عید آمد و ما قبا نداریم -نسیم شمال

عید آمد و ما قبا نداریم

با کهنه قبا صفا نداریم

گردید لباس پاره پاره

در پیکر خود عبا نداریم

جز سنگ و کلوخ و آجر و خشت

ما بالش و متکا نداریم

مردند تمام قوم خویشان

غم‌خوار به جز خدا نداریم

جز گاو برای کسب روزی

در مزرعه رهنما نداریم

آجیل و لباس و پول خوبست

اما چکنم که ما نداریم

خوبست بساط ساز و آواز

افسوس که ما صدا نداریم

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

عیدی بدهید فصل عید است

این عید برای ما سعید است

جمشید این بساط را چید

از جم به عجم مهین نوید است

شیرینی و هفت سین بیارید

ای هموطنان مرا امید است

قلیان و گلاب و نقل و شربت

با چایی لاهیجان مفید است

طفلی که قبای تازه دارد

در موسم عید رو سفید است

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

باید شب عید را پلو خورد

آن ماهی شور با چلو خورد

در سال گذشته وقت تحویل

با باقلوا شکر پلو خورد

افشرده به ماهی آب نارنج

بس تازه به تازه نو به نو خورد

آن جوجه پخته را به یکدم

بلعید، ندیدمش چطور خورد

کوکوی برشته را ز بشقاب

قاپید به حالت چپو خورد

اندر سر سبزه مرد زارع

این شعر بخواند و نان جو خورد

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

صد شکر تمام شد زمستان

شد فصل بهار و عیش مستان

منقل بکشید سوی مطبخ

کرسی ببرید از شبستان

آن سینی هفت سین بیارید

با سبزه و سنجد و سپستان

سورنج و سماق و سرکه و سیر

آرید به صفحه گلستان

یاد از فقرا نموده ناگاه

دیشب یکی از خدا پرستان

عریان و برهنه در شب عید

می گفت یکی از تنگدستان

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

یاران چکنم که کس ندارم

بلبل شده ام قفس ندارم

خواهم بگریزم از زمانه

اصلا ره پیش و پس ندارم

بازار وطن شده پر از دزد

یک شحنه و یک عسس ندارم

هر روز عوض شود وزیری

در محکمه دادرس ندارم

گلدسته باغ عقل و هوشم

من طاقت خار و خس ندارم

جز علم و ترقی و معارف

اندر دل خود هوس ندارم

عید است برای پختن آش

پول نخود و عدس ندارم

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

شاعر و روزنامه‌نگار فرهیخته عصر مشروطه – سید اشرف‌الدین حسینی قزوینی (نسیم شمال)

سيد اشرف الدين حسينى قزوينى
عکس یادگاری چند نظامی رتبه بالا با سید اشرف‌الدین گیلانی، در روز دستگیر شدن توسط نظمیه و بردن او به دارالمجانین تهران در نزدیکی دروازه قزوین
آرامگاه او در ابن بابويه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s