت برای اصلاحات سخت گیرانه تر تغییر کرد، اندرپف دنبال یه اصلاحات چینی بود، اصلاحات اقتصادی و همچنان حفظ استبداد سیاسی، ولی یه سال خورده ای بیشتر دوام نیورد، سرطانش عادی بود یا خودکشی کردنش معلوم نیست، خودتون منظورمو میدونید

18. سال 1985 گورباچف اومد با برنامه ی Perestroica که با تاکید به گسترش ازادی سیاسی دنبال نزدیک کردن اقتصاد کمونیستی به اقتصاد کاپیستالیستی بود ( مدل چین ولی با ازادی سیاسی) شدیدا تکنوکرات بود و این جملش معروفه که «سیاست از اقتصاد پیروی میکنه نه برعکس»

19. اوایل دهه هشتاد مصادف شد با رشد اقتصادی فوق العاده چین، از اون زمان به بعد چین، که زمان مائو حتی تا مرز درگیری نظامی با شوروی پیش رفته بود، تبدیل شد به الگوی اصلاحات اقتصادی برای شوروی مائو مُرد، و تیم ژیائوپنگ اومدن سرکار، اما چی کار کرد ژیائوپنگ؟
20. بزارید همین اولش بگم که دو سه سال اول کار خاصی نکرد، اینجوری نبود که گروه های افراطی حکومت خودشون خودجوش تن به اصلاحات بدن، یکی تو مایه های میرغوغا تو راس بود که سیاستش این بود» هر تصمیمی که مائو گرفته رو حمایت میکنیم و هر سازوکاری که امام ساخته تا ابد نگه میداریم «
21. حالا انگار مائو چه گلی به سر مملکت زده بوده، خیلی سخت بود تا عبور کنن از great leap forward مائو که یه فاجعه اقتصادی واقعی بود و انقلاب فرهنگی 20 ساله که ضربه جبران ناپذیر زد به چند نسل چینی انقلاب فرهنگی ج.ا از اون الگو برداری شده فقط دو سال طول کشید دیدین چه فاجعه ای بود
22. معمولا همه میگن مائو مرد و دنگ ژیائوپنگ شد همه کاره و بووووم! همه چی درست شد و هیچکس جلوی پاره کردن ارمان های انقلاب مستضعفین و ارزش های کمونیستی مقاومتی نکرد، هیچکسم منفعت مالی نداشت که براش بجنگه لابد ژیائوپنگ بعد مائو هنوز کلی مافوق داشت تازه! راه طولانی بود
23. شروع اصلاحات با استان سیچوان بود، فرماندار اونجا دوست ژیائوپنگ بودکه بعد نخست وزیر هم شد،وقتی استاندار بود مدل های مد نظرشون رو تو همون استان اجرا کرد و با درس هایی که گرفتن مدل رو بعدا به کل چین تعمیم دادن، اصلاحات تدریجی اینه، طرح های دو سه ساله و با نتایج ملموس و ادامه کار

24. اصلاحات اقتصادی زیاد بود، ولی کلی بخوام بگم اصلی ترین تغییر این بود که Central Planning رو کم رنگ کردن شدیدا و اختیارات رو دادن به مقامات محلی و برای شرکت ها و مزرعه ها درجاتی از مالکیت گروهی با ضوابط خاص تعیین کردن، امکان فعالیت بخش خصوصی رو فراهم کردن
25. مناطق ازاد یکی از ابداعات چینی ها بود که شوروی و ج.ا جفتشون کپی برداری کردن ازش و جالبه که ایده اولیش بر میگشت به همون دورانی که یه سری از بنادر چین دست استعمارگرا بود و قوانین خودشون و فرم حکومتی مد نظر خودشون رو توش اجرا میکردن، گرفتید که چی شد؟
26. اخر و عاقبت مناطق ازاد شوروی هم مثل ج.ا چیزی جز تبدیل شدن به هاب وارادات به جای صادرات و محل پولشویی و فرار مالیاتی نبود، در حدی که فقط یه فقره تو یه دهاتی بالای کوه های قفقاز 5 فاکین میلیارد دلار اون زمان پولشویی و فرار مالیات کردن!!!
