عذاب وجدان و پشیمانی یک خیانتکار، دکتر مصدق گفت مرد فاسدی است

منبع:دکتر محمد مصدق در دادگاه تجدید نظر نظامی، جلیل بزرگمهر، ص۷۸-۸۱

از برگه دکتر محمد مصدق قهرمان ملی ایرانیان-فیسبوک

پس از کودتا و در دوران دادگاه دکتر مصدق، برخی صاحب غرضهای پشیمان و منافقین هم با مشاهده اوضاع مملکت و افسوس به
گذشته می خواستند به دکتر مصدق کمکی کنند و تقرب جویند که من به دکتر مصدق گزارش کنم و بگویم فلانی چنین کرد. یک مورد به عنوان نمونه ذکر می شود:
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نمایندگان غیر مستعفی در مجلس شورای ملی گرد هم می آمدند و حسین مکی نماینده اول تهران در دوره هفدهم که بعدا به مخالفین پیوست عنوان سرپرستی امور مجلس را بر خود نهاد و طبق نوشته ای که در زیر می آید خود را رئیس کمیسیون عرایض مجلس شورای ملی می دانست.

دیری نپایید که شاه و زاهدی پس از تسلط بر امور حکومت و احساس بی نیازی از این نمایندگان تمام قول و قرارهای قبلی با آنان را از یاد بردند و با فرمان شاه مجلس را منحل کردند و همراهان خود در کودتای ۲۸ مرداد را از مجلس شورای ملی بیرون انداختند.
قبل از صدور فرمان انحلال مجلس توسط شاه در رفت و آمدهای من به مجلس شورای ملی درتاریخهای ۱۷ و ۱۹ و ۲۰ دیماه ۱۳۳۲ که صبح ها و گاهی صبح و عصر برای تهیه جدول ابراز رای تمایل نمایندگان مجلس شورای ملی به نخست وزیران در ادوار مختلف تقنینه انجام گرفت در روز یک یک شنبه ۱۱ اسفند ۳۲ بالاخره توفیق یافتم که جزوه چاپی خطابه ناصرالملک نایب السلطنه را به دست آورم. جزوه ای بود به اندازه یک کف و نیم دست، چاپ زمان ناصرالملک درباره لزوم رای تمایل نمایندگان به رئیس الوزرا قبل از صدور فرمان انتصاب که این جزوه عینا به دادگاه داده شد. بدون شک در روزهای اول مراجعه، کارکنان مجلس به مکی خبر داده بودند که بزرگمهر وکیل دکتر مصدق برای تهیه مدارکی به مجلس مراجعه می کند و باز خواهد آمد او گفته بود این بار که آمدپیش من بفرستید.

در یکی از همین روزها به مجلس رفتم یکی از کارکنان به من گفت مکی می خواهد تو را ببیند و مرا به دفتر او هدایت کرد. با سوء ظن و بدون اشتیاق نزد او رفتم. جهانگیر تفضلی مدیر روزنامه ایران هم که از همردیفان او بود و بعد از کودتای ۲۸ مرداد سفیر کبیر ایران در افغانستان، وزیر اطلاعات و دارای مشاغلی نظیر آن شد، آنجا بود. سلام و علیکی مبادله شد. آقای حسین مکی پاکتی را به من داد. پاکت مارک مجلس شورای ملی را داشت، داخلش دو نسخه ماشین شده به تاریخ اول شهریور ۱۳۳۲ خطاب به فضل الله زاهدی نخست وزیر ایران قرار داشت و گفت راجع به بازداشت غیر قانونی آقای دکتر مصدق نوشته ام که می تواند مورد استفاده شما قرار گیرد. احساس کردم از شرمندگی نه احوالی از دکتر مصدق پرسید و نه از دادگاه سراغی گرفت. سلامی هم نفرستاد.
خوب به یاد دارم جریان رفتن به مجلس و ملاقات با حسین مکی را و مضمون نامه را به طور خلاصه برای دکتر مصدق تعریف کردم و پاکت را ارائه دادم. به روحش قسم که به پاکت نگاه هم نکرد و گفت: مرد فاسدی است، بینداز دور.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s