ضحاک یا آژی دهاک

از گروه تاریخ وفرهنگ ایران زمین-فیسبوک به کوششArash Behdad

ضحاک در زبان عرب، آژدهاک و آژی دهاکه در زبان اوستایی، شاه اساطیری خونیرث، و شاه پیشدادی که در باور عموم و برخی پژوهشگران از نسل عرب دانسته می شود،

نام ضحاک یا آژی دهاک به معنای ماردوش یا مار اهریمنی یا ماری که نیش می زند هست، این نام لقبی است که بر ضحاک پس از بوسیده شدن شانه های او توسط اهریمن نهادند، نامی که پیش از ضحاک نامیده شدن داشت «بیوراسپ» بود به معنای (دارنده ده هزار اسب)، اما تحلیل هایی که از گذشته تا به امروز بر نام بیوراسپ حاکم بوده صفت بودن یا پاژنام بودن این نام هست، سوالی که در ذهن بوجود میاد این هست که چطور نام ضحاک پیش از ماردوش شدنش توسط اهریمن آژی دهاک یا ضحاک بوده؟

برخی استدلال می کنند معنی نام او (دارنده ده هزار اسب) صفت او بوده و ضحاک واقعا دارنده و مالک ده هزار اسب بوده بدین جهت او را بیوراسپ نامیده اند با این استدلال باید بپذیریم که نام های ارجاسپ و لهراسپ و گرشاسپ هم یک صفت بوده و نام اصلی شاهان نبوده چون معنی گرشاسپ یعنی دارنده اسب لاغر و معنی نام لهراسب به معنی دارنده اسب تیزرو هست و معنی نام ارجاسپ یعنی دارنده اسپ با ارزش یا گران بهاء، نامهای این چنینی نام هایی آریایی و کهن هستن برای مثال قبیله ای در بین سکاها وجود داشت به نام آریماسپ که احتمالا به معنای دارنده اسب های نجیب و آزاده بوده چون آری یا آریا به معنای آزاده و نجیب هاست.

شجره نامه ضحاک:

در متون پس از اسلام و متون سامی و عربی نام پدر او را «مرداس» ثبت کرده اند که یک نام سریانی(آرامی) هست، به این علت که خداینامه ها به زبان عربی ترجمه شد و سپس به فارسی راه یافت نام ها تحت تاثیر زبان های سامی قرار گرفت.

ریشه نام تازی

در باور عموم مردم ایران و افغانستان و تاجیکستان، تازیان یعنی عرب ها و سامی نژاد ها، تازی چیست و تاز کیست و چرا اعراب تازی خوانده می شوند؟ نظریه هایی بسیاری وجود دارد از جمله ریشه کلمه تاز از تازیدن و تاختن که به معنای هجوم اعراب به ایران هست بدین جهت تازی خوانده می شود و تازی به معنی مردمانی که دائما می تازند، در ایران سگ شکاری را تازی گویند، برخی می گویند نام تازی برگرفته شده از قبیله معروف عرب به نام طایی هست که برگردان شده است، برخی دیگر این نام را هم ریشه با مردم تاجیک که در گذشته تازیک و تاژیک خوانده می شدند میدانند چون شکل سغدی واژه تازی تاجیک تلفظ می شود.

ضحاک در در تاریخ و شاهنامه طبری:

طبری در نسب ضحاک از نویسندگان عرب نقل بسیاری کرده، در کتاب او از هشام بن محمد نقل شده است که عجم ضحاک را از خود میدانند و می گویند جم خواهر خود را به ازدواج یکی از خویشان خود(مرداس با نام اصلی اروداسپ) در می آورد و از این پیوند ضحاک زاده می شود ، نسب نامه ای که از ضحاک در کتاب طبری آمده به این شرح است: بیوارسب پسر ارونداسپ پسر زینکا پسر ویروسک پسر تاز پسر فرواک بدین جهت او را تازی می خوانند چون او از نسل شخصی به نام تاز هست.

ضحاک در متون پهلوی نسک بندهش:

در متون پهلوی نسب نامه ضحاک به طور کامل هم از سمت مادر و هم از سمت پدر ذکر شده که در تصویر پست قابل مشاهده هست نسب نامه ضحاک با متون پهلوی شباهتی با نسب نامه طبری دارد و تنها در تلفظ برخی در تضاد هستند، در بندهش تاز و هوشنگ نخستین شاه پیشدادی برادر یکدیگر هستن و هردو پسران فرواگ و مادرشان ودگ هستن، با استناد به این متن و تاریخ طبری میتوان فهمید که ضحاک یا به بیان درست بیوراسپ مار دوش یک شاه آریایی بوده که به سبب ترجمه های عربی و غلط پس از اسلام ترویج اشتباهات عامیانه مردم به اعراب نسب داده شده و تازی بودن و کلمه تازی هیچ ارتباطی به عرب و عرب زبانان ندارد و تاز برادر هوشنگ پیشدادی هست که پس از اسلام با واسطه ترجمه های غلط به مانند افراسیاب و تورانیان که ترک خوانده شدند عرب دانسته شده و به عربان نسبت داده اند، یا سرزمین سرم یعنی سرمت که در اوستا سئیروم نامیده شده باعث برداشت غلط برای مترجمین شده که سئیروم تلفظ ایرانی یا اوستایی واژه روم و رومی هاست و به این سبب اشتباهات پی در پی در متون پس از اسلام بوجود امده است.

نتیجه گیری:

نام صحیح ضحاک تازی، بیوراسپ ماردوش پسر اروداسپ هست که در سریانی(آرامی) نام پدرش تبدیل به مرداس گشته است و جد بزرگ و نیای او تاز برادر هوشنگ بوده و به این جهت تازی خوانده شده همانگونه که خاندان رستم و سام به کریمان خوانده می شدند. بیوراسپ صد در صد تبار آریایی داشته است چون محال هست که آریاییان حکومت یک غیر آریایی خصوصا عرب را بر خود بپذیرند و منابع قوی هم تاکید بر صحت این تبارنامه دارند.

منبع بندهش پهلوی به این جهت مهم و ارجع هست که تمام متون پس از اسلام(شاهنامه ها و دیگر کتب) از متون اصلی یعنی خداینامه ها و متون پهلوی گرفته شده اند و به سبب بی تجربه بودن مترجمین یا عدم تسلط کامل به زبان های کهن ایرانی (پهلوی، اوستایی) در ترجمه دچار مشکل و خطا شده اند و احتمال دیگر تغییر جغرافیای سیاسی و مردمی در روزگاران تحریر شاهنامه های پس از اسلام که باعث شده که قومیت ها و ملت های دیگر جایگزین اصل داستان بشوند و به غلط ترک ها و عرب ها و رومی ها به داستان وارد گشته اند..

منابع:

متون پهلوی نسک بندهش مهرداد بهار صفحه 149 تاریخ الرسل و الملوک طبری(شاهنامه طبری)، صادق نشات صفحه 37.

کتاب طبری نوشته صادق نشات فقط بخش شاهنامه ای و تاریخ کهن ایران هست به همین علت گاهی شاهنامه طبری هم خوانده می شود، این کتاب گزارش های تاریخ ایران از کتاب 16 جلدی تاریخ طبری هست که به کوشش صادق نشات جداسازی و چاپ شده است.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s