27. درگیری برای بدست اوردن قدرت و اصلاحات توی چین فقط سیاسی نبود، اصلاحاتی که ژیائوپنگ مد نظرش بود عملا اصول کمونیسمو زیر سوال میبرد و نیروهای حزب اللهی ساکت نمیشستن نگاه کنن، به جزئیات گیر میدادن مثل همون مالکیت های گروهی که دیگه مالکیت عمومی نبودن، یا بردگی نیروی کارو این شعارا
28. ولی مساله اصلی این بود که سران حکومت چین فهمیده بودن نمیشه با اصول اقتصادی مارکسیستی پیش برد مملکت رو، دیگه مشکلی نداشتن که همه ی افراد با هم برابر نیستن، 50 میلیون کشته بابت قحطی های حاصل از اجرای سیاست های کمونیسم هزینه ی زیادی بود تا بفهمن
29. نکته اصلی این بود که اون سیستم تصمیم گیری و برنامه ریزی مرکزی رو تغییر دادن و اختیارات زیادی به افراد داده شد، تا قبل از این دستور جزئیات اینکه چه کسی کجا چی رو به چه مقدار با چه قیمتی تولید کنه از پکن میفرستادن، ولی حالا مدیر شرکت ها ازادی عمل داشتن، میتونستن انتخاب کنن
30. تا قبل از اصلاحات ژیائوپنگ 100 درصد سود یه شرکت یا شخص تحت عنوان مالیات گرفته میشد، و خب طبیعتا دیگه انگیزه ای برای افزایش سود وجود نداشت، با کاهش این مالیات تحول چشمگیری توی سازکار های تصمیم گیری رخ داد، مردم میتونستن ریسک کنن تا سود بدست بیارن و لذتشو ببرن
31. البته این کارا همچین کار تازه و نواوری هم نبودن، شوروی هم توی اون کشورهای اقماریش مثل مجارستان همچین کارهایی کرده بود، خیلی بیزینس ها ازاد شده بودن و قیمت گزاری خیلی از کالا ها بر مبنای مارکت بود دیگه، ولی به اندازه چین موفقیت کسب نکرده بودن دلیلش رو توضیح میدم
32. دلیل شکست فساد بود، حتی اگه الگوی مشخصی وجود داشت و موفقیت هایی توی چین و گاها اروپای شرقی گارانتی میکرد نتیجه رو، به خاطر درگیری هایی که گروه های صاحب منافع مختلف توی شوروی داشتن هر تلاشی برای اصلاحات خیلی زود شکست میخورد، چین فساد رو با خشونت زیاد سرکوب کرده بود
33. ترکیب سیاسی تو همه ی سطوح حکومت طوری بود که طرفدارای استالین (خط امامی ها) همچنان نفوذ خیلی زیادی داشتن و حتی وقتی گورباچف دبیرکل شد همچنان توی Politburo که عالی ترین نهاد تصمیم گیری بود و گورباچف رئیسش بود همچنان حرفش خریدار نداشت
34. شاید بپرسید که چطور دوران طلایی استالین (امام خوبی ها) فساد گسترده نشده بود، جواب اینه که استالین برای صنعتی سازی 20 میلیون نفرو کشت، برای همین نمی ترسید مقامات دولتی رو اعدام کنه، عین اب خوردن اینا رو علنی اعدام میکرد و همین باعث چرخش نیروهای جوان و شایسته تو حکومت شده بود
35. ولی به محض اینکه استالین رحلت کرد جانشیناش شروع کردن برای باقی موندن سر قدرت به باج دادن، مخصوصا به نظامی ها، طوری شد که توی دوران برژنف عملا این طبقه ی مدیرهایی که هیچ وقت بیکار نمیشن تشکیل شد و تبدیل شدن به تصمیم گیرنده های واقعی که منابع ملت رو غارت میکردن
