خط فارسی، نه خط عربی!

از برگ ایران بزرگ فرهنگی در فیسبوک

نویسه/حرف، رخسارِ نوشتاری/مکتوبِ واج است و واج رخسارِ گفتاری/ملفوظ نویسه یا حرف.

نویسه ها در زنجیره ی سخن در هر زبانی نقش ویژه ای دارندو سامان/نظامِ نوشتاریِ ویژه ی آن زبان را پدید می آورند.

چنان که الفبای رومیایی[/لاتین] در زبان های اروپایی سامان های گوناگونی را پدید می آورند. نمونه را /z/ در آلمانی، همان آوایی را نمایندگی نمی کند که درزبان انگلیسی آن را نمایندگی می کند. یا بسیاری از نویسه ها در انگلیسی و فرانسه «املای» تاریخی دارند و خوانده نمی شوند.مانند night و write در انگلیسی. مانند /و/ در «خواهر» [در زبان فارسی]

بارها شنیده یا خوانده ایم که حتا دانشوران رشته های ادبی و فرهنگی، خط کاربردی در زبان فارسی را زبان «خط عربی» می خوانند.

می دانیم خط کنونی فارسی زبانان با خطی که در زبان عربی به کار می رود، در بیش ترِ نویسه/حرف ها همسان است.

همچنین می دانیم که افزون برگویش های گوناگون زبانِ فارسی و زبان های ایرانی مانند کُردی و پشتو، زبان های دیگر کشور های اسلامی که عرب زبان نیستند، مانند ترکانِ باشنده/ساکن درآسیای میانه و اران و شروان [ شمال ارس] و ترکیه، پیش از دگرگونیِ خط در زبانِ نوشتاریِ آن ها، با خط عربی می نوشتند.

برای بررسی زبان نوشتاری فارسی باید این نکته را به دیده داشت که با دگرگشتِ زبان فارسی میانه/پهلوی ساسانی، زبان فارسی دری از سده ی پایانی فرمان فرمایی ساسانیان از فارسی میانه، در دل ایرانشهر، عراق کنونی سر برآورد.

یکی از شوَند های رواج و گسترش زبان فارسی دری در خراسان را، بود و باشِ لشکریان و اردو های رزمی می دانند که از تیسفون، پایتخت ساسانی برای نبرد با خیونان و ترکان کوچنده و تاراجگر، به مرزهای شمال شرق ایران ساسانی،به فرارودان، گسیل می شدند.

بیش ترِ باشندگان شهرهای انبار و کوفه-از استان مرکزی شاهنشاهی ساسانی- حتا پس از اسلام، ایرانیانِ فارسی زبان بودند.

از سوی دیگر، زبان نوشتاری درباری و دیوانی ساسانی به خط پهلوی بوده که دگردیسی شده از الفبای آرامی است.

آرامی ها که از سامیان کوچنده از شمال عربستان به میانرودان بودند، در سده های 7 و 6 پیش از زایش مسیح، زبانشان جای زبان اکدی جنوبی/گویش بابلی را گرفت.

با برافتادن دولت کلده و بابل به دست کورش بزرگ، زبان آرامی که زبان اداری دولت های میانرودان در این زمان بود، همچنان زبان اداری امپراتوری هخامنشی گردید.

زبان آرامی که از دوران مسیحی گری به گونه ی دو گروه شرقی و غربی در آمد، گروه شرقی آن پس از اسلام جای خود را به زبانِ عربی داد.

خط آرامی از الفبای فنیقی گرفته شده و خط های عبری، نبطی، زبوری، پهلوی، خوارزمی و خروشتی و…از آن گرفته شده اند.

[مقالات احمد تفضلی، نشر توس 1398، 273-274]

دانشمندان اسلامی در روایت های خود، خاستگاه و گسترش خط عربی را نخست از انبار و کوفه و حیره، سپس حجاز می دانند.

کتیبه های یافته شده در «جبل الدروز» و «ام الجمال» که نخستین پدیده های خط کوفی را نمایش می دهند.

سند نوشتاری شهر «زبد» در جنوب دریاچه ی «جبو» (حلب،سوریه) که «زاخائو» آن را یافت و کتیبه ی دو زبانه ی یونانی- عربی که در «حوران» در شمال غرب «جبل الدروز» یافته شد، از گونه ی «کوفی» است. [تاریخ ادبیات عرب، رژی بلاشر، ترجمه ی آ.آذرنوش،موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی،جلد یکم، 1363صص 89-100]

«کوفه» از شهرهای استان مرکزی، دل ایرانشهر در امپراتوری/ شاهنشاهی ساسانی بوده و خطی که به کوفه بازخوانده شده/نسبت داده شده،گونه ای از دبیره ی پهلوی بوده که برای نوشتن کتیبه ها به کار می رفته است.

«نسخ» نیز عربی شده ی نسک است، به معنای نوشته/کتاب.

کتیبه های تازه یافته مانند کتیبه های عربی باستان شمالی به الفبای سامی جنوبی اند. از کتیبه های دادانی و تیمایی و صفایی، نشانی باز نمانده است.

کتیبه های نبطی و هاترا و ادسا نیز ریشه ی آرامی دارند.

[اعراب و امپراتوری های پیش از اسلام، گرگ فیشر و دیگران، ترجمه ی مهناز بابایی، نشر مروارید 1400]

کلید واژه ها:

خط فارسی،

نظام نوشتاری،

خط فارسی،

الفبای رومیایی،

دل ایرانشهر،

خط و زبان آرامی.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s