اوج میهندوستی ایرانی و یک نماد آن؛ سرهنگ فضل الله خان که خودرا کشت تا قرارداد وثوق الدوله به اجرا درنیاید

از گروه تاریخ وفرهنگ ایران زمین -فیسبوک

21 مارس 1920 (نوروز 1299) سرهنگ فضل الله آق اولي فرمانده ژاندارمري مركز که ماهها بو نسبت به فعالیت های وثوق الدوله (نخست وزیر وقت) دچار سوء ظن و تردید شده بود پس از نوشتن شرح مخالفت خود با کارهای وثوق الدوله (به عبارت دیگر؛ «فعالیت های خائنانه») بویژه امضای قرارداد نهم اوت 1919 با دولت انگلستان، در دفتر كار خود (تشکیلات ژاندارمری) با شليك گلوله خودكشي کرد. وثوق الدوله متن یادداشت سرهنگ را پنهان کرد تا سند برای «قاضی تاریخ» قرارنگیرد. سرهنگ فضل الله خان قبلا به آجودان خود ـ یک افسر جوانتر ـ گفته بود که با خون خود مانع اجرای این نقشه خائنانه خواهد شد و این فرد بعدا گفته بود که تصور می کرد سرهنگ با ژاندارم های خود دست به شورش مسلحانه بزند و بیم داشت که در این میان، صدها بیگناه تهرانی کشته شوند. سرهنگ فضل الله خان ساعتی پیش از انجام قصد خود افراد کشیک سرگرم بکار در دفترش را به بهانه اینکه لازم است بروند و نوروز را با خانواده خود بگذرانند مرخص کرده بود. در آن روز، سرهنگ لباس رسمی با همه نشان های نظامی اش را پوشیده بود.
روزنامه های تهران اواخر نیمه دوم دهه چهارم قرن بیستم و گرایش رضاشاه به سوی آلمان دست به انتشار مفاد این نامه (نه متن آن و آنچه را که از یابندگان آن در دفتر فرمانده ژاندارمری مرکز و درکنار جسد و نیز خانواده و نزدیکان سرهنگ شنیده بودند) زدند و سرهنگ آق اولی را یک نماد میهندوستی ایرانی معرفی کردند. در دوران حکومت مصدق کار به آنجا رسیده بود که شرح حال و مفاد یادداشت و عکس سرهنگ آق اولی به صورت جداگانه چاپ می شد و در خیابانها بفروش می رسید. در آوریل 1952 لطف الله ترقی (وکیل قضایی، ناشر مجله ترقّی و صاحب یک چاپخانه) گفته بود که در مارس آن سال (ایام نوروز 1331) فروش عکس و اوراق شرح احوال سرهنگ فضل الله خان بیش از مجموع تیراژ مطبوعات ایران بوده است. در چند ماه نخست پس از انقلاب فوریه 1979 ملیّون ایرانی باردیگر میهندوستی سرهنگ فضل الله خان را پیش کشیدند و اورا مثالی از میهندوستی پایان ناپذیر ایرانی آوردند و دست به تبلیغ میهندوستی زدند. هدف از این تبلیغ دورساختن جوانان وقت از پیرامون حزب توده و چپگرایان دیگر بود.
سرهنگ فضل الله خان پیش از خودكشي، بارها خشم خود را از قرارداد وثوق الدوله و انگلستان با همكاران و دوستانش از جمله چند نماینده وقت مجلس در ميان گذارده بود و گفته بود كه تحت سرپرستي انگلستان قرارگرفتن ايران را با اين تاريخ باعظمت و فرهنگ درخشان تحمل نخواهد كرد. خشم او هنگامي به اوج رسيده بود كه اطلاع يافت دولت انگلستان گفته است كه قرارداد قطعي و لازم الاجرا است و نيازي به تصويب آن در مجلس نيست.
خبر خودكشي سرهنگ فضل الله خان در آن سال به علت تعطيلات نوروزي به موقع به گوش مردم نرسيده بود و وثوق الدوله با اظهارات خود در دهم فروردين 1299 (سی ام مارس 1920) خواسته بود زهر قضيه را قبلا گرفته و از خود دفاع کرده باشد، اما موفق نشده بود و خبر خودكشي سرهنگ چنان تاثيري در جامعه ايران كرد كه انگليسي ها مصلحت كار را در آن ديدند كه اجراي قرارداد را به تعويق اندازند. آنان سپس به راه ديگري متوسل شدند و آن طرح نقشه كودتا بود كه 11 ماه بعد عملي شد و ….
قرارداد 9 اوت 1919 كه مجلس آن را نپذيرفته بود ايران را دربست تحت الحمايه انگلستان قرار مي داد. در فصل امور نظامي، اين قرارداد مقرّر مي داشت كه تسليحات نظامي ايران بايد به تصويب و صلاحديد انگلستان از هندوستان (هندوستان انگلیس) تامين شود!، آموزش و ترفيع افسران ايراني زير نظر انگليسي ها و عوامل هندي آنان صورت گيرد و امور مالي ارتش هم تحت نظر افسران انگليسي قرار داشته باشد و …. (منبع روزنامک)

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s