36. این افراد فاسد عملا وزیر و وکیل بودن، قدرت اقتصادیشون توی حکومت عملا براشون قدرت سیاسی هم می اورد، طرف میگه ارزش شیر گاو های زیرمجموعه اقتصادی من انقدر زیاده که از نظر اقتصادی پایین تر از اوکراین و بالا تر از قزاقستان قرار میگیرن! وقتی از قدرت اقتصادی صحبت میکنیم یعنی این
37. داستان زندگی بایباکوف که از قضا متولد باکو هم بود خیلی کامل و قشنگ توضیح میده این گذار از استالین ادمکش به رهبرای رانتی رو، زندگیش خوراک سریال ساختنه زمان استالین این اقا میشه مسئول استخراج نفت باکو، وقتی جنگ شروع میشه و المانها مشکلاتی درست میکنن عملا استخراج نفت متوقف میشه
38. امام خوبی ها دو تا انگشتشو میذاره رو پیشونی باباکوف و میگه اگه چاه های نفت رو نجات ندی و دوباره تولید برنگرده به سطح قبل دو تا گلوله اینجا میذارم! و می تونم بهتون قول بدم این رفتار تقریبا عادت روزانه استالین شده بود و بیشتر مواقع دو تا گلوله رو میکاشت اونجا
39. خب این روش جواب داد و قبل از اینکه جنگ تموم بشه تولید نفت رسید به سطح قبل از جنگ علی رغم تمام اسیب هایی که وجود داشت، بعد از استالین بایباکوف شد رئیس سازمان برنامه ریزی مرکزی شوروی، Gosplan ، جایی که بودجه هر قسمت حکومت رو تعیین میکرد
40. و همون طور که میتونید حدس بزنید به حدی به رفقاش توی صنایع نفت و گاز حال داد که 2008 مرگش رو گازپروم اول از همه اعلام کرد نه خانوادش یا دولت، بایباکوف 22 سال رئیس Gosplan بود، فکرشو بکنید چه حجمی از ثروت با امضاش جابه جا میشد برای من تغییر رفتارش با تغییر مافوقش خیلی جالب بود
41. همونطور که میتونید حدس بزنید توی شوروی همه هزینه ها برای نظامی ها بود ارتش به حدی بزرگ شده بود که جدای از سرباز ها فقط 15 میلیون نفر کارگر داشت! محصولاتش 20 درصد کل خروجی اقتصادی شوروی رو تشکیل میدادن، و صد البته خیلی بیشتر از چیزی که تولید میکرد پول می گرفت، #سپاه #بسیج
42. حتی کسی جرات نمیکنه علیه خرج نظامی حرف بزنه، بایباکوف وقتی گورباچف ازش میخواد بودجه نظامی ها رو کم کنه خیلی واضح میگه که حتی نمیشه صحبتش رو مطرح کرد، حالا شما فکر میکنید چند تا نماینده مجلس دست و صورت نشسته رانت خوار جرات دارن جلوی سپاهی که هیچ قانونی براش معنی نداره وایستن؟
43. شوروی و هر سیستم دیگه ای وقتی بحران کسری بودجه داره کلا چند تا گزینه بیشتر جلوش نیست * کات کردن مخارج که یعنی در افتادن با لابی هایی که برای خودشون بودجه میتراشن ** افزایش مالیات و قیمت ها، مثل قیمت بنزین، که یعنی ضربه زدن به رشد اقتصادی و کاهش مجدد درامد
