هیولای فساد و تملق گویی نزد ایرانیان- علی مرادی مراغه ای

از گروه تاریخ وفرهنگ ایران زمین-فیسبوک

تملق و چاپلوسی مانند باتلاقی است که هم گوینده و هم مخاطبش را به درون خود میکشد و به مرور، هر دو را از صفات انسانی تهی میکند
ناصر امینی از دیپلماتهای ارشد زمان شاه که مدتی نیز کنسول ایران در استانبول بوده خاطره جالبی از فسادناپذیری مقامات ترکی میگوید که در مقایسه با دولتمردان ایرانی، در این 200سال معاصرمان، دود از کله هر ایرانی بلند میگردد! و ناصر امینی خودش ترک نبوده که بگوئیم در ستایش ترکیه قلم زده بلکه از دوستداران دو پهلوی بوده است!

او می گوید: روزی مهندس ریاضی رئیس مجلس ایران به همراه خانمش به دعوت رئیس مجلس ترکیه به استانبول آمدند و به مدت یک هفته از آنان پذیرایی شایانی شد در زمان بازگشت به ایران، رئیس مجلس ایران از من خواستند یک فرش نفیسی را که به عنوان هدیه به رئیس مجلس ترکیه آورده اند آنرا تحویل ایشان دهم… به همراه راننده سفارت، فرش را به خانه ایشان بردیم رئیس مجلس ترکیه در طبقه دوم یک آپارتمانی می نشست. خانم ایشان، پس از تعارف چایی گفت همسرش یک ربع دیگر می آید. در این مدت قالیچه را درآورده وسط سالن پهن کردیم خانم رئیس مجلس ترکیه، چراغها را روشن کرد و آنقدر شیفته قالی شده بود که نمیتوانست لحظه ای از آن چشم بردارد و مرتب میگفت چوخ گوزل(خیلی زیبا)…نیم ساعت دیگر رئیس مجلس ترکیه رسید و او نیز خیلی خوشش آمد و بخاطر این هدیه سپاسگزاری کرد. من قلبا شاد بودم که توانسته ام خانوده ای را چنین خوشحال کنم. یک مرتبه خانمِ رئیس مجلس گفت: من فقط امشب را دارم که تا صبح نخوابم و به نقش و نگارهای زیبای این قالی نگاه کنم، چون فردا صبح همسرم باید آنرا ببرد و تحویل مجلس دهد.
در جوابش گفتم: این هدیه شخصی آقای مهندس ریاضی برای خانه شماست اگر به مجلس تعلق داشت آنرا به مجلس می بردم.
خانم گفت: این هدیه را بخاطر شغل شوهرم به او داده اید…
ناصر امینی می نویسد که من هرچه اصرار کردم نتوانستم آنها را قانع کنم و رئیس مجلس گفت ما در کشوری زندگی می کنیم که همه چیز حساب و کتاب دارد…

اما داستان در اینجا ختم نمیشود بلکه رئیس مجلس ترکیه داستانِ جلال بایار رئیس جمهور اسبق ترکیه را برای ناصر امینی کنسول ایران نقل میکند و می گوید:
جلال بایار رئیس جمهور ترکیه پس از پایان ریاست جمهوری، بازنشسته و خانه نشین شده بود در یک آپارتمانی زندگی میکرد و وضع مالی چندان خوبی نداشت. تصمیم میگیرد سگ خود را به باغ وحش آنکارا بفروشد و مبلغ ناچیزی بگیرد…
اما چندی بعد، جلال بایار را که هشتاد سال داشت به دادگاه احضار میکنند و اتهام او این بود که چرا سگی را که پادشاه افغانستان در مقام ریاست جمهوری ترکیه به او هدیه کرده فروخته است؟ و او حق فروش آن را نداشته است و سرانجام، دادگاه با رعایت سن اش، او را به پرداخت جریمه نقدی محکوم میکند…(بنگرید به خاطرات ناصر امینی با عنوان: روزها در پی سالها…صص93-94)

و این جلال بایار، کسی بوده که برجسته ترین خدمات را به ترکیه کرده و بالاترین مقامها را در آن کشور دارا بوده اما سرانجام، به جرم فروش یک سگ و آنهم بخاطر فشار مالی، قوه قضائیه کشور او را به محاکمه فرا میخواند و محکومش می کند!

جالب اینجاست که سالهای نخست وزیری جلال بایار در ترکیه، مصادف با 1937الی1939 یعنی اواخر دوران رضاشاه در ایران بوده و بهتر است نظری به آن زمانِ ایران و میزانِ چاپلوسی هایِ تهوع آور مقامات و نمایندگان مجلس ایران از رضاشاه در یکی از مراسم عید نوروز بیندازیم، البته باز هم از خاطرات آقای ناصر امینی که از دوستداران دو پهلوی بوده:
…تعطیلات عید نوروز است اما به اجبار، تمامی نمایندگان مجلس را برای یک جلسه فوق العاده در مجلس جمع کرده اند. موضوع جلسه، خواندن تلگرافات و تبریکات عید نوروزی سلاطین عالم به رضاشاه است! با خواندن هر کدام از تلگرافات، نمایندگان مجلس به به و احسنت میگویند و سپس، پشت تریبون رفته تملق میگویند و کف زدنها شروع میگردد… اما در خاتمه، وکیل پیرمردی گوی سبقت را در چاپلوسی از همگان می رباید و چنین میگوید:
«افلاطون گفته است وجود نوابغ منشا قدرت در روی زمین است و اطاعت او به حکم عقل و منطق برو و برگرد ندارد ما هم به شهادت دوست و دشمن زیر سایه یکی از بزرگترین نوابغ عالم(رضاشاه کبیر) هستیم پس چه زحمتی است که هیئت دولت و نمایندگان مجلس برای تهیه قوانین متحمل زحمات شوند، همان بهتر است که الهامات نابغه را ابلاغ نمایند و دولت و ملت هم عمل کنند، من قول میدهم خارجی ها هم از آن استفاده می کنند…»(همان منبع…ص224)

و همیشه چنین بوده که ضحاکها از اول ضحاک آفریده نمیشوند بلکه اطرافیانش سهم عظیمی دارند آنان با چاپلوسیها، کم کم بادشان میکنند تا برافتند تا آماده ذبح گردند.
در روستاها، هنوز هم برای پوست کندن حیوانات، آنها را ابتدا حسابی باد میکنند

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s