مصدق آزادی را رهایی از ستم خودی و بیگانه می دانست.

منبع: تاملی در نگرش سیاسی مصدق، دکتر فخرالدین عظیمی، ص ۷۸، ۷۹، ۹۰ و ۱۱۲
باز نشر در برگه دکتر محمد مصدق رهبر ملی ایرانیان-فیسبوک

تصوری که اغلب از مصدق به ذهن متبادر می شود این است که او بیش از هر چیزمرد مبارزه با استعمار و سلطه انگلستان و قهرمان ملی کردن نفت بود. این تصور با اینکه موجه است، تنها بخشی از زندگی سیاسی و مبارزات مصدق را در بر می گیرد. مصدق در عین دلبستگی به آزادی و استقلال ایران از سلطه بیگانه، هواخواه آزادی مردم از استبداد و بهره مندی آنها از یک نظام دموکراتیک و معقول بود و این بعد از جهان بینی او استعمار ستیزی را در بر می گرفت و اغلب بر آن سایه افکن می شد.
در جهان سوم،«آزادی» اغلب آزادی از سلطه بیگانه تلقی شده است ولی مصدق آزادی را رهایی از ستم خودی و بیگانه می دانست.
او از آغاز تا پایان زندگی سیاسی خود به یک سلسله ارزش ها و باورهای بنیادین معتقد ماند و از یک سلسله اصول و دلبستگی های سیاسی-اخلاقی مسمتر پیروی کرد و به این سبب ، بر خلاف غالب سیاست پیشگان ایران، مصدق نه تنها سیاستمداری اصولی و آرمانخواه بود بلکه زندگی خود را عملا صرف مبارزه برای تحقق اصول و آرمان های خود کرد. او در این راه، نزدیک به ۲۵ سال را در تبعید و زندان گذراند.
برداشت سنتی سیاست در ایران که بیشتر مردم، از سرآمدان تا مردم کوچه و بازار، به آن معتقد بوده اند این بوده است که سیاست چیزی جز نیرنگ و فریب دست یازیدن به ترفندهای گوناگون یرای حصول قدرت و تحقق هدف های شخصی یا خانوادگی و گروهی نیست. یا به بیانی دیگر، سیاست یک سلسله بند و بست ها و مانورهای حساب شده پنهان و آشکار برای پیشبرد غرض هایی است که در ظاهر عنوان های فریبنده بر آنها نهاده شده است.
اما این برداشت جای چندانی در بینش سیاسی مصدق نداشت. برای او سیاست بیش از هر چیز تلاش برای جلب همیاری مردم و کوشش برای بهبود زندگی جمعی بود. بر خلاف نخبه گرایان دست راستی خودی و بیگانه و به اصطلاح واقع گرایان و تلخ اندیشان سخره گر یا کلبی مسلک، مصدق به این معتقد بود که سیاستمدار دموکرات که علی الاصول خود را نماینده مردم می داند باید آنها را جدی بگیرد و از کم و کیف امور مطلع سازد؛ باید به آنها مجال امکان و آشنایی با مسائل حکومت و جامعه را بدهد، به نیروی تمیز و تشخیص آنها اعتماد کند.
از دیدگاه او، سخن گفتن از حکومت مردم بدون حضور خود مردم و بدون احترام به آنان سخن متناقض و پوچی بود. چنین حکومتی بدون دخالت دادن موثر مردم در سرنوشت خود، بدون فراهم کردن زمینه و امکانات ابراز عقیده آزادانه مردم و پرورش شخصیت و رشد سیاسی و مدنی آنها، دست یافتنی نبود. اعتقاد مصدق در این زمینه یادآور نظر فیلسوف آلمانی امانوئل کانت است که می گوید:«رهبران حکومت ها باید پیوسته مردم را از آنچه می کنند آگاه سازند و درباره چند و چون اقدامات خود به آنها توضیح مقول بدهند و تداوم مشروعیت حکومت ها در گرو این کار است.»

…و سرانجام اینکه به باور مصدق، راه سعادت یک ملت و جلوگیری از خشونت و تباهی، تلاش صمیمانه برای از میان برداشتن شکاف میان ملت و دولت است.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s