44. ***چاپ کردن پول بدون پشتوانه حالا گاها تحت عنوان های مختلف برای لاپوشونی مثل قرض از بانک مرکزی و فروش اوراق، که نتیجش تورم شدیده **** قرض کردن واقعی پول مثل کاری که قاجار و لهستان کردن ، که صد البته برای قرض کردن نیاز هست وام دهنده ای حاضر بشه پول بده
45. مقامات شوروی چاپ کردن پول رو انتخاب کردن، با اینکه میدونستن نتیجش تورم بالا و فلج کنندست ولی وقتی نمیتونستن جلوی نظامی ها و مخارج باندهای استمرارطلب بایستن، بالا بردن مستقیم قیمت ها و مالیات هم تبعات سیاسی داشت، این تنها گزینه باقی مونده بود، مخصوصا که دیگه کسی وامی هم نمیداد
46. اینجوری خودشونو توجیه میکردن که اگر پول بریزیم تو صنایع رشد اقتصادی بیشتر میشه و جبران میشه اثر منفی تورم، رهبران سیاسی اونا هم مثل اخوندا درک اقتصادی فوق العاده پایینی داشتن، گوششون هم به حرف کارشناس ها بدهکار نبود فقط میخواستن زودتر پول برسه به سپاه
47. جالبه که ج.ا همه ی اون راهکارهای جبران کسری بودجه رو امتحان کرده ولی دقیقا به همون دلیل که شوروی نتونست نجات پیدا کنه اقتصاد این هم کولپس میکنه، فساد گسترده نطامی ها ج.ا زمانی که بزرگترین بحران اقتصادی رو داشته نه تنها کات نکرده هزینه های نظامی رو بلکه افزایش هم داده
48. مالیات ها و قیمت ها هم میخواست افزایش بده مثل بنزین که اعتراضات نذاشت، همونطور که از نظر سیاسی نمیتونن یارانه ها رو به این راحتی ها قطع کنن، در عوض سعی کردن با تغییر نرخ ارز غیر مستقیم از همه ی ما مالیات بگیرن، تا بلکه کسری بودجه رو کم کنن
49. به بهانه ی سرمایه گزاری نمیتونه وامی هم بگیره از بانک های خارجی، حتی دسترسیش به درامد های نفتی هم به زودی با بازگشت تحریما ها محدود میشه
تازه مخارج جنگ یمن و سوریه و حزب الله و تروریستای فلسطینی هم مدام داره بیشتر و بیشتر میشه، اوبامایی هم نیست به داد ج.ا برسه
50. خب معمولا این جور مواقع یه عده سوال میکنن که » پس چند روز مونده تا رژیم سقوط کنه؟» و عدد میخوان، ولی معلومه که برای عدد دادن نیاز به اطلاعات دقیق هست، که توی ج.ا اطلاعات دقیق اصلا معنی نداره، حتی سطوح بالای مدیریتی هم به همهی امارها دسترسی ندارن، شما خاطره گورباچف رو بخونید
51. شوروی هم مثل ج.ا برای پوشوندن فاجعه اقتصادی که توش غلت میزد مدام عددسازی میکرد و حتی اعداد واقعی هم دیگه در دسترس نبودن بعد از فروپاشی شوروی، اهمیت این عددا در حدی هستش که سرویس های اطلاعاتی یکی مثل صادق لاریجانی که به بولتن های رده بالا دسترسی داره رو بخرن
52. قبل از اینکه ادامشو بگم، یه تئوری توطئه ای مطرحه که اقتصاد شوروی به خاطر پایین اومدن قیمت نفت کولپس کرد، این حرف درست نیست، علتشم سهم پایین درامد نفتی توی بودجه ی شوروی بود، حتی اینجوری بهتون بگم که کاهش درامد مالیاتی فروش مشروب تقریبا بیشتر از کاهش درامد نفتی بود!
53. گورباچف براساس همون برنامه هایی که داشت میخواست بهره وری رو افزایش بده، برای همین یه کمپین مبارزه با الکل راه انداخت،کلی از مغازه ها رو بست و مقرارت فروش تو روزها و ساعت های مشخص رو وضع کرد که نتیجش شد افزایش بهره وری و کاهش مرگ و میر و در عین حال کاهش درامد ناشی از فروش الکل
54. سهم نفت توی بودجه شوروی حداکثر 7 درصد بوده، مقایسه کنید با ج.ا که 50 درصد درامدش فقط از نفته و ذخایرارزی حاصل از نفت رو هم به بهونه های مختلف برداشت کرده تو این سالها، خیلی خیلی اسیب پذیر تره ج.ا
55. خب شاید براتون سوال پیش اومده باشه که روند فروپاشی مالی چه جوریه، اول یه کسری بودجه داریم که مدام در حال بیشتر شدنه، این کسری بودجه بالاخره به یه نقطه ای میرسونه دولت رو که نمیتونه حقوق و یارانه های یه بخش هایی رو بده، بانک ها دیگه پولی نمیدن، همین نتیجش میشه متوقف شدن اقتصاد
56. این نونی که هر روز میخرید یارانه بهش تعلق میگیره، چون قیمت واقعیش با قیمتی که مردم میتونن بخرن تفاوت فاحشی داره دولت هر سال به کشاورز و کارخونه و انبار ارد و نونوایی و خیلی های دیگه مدام پول میده تا این گپ پر بشه جدای از پایین اوردن قیمت، بخشی از هدف این پرداخت ها امنیتیه
57. وقتی دولت تو پرداخت یارانه به حتی یه دونه از حلقه های زنجیره ی تولید نون بمونه کل زنجیره از حرکت میوفته، تولید نون کاهش پیدا میکنه که همین باعث میشه قیمتش بالاتر بره و پر کردن اون گپ کذایی غیرممکن تر بشه، یه چرخه ی نابود کننده ای که مدام خودش رو تشدید میکنه
58. حالا این یه فقره بود، شما فکرشو کنید اب و برق و کلی از محصولات مصرفی دیگه مثل مرغ و شیر و … همشون همین وضعیت رو دارن، یه زنجیره طولانی از تامین کننده ها که همشون فقط به پشتوانه یارانه ای که از دولت میگیرن میتونن ادامه بدن، وگرنه فاصله ی بین قیمت واقعی و قیمت رسمی خیلی زیاده
59. حالا شاید بپرسین چرا خب انقدر فاصله داره این قیمت ها، دلیلش باز برمیگرده به همون ساختار اقتصادی و نظام فاسد اداری که جلوی رقابت رو میگیره، با گمرک یا رانت مجوز،در درازمدت باعث میشه به جای اینکه بر اثر رقابت محصولات بهتر و ارزون تر بشن کیفیت افت کنه و هزینه تولید هم بالاتر بره
60. ج.ا تو انتخاب بین افزایش قیمت ها، افزایش مالیات یا کاهش مخارج برای کاهش کسری بودجه تقریبا همشو امتحان کرده، همین هفته پیش که برای اولین بار تو تاریخ بعد از مشروطه «کلیات» بودجه رد شد نشونه ی اینه که جنگ برای کاهش مخارج به داخل نظام کشیده شده و از کنترلشون خارج شده
61. افزایش قیمت ها بیشتر از حد فعلی با شورش های مردمی همراه میشه، حذف کردن یارانه ها هم هزینه سیاسی وحشتناکی داره براشون، افزایش مالیات هم که به صورت غیرمستقیم با افزایش قیمت ارز انجام شده باعث میشه بیشتر از قبل اقتصاد ضعیف بشه و کسری بودجه سال بعد بیشتر هم باشه، تو یه بن بستن
62. تو شوروی هم همه میدونستن خطراتی بعد از فروپاشی مالی وجود داره، مخصوصا کسایی که دسترسی شون به اطلاعات بیشتر بود میدونستن اگه کاری نکنن اعدامن تو این بن بست خودساخته، برای همین شاید یکی مثل لاریجانی به جمع بندی میرسه که ریسک جاسوسی رو در برابر یه پاسپورت انگلیسی قبول کنه

63. شباهت زیاده، فساد مالی باعث شده بود پروژه هایی که فقط برای دزدی تعریف میشن بیشتر بودجه دولت رو بخورن، از سد ها و بندهایی که ساخته شد و دریاچه ارال رو خشک کرد #ارومیه تا طرح خط راه اهن «دوم» به سمت سیبری! چون قرارگاه خاتم الانبیا شوروی و لیدرهایی سیاسی وابسته بهش پول لازم بودن
64. درست مثل ج.ا شوروی هم نمیتونست بدون اینکه تعداد زیادی از کسایی که سر سفره انقلاب نشسته بلند کنه اقدام به اصلاحاتی کنه که مثل چین نجات بده اقتصادشو، کلیدی ترین نکته همینه، همین باعث میشه که #براندازی بشه تنها راه ممکن برای اصلاحات واقعی
65. شاید فکر کنید شوروی از ج.ا به هرحال مدرن تر بود و اما زمانی اداره نمیشد، ولی «حاکمیت قانون» ، «حق مالکیت تضمین شده» و » قوانین و مقرارات موثر» سه تا مفهومی بودن که جفتشون نتونستن پیاده کنن درست و منبع بیشتر مشکلاتشون بود
66. کولپس مالی از چند سال قبل از به قدرت رسیدن گورباچف شروع شده بود، تلاش های گورباچف هم موثر نبود و اخرش سال 1991 حکومت کنترلش روی معاملات رو از دست داد و سیستم مالیات گیریش از هم پاشید، خدمات عمومی عملا متوقف شدن چون حجم بدهی ها به 20 درصد GDP رسیده بود!
67. مقامات که نمی تونستن به خاطر فساد گسترده تصمیم بگیرن بودجه فلان شرکت یا زیر مجموعه باید کم بشه تا جبران کنن کسری بودجه رو، چون افزایش درامدی دیگه امکان پذیر نبود، رو اوردن به چاپ اسکناس، اینکار بی فایده بود، خودشونم میدونستن فقط چند ماه بیشتر براشون میخره
68. کسری بودجه انچنان قابل پیشبینی نیست، ج.ا هم الان چندین سال هستش که دچار کسری بودجه شدید شده، و وفتی اخرین جهش اتفاق بیوفته دیگه سقوط حتمیه، چه شما بیرون بیاید چه نیاید، مسیر کولپس مالی ج.ا درست مثل شوروی از حالت تعادل پایدار تبدیل شده به تعادل ناپایدار و دیگه برگشت پذیر نیست
69. خیلی جالبه که تو اون سالهای اخر سعی کردن با افزایش 25 درصدی حقوق بازنشستگی مثلا مردم رو اروم کنن ولی همون باعث شد کسری بودجه شدید تر هم بشه، یه هزینه بازسازی ارمنستان بعد از زلزله هم براشون اضافه شده بود که اینجا معادل با بازسازی حلب هستش، کرمانشاه هم که هیچی
70. بازار های مالی هم دیگه حاضر نبودن وامی بدن به شوروی ، چون خیلی ساده بگم به اینده شوروی هیچ امیدی نداشتن دیگه، رشدی رو نمیشد تصور کرد تا اعتباری ایجاد کنه میتونید مطالب بیشتر در مورد اعتبار (Credit) رو اینجا بخوانید.
71. و اخراش خیلی شکننده شده بود شوروی، یادتونه گفتم کسی جرات نمیکرد جلوی ارتش سرخ و مقاماتش بایسته؟ Matthias Rust خلبان المان غربی از تمام خطوط دفاع هوایی شوروی عبور کرد و هواپیماشو وسط میدان سرخ مسکو فرود اورد! یه جوون بیست ساله ابهت ارتش سرخ رو له کرد!
72. چرا رژیم هایی مثل شوروی و ج.ا قابل اصلاح نیستن؟
مشکلات اقتصادی دلیلش نیست فقط، بلکه به خاطر اینه که قدرت سیاسی به صورت کامل در اختیار گروه هایی قرار داره که هیچ منفعتی از اصلاح امور نمیبرن
اونا هر کاری حاضرن بکنن تا سفره دست نخوره، حتی حاضرن تهدید کنن اینجا رو سوریه میکنن
73. ادمای خسته و ترسویی که خیلی ساده لوحانه میگن بزارین اینا بخورن تا برن واقعا فکر میکنن کسایی که دارن سر سفره انقلاب میخورن نمیدونن به محض پاشدن از سر سفره دیگه هیچ شانسی برای داشتن منابع مشابه الان ندارن؟ نمیدونن رانت اقتصادیشون فقط با قبضه قدرت سیاسی ممکن شده؟ اونا میدونن
74. فساد ج.ا به حدی گسترده و فراگیر شده که هیچ سناریویی جز براندازی نمیتونه این گروه های تصمیم گیرنده و باندهای اقتصادی رو متلاشی کنه، و اصلا موفقیت اینا تو تصاحب کامل قدرت باعث شده مسیر اصلاح غیر ممکن بشه و سرنگونیشون اجتناب ناپذیر باشه
75. یه خلاصه بگم از روزای اخر شوروی، وضع اقتصادی داغون شده بود، همین باعث شد ارائه خدمات دولتی به مشکل بخوره، مثلا کارگرای راهداری دیگه حقوق نمیگرفتن و راه ها رها شده بود، یا بیمارستان ها کمبود پرستار و دکتر داشت، پمپ بنزین ها هم تعطیل بودن اکثرا
76. مواد غذایی هم کم شده بود، در نتیجه نرسیدن پول تولید گندم از 200 میلیون تن رسیده بود به 50 میلیون تن! کمبود مواد مصرفی صف های طولانی راه انداخت، تلاش گورباچف برای تغییر از طریق ازادی دادن و اصلاحات اقتصادی اخر سر با کودتای ارتش و KGB شوروی رو انداخت تو مسیر فروپاشی
77. کودتاچی ها دقیقا همون ادمای سر سفره انقلاب بودن که میخواستن رانتشون قطع نشه ولی نمیتونستن کتمان کنن نیاز به تغییر رو، در حدی که و وقتی گورباچف رو توی ویلاش تو کریمه زندانی کردن اعلام کردن تو تلویزیون که به اصلاحات اقتصادی پایبندن! فقط خودشونو برابرتر میدونستن
78. کودتا با مقاومت یلتسین توی مسکو ظرف سه روز شکست خورد و گورباچف، که دیگه اعتباری نداشت پیش مردم به خاطر بی عرضگیش، کنترل جریان از دستش خارج شد در نهایت روئسای جمهور روسیه ( همین یلتسین) اوکراین و بلاروس پیمانی امضا کردن که دیگه ادامه شوروی ممکن نیست و بعد از اون استقلال کشورها
79. دوباره مثل همیشه این مطرح میشه که فروپاشی این رژیم های استبدادی طبق نقشه ی سیستم های امنیتی بوده و ما کاره ای نیستیم، تقریبا درسته این حرف، ولی اینجا توضیح دادم شما چطوری میتونید موثر باشید
80. امیدوارم همه ی این مطالبی که گفتم بهتون کمک کرده باشه به درک عمیقی از اجتناب ناپذیر بودن سرنگونی ج.ا برسید، برای همینه که من نگران این نیستم که تهران مثلا مردم نیان، یا چند نفرو بکشن و دستگیر کنن، علت سرنگونی رژیم اینا نیستن، خودشه علت سرنگونیش
81. نوبت سورپرایزه به نظرم کسایی که استقامتشون بالا بوده و تا اخر مجموعه توئیت رسوندن خودشونو لایق یکم سرگرمی هستن اینم انیمیشن کوتاه از استودیو 1A4 در مورد اینکه وقتی فرشته ها حکومتو دستشون گرفتن تو شوروی چجوری گند زدن و چجوری فرشته ها ترک کردن زمینو

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s